۱۳۸۷ شهریور ۸, جمعه

رو در رو با پرویز دستمالچی (قسمت دوم)

رو در روی امشب ادامه گفتگو با پرویز دستمالچی است و او اینبار از ناگفته های ترور سیاسی میکونوس خواهد گفت. چطور عکس قاتلین به دست روزنامه های آلمان افتاد؟ چطور دادستان آلمان تایید کرد که اسلحه قتل از ایران آمده بود؟ ببینید و نظر بدید.

۱۲ نظر:

آریا گفت...

با درود فراوان
برنامه بسیار حالبی بود هرچند ماهیت این رپیم برای ما روشن است امیدوارم در مجامع بین المللی این حرف ها به جایی برسه اطلاعاط کمی در این مورد داشتم اما با س÷اس فراوان از شما که آقای دستمالچی را دعوت کردید تا ناگفته ها را بگویدو در ضمن وبلاگ شما از ایران فیلتر است من با فیلتر شکن تئانستم بیام این اولین باری است که وبلاگتون رو می بینم باید بگم وبلاگ جالبی است. راسنی اگر از بلاگفا استفاده کنید دیگه واسه یه نظر گذاشتن نیاز نیست از هفت خان رستم رد بشیم قبول نداری امتحان کن بیا یه نظر بده ببین...

بامداد - گفت...

جدا وضعیت رعب آوری بوه...
اگر درست روایت را آقای دستمالچی را تجسم کنیم
یک تصویر از آنشب:
https://www.sharemation.com/midia/dr.jpg
..

ناشناس گفت...

سلام وفای عزیز، بینهایت از زحمات شما سپاس گذارم. تازه‌ با وبلاگ شما آشنا شدم.
این فیلم دروغهای ایران و روی کثیف حکومت تهران که‌ خودرا مسلمان میداند آمده‌ است.
این بی شرمها مساجد را ویران میکنند و حتی به‌ ایدئولوژی خود که‌ دم از آن میزنند توهین میکنند
این ادرس یک فیلم مستند در این باره‌ است.
صحنه های تکان دهنده از توهین به قرآن در تخریب مدرسه امام ابوحنیفه زابل

www.sunnionline.com/farsi
مجددا از تمام فعالیتهای شما در عرصه‌ اگاه‌ کردن مردم را ارج مینهم.

به‌ امید پیروزی حق
محمد- ش از تهران

هامون گفت...

با درود
برنامه ای بسیار جالب و دیدنی بود. دست شما جناب وفا درد نکند. همیشه اجرای برنامه ها توسط شما دیدنیست. اگر ممکن است برنامه تفسیر خبر را نیز همیشه شما اجرا کنید.

mehdi گفت...

مصاحبه جالبی بود. از شما تشکر می کنم. به خاطر دارم در آن زمان که این دادگاه بر علیه سران جمهوری ولایت فقیه حکم صادر کرده بود، من در کلاس اول راهنمایی بودم و ما را به زور به راهپیمایی بردند و می گفتند بگویید مرگ بر دادگاه میکنوس. ما هم که نمی دانستیم میکنوس چیست و اصلا نمی توانستیم آن را تلفظ کنیم. ولی وسیله خوبی بود برای فرار از درس!

رستم از شاهنامه گفت...

سلام وفا جان، یک وبلاگ دیگه با اسم مشابه با وبلاگ شما هست که حتما خودتون ازش خبر دارید. امروز اتفاقی رفتم ببینم آیا این تشابه اسمی بیننده هارو هم به اشتباه انداخته یا نه؟ که دیدم بله کلی کامنت در مورد برنامه تفسیر خبر و صدای آمریکا به اشتباه اونجا درج شده. لطفا در این زمینه اطلاع رسانی کنید و در ضمن چون رشته خودم کامپیوتر هست یه توصیه کوچیک به دوستانم دارم اونم اینکه از هر نرم افزار و هر سایتی که به عنوان فیلتر شکن بهتون معرفی میشه استفاده نکنید.این وبسایتها و نرم افزارها خودش میتونه بهترین وسیله باشه برا مانیتور کردن اطلاعات شخصی افراد . لطفا این فیلتر شکن ها رو از سایتهای قابل اطمینان مثل خود VOA تهیه کنید.
در آخر از برنامه خوبتون با آقای دستمالچی هم بسیار ممنون. برنامه جالبی بود در نوع خودش. جا داره این روزها بیشتر به یاد این ترورها و همچنین ابعاد گسترده کشتار سال 67 باشیم. کشتاری که شامل تمام شهرستانها و حتی روستا های بسیار کوچک گوشه و کنار این کشور میشه و نمیدونم چرا به اشتباه همه اسرار دارند ابعاد وسیع این کشتار به دو یا سه هزار نفر و آرامگاه خاوران ختم بشه. من روستای بسیار دور افتاده ای میشناسم که شاید در اون زمان کل جمعیتش دو یا سه هزار نفر هم نبوده ولی نزدیک به پنجاه تا اعدامی داشته. بسیار از این روستاها در گوشه کنار ایران هست که هیچ آمار درستی هم ازشون نیست. لطفا اگر قراره در این زمینه تحقیقی انجام بگیره خودتون رو منحصر به خاوران نکنید. ابعاد جنایت بسیار گسترده تر از اینهاست. ما گور دسته جمعی تو این کشور کم نداریم فقط کافی هست یک سر به شهرستانها بزنید. بروید به خانواده اعدامی ها سر بزنید ببینید واقعا چند نفرشون از محل دفن بچشون یا "بچه هاشون" خبر دارند. برای نسل ما ابعاد وحشتناک کشتار 67 بسیار مهم تر و با ارزشتر از چند تا دونه زندانی تو گوانتانامو هست که همشونم از دم وکیل مدافع دارند.

آریاپارسا گفت...

درود بر وفای عزیز و دیگر دوستان

برنامه بسیار خوبی بود و مانند همیشه میهمان برنامه به خوبی به سمت پاسخگویی به پرسشهای بینندگان هدایت شد.ممنون از شما وفا جان.با این برنامه میهمان شما، که پیشتر در نگاه من تحلیل گری قابل بود، بسیار قوی و پخته نمود و حسابی ورای تحلیل گری برای او باز کردم.دوست دارم به موضوع خبرنگار آلمانی هم اشاره کنم: نباید او را سرزنش کرد که خام بوده و کلاه به سرش رفته، باید مسئله را در قابلیتهای آقای دستمالچی جستجو کرد.جناب مستقیم، شماهم خودتان را با هرکسی مقایسه نکنید!!شما هم ایرانی هستید.در هر حال، درود بر روان پاک همه جانباختگان راه آزادی وطن، چه ترک و چه کردو چه پارسی، چه تازی، بلوچ و لر و ترکن.با آرزوی ایرانی آزاد برای همه اقوام ایرانی.

راستی، برنامه آقای باطبی که قول داده بودید چه شد!؟

آریا از شیراز

ناشناس گفت...

آقای مستقیم عزیز.
از اینکه میبینم صدای آمریکا به فکر آن انسنهایی مانند ما که در ایران در بد ترین شرایط امنیتی زندگی میکنیم خوشحالم ولی همیشه یک سوال در ذهن من بوده که تا حال جوابی برای آن پیدا نکرده ام و آن این است که چطور کشتار 4000 تا 5000 نفر در زندانهای ایران و ترورهایی مانند میکونوس و .... اکنون بعد از 20 سال از آن شبکه اعلام میشود؟ در آن روزها اگر کسانی مانند رادیو آمریکا به جای پخش موسیقی و یا حتی در کنار آن این جنایتها را برای جهانیان آشکار میکرد شاید الان تعداد این افراد خیلی کمتر بود.

ناشناس گفت...

اين همه جنايت ووحشيگري وضلم وبي لياقتي رژيم وبا وجود اينهمه افراد روشنفكر ومتخصص در خارج اولا چرا اين پروندها به طور جدي در دادگاهاي جنايتكاران بشري پيگيري نمي شود دوما" چرا يك حكومت دموكراتيك جامع وبا شركت همه احزاب مخالف از جمله (سلطنت طلب ها و مجاهدين وجمهوري خواها وتوده هاوكمونيستهاوووووووو.....) به عنوان جانشين حكو مت كثيف آخوندي تشكيل واعلام نمي شود

خسته گفت...

جناب مستقیم من به مصاحبه شما با آقای دستمالچی کاری ندارم، اما این چه گفتگویی بود که با هادی خرسندی داشتید؟ چرا اینقدر به موضوعات بیهوده و غیرمهم پرداختید و نگذاشتید که از زندگی و سابقه کار خودش در ایران (که کمتر از آن گفته است)بگوید؟ چرا سعی کردید از روی یک شعر خرسندی، بخش های مختلف زندگی او را (آنهم مثل یک بازجو) بیرون بکشید؟ خیلی از دوستداران خرسندی از این گفتگوی غیر حرفه یی شما آزرده شدند و درسایت خرسندی هم نوشتند..اما متاسفانه خرسندی هم نخواست که این بحث ادامه پیدا کند. از شما خواهش دارم که یک بخش دومی را هم به خرسندی اختصاص بدهید اما این بار لطفا فکر شده تر و بهتر!

وفا گفت...

خسته عزیز متاسفم که این مصاحبه مورد قبول تو نبود. بیشتر تماسها و واکنشها مثبت بود. من به وبسایت هادی خرسندی بزرگوار هم رفتم ولی احساس نکردم که کسی مصاحبه رو غیر حرفه ای خونده باشه و از اون آزرده باشه. هادی عزیز حتی محبت کرد و ماجرای شاهد سی رو تعریف کرد که کمتر مطرح شده بود. به هر حال تلاش حرفه ای من برقرار کردن ارتباط با شما عزیزانه و در مورد تو تقصیر و کوتاهی یا به عبارت خودت غیر حرفه ای بودن من باعث این احساس شده. سعی میکنم کارم رو بهتر کنم

خسته گفت...

وفای عزیز، ممنون از اینکه جوابم رو دادی!...منظور من این بود که آدمی مثل خرسندی، حداقل 40 سال سابقه کاری داره. شما میتونستین زندگی اونو در 4 دهه و در دو بخش ایران و خارج از ایران بررسی کنین و اینجوری، برای هر قسمت زمان مناسب رو میذاشتین...اما شما بدون برنامه قبلی رفتین جلو (که اینم خودش یه فرمی از مصاحبه ست البته) و مثلا 15 دقیقه رو به این بحث بی مورد گذروندین که خرسندی کلا مخالف شاه بوده با فقط معترض؟ که البته اینم بحث خوبیه، بشرطی که اقلا 3 ساعت وقت داشته باشین واسه گفتگو نه 50 دقیقه! و برای همین هم مگم که لطفا یه قسمت دومی هم با خرسندی داشته باشین!...ممنون