۱۳۸۸ فروردین ۱۳, پنجشنبه

فدرالیزم یا تمرکز قدرت؟

در میزگرد امشب شرکت کنید.

میزگرد امشب میزبان آقای دکتر امیرحسین گنجبخش، پژوهشگر موسسه بهداشت ملی آمریکا و از اعضای اتحاد جمهوریخواهان ایران است و همچنین آقای دکتر عبدالستار دوشوکی، تحلیلگر و فعال سیاسی. در برنامه امشب به دو الگوی فدرالیزم و تمرکز قدرت نگاهی خواهیم داشت تا در این بررسی ببینیم کدام الگو می تواند برای ایران بهتر باشد.

آیا اقوام مختلف از جایگاه سیاسی و نقش موثر در سیاست ایران برخوردارند؟
آیا فدرالیزم می تواند به ایرانی قویتر کمک کند؟
آیا تمرکز قدرت می تواند به ایرانی قویتر کمک کند؟

وضعیت اقلیتهای ایرانی موضوع مورد تمرکز/ در کنفرانسی دو روزه بروکسل است. در این کنفرانس وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی بررسی می شود.
حدود نیمی از جمعیت ایران را اقلیتهای قومی و دینی تشکیل می دهند. اما اهوازی ها، بلوچها کردها و آذری ها از جمله گروههائی هستند که در رابطه با زبان/ مذهب و قومیتشان مورد تبعیض قرار می گیرند. در کنفرانس بروکسل نحوه دست یابی اقلیتها به آینده ای برابر و عادلانه در ایران و احتمال برقراری فدرالیسم بررسی می شود. اما در مقابل افرادی معتقدند که دولت مرکزی، بهتر می تواند احقاق حقوق اقلیتها را تضمین کند. در برنامه امروز ما به بررسی این موضوع می پردازیم.

شما چی فکر می کنین؟

۲۷ نظر:

ناشناس گفت...

اقلیت و اکثریت در قاموس جمهوری اسلامی مشابه هم است. دیگر چیزی به نانم اقلیت واکثریت وجود ندارد. باید بگویم ایرانی ها از این رژیم رنج می برند

sohrab گفت...

اقوام مختلف از جایگاه سیاسی و نقش موثر در سیاست ایران برخوردار نیستند در قانون اساسی جمهوری اسلامی که حاکمان آن مثل احمدی نژاد فریاد عدالت سر داده اند ریس جمهور باید شیعه باشد.
اهل تسنن نه تنها حق ندارند ریس جمهور شوند بلکه به مقامات حساس هم دسترسی ندارند فقط به خاطر مذهب و عقیده اینست چهره واقعی مدعیان رهبری اسلام و عدالت

فرهادازتهران گفت...

بادرود،مسئله تبعیض درایران محدودبه یک گروه قومی نیست بلکه همه مردم ایران مورد تبعیض قرار می گیرندو به خودی وناخودی تقسیم می شوند.

کامبیز از کرمان گفت...

ایران نژاد پرست ترین رژیم جهان است چون در قوانینش نه تنها غیر شیعیان حق رسیدن به مقامات بالا را ندارند بلکه ادیان دیگر الهی مثل مسیحیت و یهود هم حق ریاست جمهوری ندارند و بهاییان حتی در بخاک سپردن درگذشتگان خود هم دچار مشکل هستند, کافیست شما بهایی باشید تا رفتاری که در آلمان نازی با یهودیان صورت میگرفت از طرف هیتلر زمانه در حق شما اجرا شود .

ناشناس گفت...

با سلام و تبريك روز 13 بدر
***
متاسفانه با وجود اينكه مرزنشينان غيور ما از اقليت هاي مذهبي (و قومي) هستند ولي اقليت هاي ديني و قومي در ايران در بسياري زمينه ها دچار مشكل و تبعيض هستند . براي مثال از حق تحصيل به زبان مادري خود محرومند (كه مي توان آذري ها را مثال زد) . و در شهرهاي بزرگ از داشتن مساجد محروم هستند (مثل سني ها در شهر تهران) .
با وجود اينكه در استان هاي جنوبي و نفت خيز اقليت ها زندگي مي كنند ولي وضع معيشتي مناسبي ندارند .
اين كاستي ها باعث شده كه ما چيزي به نام احساسات ملي و غرور ملي را شاهد نباشيم ؛ اين كاستي ها و مشكلات باعث مي شود كه ديدگاه انترناسيوناليستي هم دچار خدشه شود .
***
با سپاس - نيلو از تهران

علیرضا گفت...

به نظر من فدرالیزم نه تنها میتواند احقاق حقوق اقلیتها را محقق سازد بلکه برای ما هم که مثلآ اکثریت شیعه هستیم بسیار مفید خواهد بود . زیرا در جمعیت اکثریت شیعه در ایران کسانی که در ولایت ذوب شده اند نه تنها از حقوق خود به موقع و به اندازه بهره مندند بلکه با فراق بال و بدون ترس از قانون و براحتی به حقوق اکثریت ملت ایران که فرقی نمیکند شیعه باشند یا سونی یا مسیحی یا ... مسلط بوده میتوانند هر وقت دلشان خواست لقمه ای چرب برای خود یا نزدیکانشان بگیرند . به نظر من اگر فدرالیزم برای تمام اقوام درست تشریح و به همه تفهیم شود میتواند سیستم بسیار خوبی باشد به شرط اینکه اقوام کرد و بلوچ و عرب و ترک نیز بعد از پیاده شدن چنین دولتی دیگر به فکر جدائی نباشند و همه ایرانیان در کنار هم و باهم ایرانی سرافراز و آباد بسازیم .
علیرضا
اصفهان

بهداد از زاهدان گفت...

دولت مرکزی قادر به تامین حقوق اقوام محلی نیست, اگر بود چرا مجازات قطع دست و پا را در حق بلوچستان روا میدارند ؟ آیا غیر از اینستکه ساکنان بلوچ را درجه دوم و از نظر انسانی پست و حقیر میداند و مانند بریدن دست و پای حیوانات ارزش بشری برای آنها قائل نیستند .

ناشناس گفت...

با درود

مسئله ي تبعيض بين اقليت ها موردي است كه نبايد از كنار آن به سادگي رد شد .
از نظر اقليت هاي قومي هم معيار توسعه يافتگي مي تواند مورد توجه قرار بگيرد .
مثلاً هر چقدر به سمت پايتخت كه اكثراً فارس زبان است حركت مي كنيم ، توسعه يافتگي بيشتر است .
وجود اقليت ها در كل يك كشور ، يك امتياز مي تواند باشد ولي در ايران براي دولتمردان يك تهديد به شمار مي رود .

افراد سرشناس سياسي از بين اقليت هاي ديني را كمتر در بين رجال سياسي و دست اندركاران مي توان ديد .
براي مثال فرمانده ي نظامي سني در سطوح بالا وجود ندارد و اين مسئله غرور ملي آنها را دچار خدشه مي كند .
***
گرچه در مجلس ايران ادعا مي شود كه نماينده ي اختصاصي براي اقليت هاي مذهبي وجود دارد ، ولي وقتي مقايسه مي كنيم ، در كشورهاي ديگر افرادي از ساير ملل و مذاهب بيشتر از يك نفر مي توانند به مجلس راه يابند .
رضا از تبريز

شیوا از تبریز گفت...

فرهنگ توهین به اقلیتها نتیجه تبعیض دولت مرکزیست , نمونه آن جک هاییست که در حق مردم دلاور آذربایجان ساخته میشود , دولت مرکزی برای تخریب شخصیت اقوامی که بیشترین مشخصه آزاد منشی و روشن بینی سیاسی را دارند به چنین ترفندهای ظالمانه ای متوسل میشود به چنین ترفندهای ظالمانه ای متوسل میشود آذربایجان خاستگاه ستا رخان و طرفداران بابک خرمدین و دیگر مبارزان آزادیخواه در تاریخ ایران بوده و بهمین علت تخریب شخصیتی قوم آذری از اهداف اصلی دیکتاتورهاسست .

Nooshin گفت...

جالب اینجاست که احمدی نژاد در حالی درس عدالت به آمریکا و بقول خود مستکبران میدهد که بهاییان آزادی تحصیل در دانشگاه و مشاغل دیگر و حتی دفن در قبرستان ندارند و کردها را هم از رسیدن به مقامات بالا منع و در کردستان سرکوب میکند .
در صورتیکه اگر نیک نظر کنیم شیعیان در جهان فقط یک دهم تعداد مسلمانان را دارند و اکثریت اهل تسنن دارند .

ناشناس گفت...

با درود و شادباش نوروز،
فدرالیسم برای کشوری همانند ایران با نتوع فرهنگی زیاد می تواند سودمند باشد. اما فدرالیسم نیاز به درک بالای سیاسی-اجتماعی دارد، تا آنجا که شعور اجتماعی یک کشور از حالت غارت و منفعت طلبی فردی و قومی به رقابت یا حتی مشارکت جمعی و احترام به تنوع فکری و فرهنگی تغییر کرده باشد. بیم آن دارم که عدم بلوغ سیاسی ما ، فدرالیسم را به تجزیه ایران منتهی کند. باشد که چنین نباشد.
با سپاس

زاگرس از سنندج گفت...

در ممالک فرا قومی تنها راه زندگی مسالمت آمیز مردم رعایت حقوق مساوی تمامی اقوام است وآن هم فقط از راه برقراری فدرالیسم که یکی از ارکان اساسی دمکراسی است میسر است .

کاوه از تهران گفت...

با توجه به اينکه هميشه ضرورت فدراليسم در کنار تضييع حقوق اقلييت های قومی مطرح شده است، اين سوال مطرح می شود که آيا فدراليسم در ايران چگونه پياده می شود و اصولاً آيا فدراليزم قومی نيز امکان پذير است؟
در اين صورت تکليف شهری مانند اروميه که هم ساکنين کرد و هم ترک دارد چيست؟
آيا نبايد نگران خشونت های ميان قومی در اين مکان ها بود؟
فکر می کنم بايد بر منطقه ای بودن فدراليزم احتمالی ايران تاکيد کرد.

ناشناس گفت...

من کثرانی هستم و معتقدم ما یک ملتیم بااقوام گوناگون نه ملیتهای مختلف در چارچوب یک کشور .
به آقای دوشوکی بگویید که گفتارخویش را تصحیح کند ما با جدایی طلبان کاری نداریم زنده باد آقای گنج بخش که گفت تمامیت ارضی باید حفظ شود

ناشناس گفت...

سلام من یک لر بختیاری هستم.
و بر فدرالیزم ملیت های تحت ستم در ایران اعتقاد کامل دارم و بنظرم تمرکز قدرت باعث محرومیت کامل اقوام لر و کرد و... در ایران شده.
چنانکه در کوهرنگ چهارمحال و بختیاری مردم آب خوردن ندارند و همین آب که در همان کوه ها سرچشمه می گیرند به یزد و اصفهان و... برده شده اند و همچنین پروژه ی قمرود در لرستان که آب این منطقه را به قم برده اند و نام قمرود که کاملا جعلی است بر آن نهاده اند.و همچنین در تمام روستا های اطراف سد کارون در شهرستان ایذه از نعمت برق بی بهره اند.

رستم گفت...

با درود
لطفا ایران رو با الگوهای شبیه به خودش مقایسه کنید. در بحث فدرالیزم ایران قابل مقایسه با انگلستان نیست چون ایرلند و اسکاتلند و ولز با استانهای ایران از نظر تاریخی در قالب یک کشور متحد و یک حکومت قابل مقایسه نیست.

بنده موافق تمرکز زدایی هستم ولی لطفا ایران را با الگوهای شبیه به خودش مقایسه کنید.


rostamfarokhzad.blogspot.com

پویا گفت...

با سلام و درود

بنظرم ما در ایران به جای فدرالیزم و تمرکز قدرت نیاز به نرمالیزم و تمرکز عقل و فکر جاری تصمیم گیر در مملکت داریم .البته با پوزش که این یک اظهار نظر علمی نبود .سئوال اینجاست که چه پیوستگی میان قومیت های جغرافیایی و قومیت های سیاسی در کشور وجود دارد و این راهکار عنوان شده در برنامه آیا می تواند زمینه تحولی بر حافظه تاریخی ایرانیان باشد یا خیر؟

وفا گفت...

دوستان عزیز و به خصوص کثرانی عزیز وقتی در مورد نقطه نظرهای ارائه شده ابراز عقیده می کنید مطمئن باشید که امانت در گفتار را رعایت کرده باشید تا از سوتفاهم های بعدی جلوگیری شود. با سپاس از توجه و ابراز نظرهای سنجیده شما

اسکیز گفت...

میزگرد توپی بود آقا وفا
-و جز این نیست که وجود احزاب مختلف و نظرگاه ایشان برای تشکیل یک سیستم که به اداره ی مملکت بپردازد مثل آب برای عموم مردم اهمیت حیاتی دارد
-آقای دوشوکی بدرستی به اندر خم یک کوچه بودن طی صد سال گذشته درباره اهمالی که در درک و بکارگیری اصول اساسی مشروطه شده است اشاره کردند
-یک موضوع دیگر که کمتر در بحث راجع به اینگونه مقوله ها مورد توجه است واقعیت ـ اینست که اساسا" فارس کیست؟ یا ایرانی به که اطلاق میشود؟ این زیاد دل انگیز نیست که یکی به دیگری بگوید فارس و دیگری مبتنی بر تصورات خود هموطن خویش را تحت نام قومی اش مورد خطاب قرار دهد.. درست معلوم نیست ظرف این چند ساله اخیر این داستانها و تفکرات چطور شروع به رشد کرده و موجب بیگانگی مان از هم شده اند.. اگر دایی جان ناپولیئونی بنظر نیاید حقیقتا" ویروسیست که به جان خرد جمعی ما انداخته شده یا افتاده!
-توجه به این موضوع خیلی خیلی مهم است که مثلا آلمان بلژیک .. اینها سیستمهایشان را قرنهای متمادی نیست که برقرار کرده باشند. اینچنین تحول و زیر و رو شدنی در قاموس نظامی که برای اداره یک کشور ایجاد میشود قطعا" نیاز به عبوری دهها ساله از آن وجود دارد که میوه اش هم تنها در همین زمانها به بار مینشیند حالا در قیاس با ایران میبینیم که همین انسجام موجود شمال و جنوب شرق و غرب این کشور با تمام اقوامش از زمانی بسیار دور تا کنون ادامه داشته و در توالی زمانها و اعصار مختلف بر اثر انواع ضرباتی که به قامت این پیوستگی وارد شده و بدون اینکه مثل کشورهای مذکور به بازسازی و چیدمان تازه ای رسیده باشیم همچنان در کشاکش آخرین ضربه ای (جمهوری اسلامی فقیهی) که فعلا در عمر نا مبارک سی ساله اش همه مان را به سیخ کشیده است طبعا" به این بیگانگی از خود و دیگری دچار شده ایم. همانطور که عرض کردم اگر فرصت (شانس) اینرا داشته باشیم تا بتوانیم به این مسئله که بدبختانه در آن بسیار تاخیر افتاده مشغول شویم تازه باید بدانیم که بدون صبر و گذشت و دقت در حفظ آنچه ایجاد کرده ایم تکه پاره میشویم و راه به هیچ کجا نخواهیم برد

آقای مستقیم٬ مثل آقای فرهودی در "دو روز اول"٬ اگر شد و فرصتی بود در آغاز هر میزگرد٬ خیلی کوتاه اشاره ی گذرایی به یک دو نظر یا ایمیل درباره ی برنامه ی قبل بکنید و سپس بیاغازید.. خدا قوت

رستم گفت...

اسکیز جان به نکته خیلی خوبی اشاره کردید اتفاقا بنده بارها در این مورد مطلب نوشتم ولی خوب این داستان فارس هم یک دست آویزی شده برای فاصله اندازی.
بنده با توجه به پیشینه هایی که از چند زبان محلی ایران به طور ابا اجدادی دارم و چند تایی هم در حد علاقه باهاشون آشنایی دارم و همینطور تحقیقاتی که در مورد زبانهای کهن مانند پهلوی ، اوستایی و غیره داشتم به نتایج جالبی رسیدم و بارها به واژگانی در زبانهای محلی برخورد کردم که بسیار بسیار نزدیکتر و حتی گاهی اوقات کاملا منطبق با واژگان پهلوی و اوستایی بودند در صورتی که مثلا همان واژه در فارسی امروز با تغییرات فراوان مورد استفاده قرار می گیرد.
در گذشته به تمام این مرز و بوم میگفتن persian empire ولی بعد ها این پارس فقط مرز بندی زبانی پیدا کرد و متاسفانه امروزه فقط به آن زبانی که بسیار نزذیک به "زبان دری" هست میگوییم زبان پارسی .
برای من امروزه بسیار خنده داره که مثلا میگن فلان درصد از مردم ایران فارس هستند و مثلا فلان درصد گیلک یا کرد.
بنده به سند و مدرک ثابت میکنم تعداد واژگانی که به صورت خالص و دست نخورده از پهلوی یا اوستایی در این زبانها به جای مانده بسیار از فارسی که ما امروزه صحبت میکنیم بیشتر هست.
درآینده نزدیک اگر وقتی پیدا کنم در همین باب حتما مطلبی در وبلاگ خواهم نوشت.

rostamfarokhzad.blogspot.com

Masoud گفت...

باسلام بنظرمن بحث جالبیست.ولی ابتدابایستی معلوم شودکه مولفه های تعیین فدراسیونهادریک کشورکدامست-قومی/مذهبی/توزیع منابع طبیعی/تعدادجمعیت ویا....... مسعودازتهران

ارش از قلب ایرانزمین گفت...

من به عنوان یک دانشجوی دکترای علوم سیاسی از برخی هموطنان درشگفتم که مفهوم فدرالیسم را با تجزیه طلبی در هم می امیزند فدرالیسم حتی اگر قومی نیز باشد یا به قول مهمانتان "خاکی خونی" باعث تجزیه کشور نمی شود بهترین نوع کشور هایی بر پایه فدرالیسم قومی بلژیک و سویس هستند در اروپا و یا به ما نزدیک تر کشور مالزیی است که فدرالیسم قومی حتی با وجود حکومت پادشاهی زمینه دموکراسی قومی و در نتیجه پیشرفت کل ملت و کشور مالزیی را باعث شده است.

رستم گفت...

آرش جان از شما که دانشجوی دکتری علوم سیاسی هستید بعید است بدون در نظر گرفتن فاکتورها، شباهت ها و تفاوتها نظر کلی بدهید.

بنده نمی خواهم وارد جزئیات، شباهتها و تفاوتهابین کشور ها بشوم چون باید حد اقل 10 تا پاراگراف بنویسم همچنین از دلایل و مشوقهای که باعث میشود حکومتهای منطقه ای وفادار و وابسته به حکومت مرکزی بمانند هم نمی نویسم چون اون هم بحث بسیار طولانیست و فقط در این حد که چنین مشوقها و دلایلی جهت وابستگی به حکومت مرکزی در حال حاضر در کشور ما وجود نداره بسنده می کنم.

کشوری که نه در سطح جهانی خوش نام است و نه اقتصاد قوی دارد و نه انگیزه ای میتواند ایجاد کند که مردم را نسبت به حکومت وابسته نگه دارد و از همه مهم تر مثلا در یک استان وجب به وجب چاه نفت و گاز در بیاید و در یک استان دیگر هویج و شلغم هم در نیاید ، فدرالیزم خاکی خونی جز جنگ قبیله ای چیزی به همراه نمی آورد.

البته بنده باز هم تاکید میکنم که موافق تمرکز زدایی هستم . و تمرکز زدایی باید انجام بگیره ولی از راه و روشی که با در نظر گرفتن شرایط فرهنگی و جغرافیای کشور باشد.

اسکیز گفت...

جای شگفتی نیست
زیرا از هر گونه اظهارات در این زمینه میتوان چنین استنباطی هم داشت با اینهمه تصور میکنم اشاره به موضوع عدم آگاهی دیگران از چگونگی دولت ائتلافی نمیتواند چندان بجا باشد چون این احتمال وجود دارد که توجهات بیشتر معطوف به نیات تفرقه انگیز (نهفته) باشد و نگرانی از اینکه در زمانی که فرصت بروز بیابند به روزگار تلخی دچارمان کنند یا لااقل چیزی شبیه به همین حال و احوالی که از برکت جمهوری اسلامی نصیب برده ایم

ناشناس گفت...

Ba Tashakor az VOA va mojrian mohtaram barnameh
Az in ke forsato baraye iraniha bevojood avordid ta ba hamfekri betoonan raheshoon o be samte Democracyi pish bebarn sepasgozari mikonam.In emkani ast ke dar tamam tarikh e Iran vojood nadashte ast.
Man nazarat e khodam ro dar in ghesmat az barname shoma be soorat e list dar avordam ke jai e kamtary begireh.
Ertebat e nazarate zir ro ba mozooe bahse shoma yani federalism va …. be ohdeye khanadeh mohtaram migozaram.
Omidvaram dar in barike rahe oboor be samte Democracy, in nazarat mofid bashand.
Emkanate type e farsi nadashtam va az in babat ozr mikham. Age doosti ham lotf koneh va oono be type farsi bargardoone mamnoon misham.

1- Democracy dar yek keshvar yani HADE AKSARE HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII MOSAVI dar on keshvar baraye taktak e afradi ke dar on keshvar moghim hastand .
2- HADE AKSARE HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII MOSAVI shamele tamami hoghoogh fardi-ejtemaii ast ke be hamegi afrade ejtema(az balatarin maghame dolati ya servatmandtarin shakhs gerefteh ta faghirtarin farde ejtema) be soorate mosavi dadeh mishavad ta az an be nafeh khod va ejtema estefadeh konand bedoon e inkeh be hoghooghe mosavie digaran asib beresanad va ya on ra mahdood konand.

3- Esteghrare democracy dar yek keshvar ehtiaj be etelaate avalieh mardom az on dare ke chera be on niaz daran, az koja shoroo konand, va chetori edameh bedan. Tekrare osoole zir be khodemoon va be atrafian mitavanad yek eghdame avalieh monaseb bashad:

Man yek ensan hastam ba HADE AKSARE HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII MOSAVI ba digaran(hammihan).Hokoomate hich mojoode zendeii ra bar khodam ghabool nadaram va faghat hokoomate GHAVANINE democratice keshvar ra ghabool daram ke har bande on be daste khod e man ya namyandeh man va mardom va namayenegane anha tarh va ba rayi e aksaryat tasvib mishavad.

Man HADE AKSARE HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII MOSAVI ro aslytarin din(aghideh) moshtareke khodam ba mardome digar midanam va an ra be din(aghideh) shakhsi khodam olaviat khaham dad.

Man be andazeii HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII daram ke be HADE AKSARE HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII digaran asib naresanam va agar az tarafe ghanoon esbat shavad ke asibi resandeham masooliate jobran e on ra ghabool konam.

Man agar motavajeh shavam ke HADE AKSARE HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII yek nafar ya ejtemaii az hammihanam be har dalili kamtar az HADE AKSARE HOGHOOGHE FARDI-EJTEMAII e khodam va ya digaran ast ba tamame tavanam nesbat be raff e on bekoosham va che in zian az tarafe fard ya afradi bashad ya eshkali dar ghavanine democratic e keshvaram bashad anahara be zire soal khaham keshid.


Tozihat: Khanadeh aziz agar eshkali dar ossole fogh mibinid oon ro be enteghad begiriid va osoole behtar Tariif konid va anghadr in bahs ra edame bdin ta be behtarin ossole avalie democratic makhsoose keshvaremoon dast peida konim. Democracy baraye keshvare ma chizi nist ke az tarafe jaye digeh tariif besheh, ya az aseman nazel besheh, ya sazman e melal ya hoghoogh e basher oono be ma hedie koneh. Dar doniaye emrooz, keshvarhe taahodi baraye ersale democracy be keshvarhaye dige nadaran. Democracy dar Iran on chizi ast ke ma khodemoon bayad tarh konim, roshd bedim, va oono motabeghe tamame nizhaye mardome keshvar dar biavarim. Omidvaram ke hoghooghdanhaye keshvar rahe behtari ra baraye ashnaii avalie mardom ba democracy matrah konnand.
Dar payan omidvaram ke Iran dar ayandeh nazdik keshvari basheh ke sar mashghe keshvarhaye digeh dar democracy novin basheh va neshoon bedeh hata dar baddtarin sharayet baz ham mitooneh ba no avary chragh e rah e mardom donia basheh,hamoon chizi barha dar gozashteh sabet kardeh va baz ham khahad kard.


Ba Tashakor

ناشناس گفت...

بادرودفراوان وبا سپاس ازبرنامه خوبتان جناب مستقیم به نظرمن ایران نیازبه یک حکومت پادشاهی مشروطه داردبدلیل وجود اقوام مختلف که در ایران وجوددارد.ولی متاسفانه کشورهای خارجی مخصوصاانگلستان از حکومت اسلامی به شدت حمایت میکندبدلایل منافع مادی و موقعیت جغرافیایی ایران وبامطالعات دقیق که ازایران دارندمی توانندبه سادگی به ایادی خودبگویند که چگونه حکومت کنند. ناشناس

ناشناس گفت...

با سلام خواهش دارم که زحمات و تلاش مرد بزرگ ایران زمین رضاشاه کبیر را بهدر ندهید نیاز به تمرکز قدرت با دمکراسی در ایران الزامی است.