۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

"نفرین و بلای نفت"


میهمان چهاشنبه میزگردی با شما پاتریک کلاوسن، دبیر فصلنامه خاورمیانه و مدیر مطالعات خاور نزدیک موسسه واشنگتن است. کلاوسن اخیرا مقاله ای در این فصلنامه با عنوان "ورشکستگی اقتصاد جمهوری اسلامی" نوشته است و در آن می گوید "ایران بیش از هر کشور دیگری در خاورمیانه از "نفرین و بلای نفت" صدمه دیده است."

پاتریک کلاوسن در مقدمه می نویسد: برنامه اتمی جمهوری اسلامی همچنان در مرکز نگرانیهای بین المللی قرار دارد. رئس جمهوری، محمود احمدی نژاد از تبدیل شدن ایران به قدرت منطقه ای، اگر نگویید جهانی، سخن می گوید. بزرگترین پشتوانه مقابله او با غرب درآمد بی سابقه نفت است. ایران به هشتاد و دو میلیارد دلار ذخیره ارزی دست پیدا کرده است. اما اقتصاد ایران پشت دمدمه و کبکبه و مقابله های او در حال فرسایش است. ایران بیش از هر کشور دیگری در خاورمیانه از "نفرین و بلای نفت" صدمه دیده است. با اعتیاد ایران به نفت اصلاحات متوقف شد و سایر اجزای اقتصادی آن رو به پژمردگی گذاشت. درحالی که رکورد بالای بهای نفت جمهوری اسلامی را از عواقب تصمیمات رهبرانش مصون نگه می دارد هر کاهش قابل ملاحظه ای در بهای نفت می تواند باعث حساب پس دادن آنها در کشور شود.

پاتریک کلاوسن در پایان مقاله خود می نویسد: در طی جنگ، انقلاب و درگیریهای جناحی یک چیز ثابت بوده و آن سیاست های سردرگم اقتصادی است که توان بلقوه اقتصادی کشور را هدر داده است. وقتی شاه ایران تلاش کرد تا نرخ رشد اقتصادی را پس از سال 1973 به حدی که قابل دستیابی نبود بالا ببرد، اقتصاد از حرکت باز ایستاد و مشکلات اجتماعی غالب شد و زمینه برای انقلاب 1979 فراهم آمد. وقتی که انقلابیون قدرت را در دست گرفتند بدترین جنبه های سوسیالیزم جهان سومی را بکار گرفتند که نتایج آن قابل پیش بینی بود: انحطاط اقتصادی، وضعیتی که در طی جنگ طولانی با عراق پیچیده تر شد. پس از جنگ اصلاحات پراکنده و گاه و بیگاه اقتصادی نتایجی نسبتا مطلوب به بار آورد اما میزان آن برای جذب فشار نسل پرجمعیت آن زمان کافی نبود. نتیجه این شد که درآمد یک فرد معمولی خیلی بیشتر از درآمد سی سال پیش او نبود. اگر نفت محدود تر بود تهران خیلی پیش تر مجبور به اصلاحات گسترده ساختاری می شد به همان میزان که شاه در اوائل دهه شصت میلادی انجام داد. اگر چنین شده بود نتیجه آن رشد سریع اقتصادی بود. اما در مقابل، ایدئولوژی سیاستگذاران بر منطق و دانش اقتصادی مستولی شد، و آسوده شدند که بهای بالای نفت کشور را نگه خواهد داشت. با وجودیکه بهای نفت با بالاترین حد خود رسید رهبران جمهوری اسلامی بزودی متوجه خواهند شد این قضاوت تا چه اندازه اشتباه بوده است.

این مقدمه و نتیجه مقاله پاتریک کلاوسن بود. شما چی فکر می کنین؟

نظرهاتون رو برای مشارکت در بحث میزگردی با شما مطرح کنید.

اقتصاد ایران پس از نفت چه خواهد شد؟ وابستگی اقتصاد ایران به نفت تا چه اندازه مخاطره آمیز است؟

۱۹ نظر:

رستم گفت...

ابزار قدرت رژیم دوچیز است نفت و جهل.
حکومت ایران با جهل مردم به قدرت رسید و با پول نفت آن را تثبیت کرد.
در حال حاضر مردم ایران به شیوه هزار سال پیش با مراودات اقتصادی بین خودشان و کشورهای اطراف و صنایع پیش پا افتاده به صورت مستقل از دولت زندگیشان را اداره میکنند. دولت نه تنها کمکی در این زمینه نمی کند بلکه بعضا چوب لای چرخ اقتصاد خود گردان داخلی هم میگذارد.
در واقع پول نفت تاثیری در سفره مردم نداشته زیرا حکومت ایران به قدری هزینه های جانبی و خرج و مخارج درکشورهای دیگر تراشیده که دیگر سهمی برای ملت ایران نمانده. ریالی از این نفت خرج این مردم نمیشود.
با پایین آمدن قیمت نفت یکی از دو ابزار اصلی حکومت ایران از رده خارج می شود و تکلیف آن یکی دیگر یعنی جهل و بی خردی هم باید با رسانه هایی مانند VOA یکسره شود.


(آقای مستقیم میشه خواهش کنم که به روال سابق برنامه های تفسیر خبر رو هم به طور مستمر در این وبلاگ پوشش بدین و به بحث بگذارید؟)

نامسلمان گفت...

اقتصاد ایران پس از نفت چه خواهد شد؟

پس از نفت چند راه حل برای ایران باقی می ماند:
1) جذب سرمایه های خارجی به هدف استفاده از نیروی کار ارزان

2-صنعت توریسم

ولی در حال حاضر باورهای مذهبی + تبلیغات حکومتی + سیاستهای حکومتی مانع از تحقق هر دو مورد فوق می شود.


وابستگی اقتصاد ایران به نفت تا چه اندازه مخاطره آمیز است؟

مسلما اقتصاد تک محصولی خطرات زیر را به همراه دارد:
1-نوسانات قیمت محصول
2-رویکرد به محصولات غیر نفتی و در نتیجه کاهش تقاضا
3-اتمام ذخایر

امین.پ از شیراز گفت...

وفای عزیز درود.
نمیدونید با برنامه های صدای امریکا چه خدمتی به این مردم میکنید.من از نزدیک شاهد تاثیر عمیق این برنامه روی مردم هستم.
اما راجع به موضوع نفت باید بگم متاسفانه از موقعی که نفت توی ایران کشف شد همیشه باعث دردسر ایرانیها بوده.
اگر درامد نفت نبود سالها پیش این رژیم به زیر کشیده میشد اما الان جمزوری اسلامی با درامد مردم منطقه رو به آشوب کشیده و با باج دادن به این و اون تونسته هنوز بر اسب قدرت سوار باشه...
اما امان از وقتی این اسب چموش اون روی خودش رو به آقایون نشون بده.

مصطفی گفت...

بی ربط به مطلب.
دزدی های سایت بالاترین از وبلاگ چی فکر می کنین جالبه!
http://balatarin.com/permlink/2008/9/30/1409972
فکر کردن کسی یادش نیست!

کیانوش رشیدی گفت...

خمینی، این جنایتکار معروف و دجال بزرگ قرن بیستم، زمانی گفته بود:"اقتصاد مال خر است"! و به همین دلیل اقتصاد ایران که تا بروی کار آمدن رژیم خمینی در دست دانایان بود، بدست "خران" افتاد.

زمانی اقتصاد "بنی صدری" و زمانی دیگر افتصاد"میر حسین موسوی" اقتصاد ایران که از ماه های پیش از بروی کار آمدن خمینی و در نتیجه ی اعتصاب ها نحیف شده بود، را نحیف تر نمود.

"خران" نام برده در بالا و "خران" بعدی از جمله رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد، بر طبق اقتصاد "خری" خود، ضربات پیاپی را بر اقتصاد سرزمین ما زدند و آگاهانه کشور ما را در منجلاب مشکلات اقتصادی فرو بردند.

بیرون آمدن از این منجلاب تنها با سرنگونی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی ممکن است.


کیانوش رشیدی

ژورنالیست از آلمان

http://www.kianooshrashid.blogspot.com

وفا گفت...

کیانوش عزیز (و البته سایر دوستان) مطلبت قابل ملاحظه بود. به نظرم برای اینکه از موضوع خارج نشیم بهتر بود از این صفت ها استفاده نمی کردی چون عمل و حرفهای افراد به اندازه کافی گویای وضعیت و حقیقت موجود هست. خوانندگان دیگر با خواندن اصل مطلب قضاوت خواهند کرد. ممنونم

ناشناس گفت...

وفا جان سلام.
وفا جان مجری خوبی هستید و فکر میکنم یعنی یقین دارم(چون از همه‌ همین رو شنیدم)بسیار پیشرفت خواهید کرد. پیشنهادهایی داشتم برای برنامه‌ تفسیر خبر. اول اینکه‌ بحث ها تکراری نشه‌. چون بسیاری از کارشناسان شماهم رأی هستند و این از جذابیت برنامه‌ میکاهد. دوم اینکه‌ از برخی گزارشگرهاتون همانند علی جوانمردی که‌ همیشه‌ خبرهای جالبی درباره‌ نقش جمهوری اسلامی در عراق دارد و یا احمد رأفت که‌ خبرهای خوبی از اروپا دارد، بیشتر استفاده‌ کنید. و سوم هم سعی کنید گاه گداری به‌ برخی از طرفداران جمهوری اسلامی اجازه‌ دهید وارد بحثهای شما شوند، تا ماهیت اونها و ضعف استدلالهاشون بیشتر روشن شود.
وفا جان دوستت داریم، موفق باشید.

وفا گفت...

مصطفی جان ممنونم که تا این حد به محتوای وبلاگ توجه داری ولی واژه "دزدی" یک کمی تند بود. وبلاگی های بالاترین هم همیشه به این وبلاگ نظر مطلوب داشتند و ابتکار ایده دو مسئول جوانان هم اگر به کامنت اولیه بری از طرف یکی از دوستان برای من ارسال شده بود. بازم ازت ممنونم.
یادآوری: پست های خارج از دستور لینک خود رو در وبلاگ دارند

Ali-akbari گفت...

کارکردهای آشکار و پنهان مالیات باعث می شوند تا مالیات دهندگان درسرنوشت کشورشان موثر شوند و پول در جریان کشورهم مثل خون درجریان بدن مرتب پالایش شود ولی درآمدبی حساب و کتاب نفت عملا دولت را به اربابی زورگو وبی نیاز از مالیات و رای حقیقی رعیتها تبدیل کرده به گونه ای که مردم مسلمان و غیرمسلمان به جای احساس طلب کاری از دولت عملا احساس مستحقین صدقه را دارند وطبیعی است که با چنین روحیه ای نمی توانند خودرادرتصمیم گیریهای ملی و حتی شخصی مطرح کنند وعملا بازیچه ی دولت نفتی می شوند نبود یک سیستم مالیاتی کارآمد وسالم علاوه بر آسیبهای عمیق سیاسی و اجتماعی .به بدنه ی اقتصاد کشور و بخش خصوصی مستقل صدمه های سنگین وارد کرده تنها راه حل آن است که تمام درآمد نفت به شکل سهام یا پول نقد به حساب (ملی) بانکی افراد واریز شود وبخشهائی از آن به تشخیص کارشناسان و به عنوان مالیات برای رفع نیازهای دولت به خزانه برگردد

Agnostic گفت...

"وقتی شاه ایران تلاش کرد تا نرخ رشد اقتصادی را پس از سال 1973 به حدی که قابل دستیابی نبود بالا ببرد، اقتصاد از حرکت باز ایستاد و مشکلات اجتماعی غالب شد و زمینه برای انقلاب 1979 فراهم آمد."

آقای وفای گرامی امکان هست در اینباره از میهمان بخواهید مطلب را برای ما روشن کند؟

رستم گفت...

وفا جان اگر ممکنه مترجم برنامه، ترجمه همزمان را بهتر انجام دهند؟ فیلم که دوبله نمیکنن.

مجید از هند گفت...

سلام
سوال من این است که اگر:
ایران بخواهد از وابستگی از درآمدهای نفتی بیرون آید امکانش وجود دارد و اگر امکانش وجود دارد لطفا بگویید با توجه به توانایی های ایران در زمینه های مختلف بیرون آمدن از این وابستگی نفتی چقدر طول خواهد کشید.

ممنونم

mbabapour گفت...

با سلام به نظر می رسد با گذشت 100 سال از کشف نفت تا کنون مکانیزمی درباره شفاف سازی هزینه و ذخیره درآمد نفت تعریف و اجرا نشده است. چرا؟ یا یک حساب سرانگشتی در ماه 6 میلیارد دلار درآمد نفتی عاید ایران می شود
مهدی

ناشناس گفت...

از آنجا که بازارهای جهانی تشنه اتومبیلهای با کیفیت تولیدی ایران خودرو ، مهر و جا نماز و گلاب ، آخوندهای کثیف و زشت و ... میباشد ، نتیجتا" اقتصاد ایران بعد از نفت میتواند با صادر نمودن اقلام فوق به اروپا و امریکا بر روی پای خود بایستد.

ناشناس گفت...

هوتن از تهران:

با سلام در جواب به خانمی که از دوبی تماس گرفتند و شکر خوردند و گفتند که مردم در ایران به راحتی زندگی میکنند بفرمایید که شما که خودتان در دوبی زندگی میکنید از کجا میدانید که مردم در ایران به راحتی زندکی میکنند؟
حتما" فکر کرده اید که تهران هم مانند دوبی شده است ... شما حتما از سر سپردگان این رژیم هستید و با پول نفت و بیت المال در دوبی زندگی میکنید... اگر زندگی در ایران به این راحتی است که شما میفرمایید ، پس شما چطور در دوبی زندگی میکنید؟ لطفا" دیگر در مورد زندگی در ایران نظر ندهید زمانی که خودتان در ایران زندگی نمیکنید.
با تشکر

ناشناس گفت...

آقای وفا لطفا نظرمهمان برنامه را در باره ی مطلب علی اکبری بپرسید

ناشناس گفت...

تقریبا تمام کسانیکه در ارتباط با موضوع نفت تماس گرفتند چه آن خانمی که گفتند از دبی هستند و بقیه همه از ایران بودند و از کارکنان وزارت اطلاعات هستند و حقوق بالایی از رژیم دریافت میکنند به همین خاطر میگیند ما مشکل اقتصادی کم داریم یا اصلا مشکلی نداریم

ناشناس گفت...

با درود
اميدوارم روزي اين نفت هم زحمتش را از سر اين ملت كم كند تا اضافه بودن اين همه تعطيلات در سال و كم‌كاري‌هاي مردم و مسئولان بر همگان مشخص شود. شايد آنروز به فكر اصلاح مملكت بيافتيم و حركتي از خود نشان دهيم. اين پول بادآورده‌ي نفت، سرپوشي است بر همه‌ي كمبودها و كم‌كاري‌ها.
با سپاس
علي از همدان

mohammad reza zakeri گفت...

دکترا، ارزان حساب می کنیم!







سال­ها پیش که در وزارت ارشاد معاون امور بین الملل بودم، یکی از ماموران دولتی اعزامی به آرژانتین، نامه­ای برای من نوشت که من موفق به اخذ دکترا در این کشور شدم و تقاضا داشت که مدرکش ارزیابی و حقوقش اضافه شود. چند ماه بعدش هم در آلمان در سمیناری بودیم که آن آقای محترم با خانمشان شرکت داشتند. به­طور غیر معمولی خانم، همسر را آقای دکتر صدا می­زدند. این گذشت. نامه را برای وزارت علوم فرستادیم و آن­ها جواب دادند که این نوع مدارک اصلاً در وزارت­خانه ارزیابی نمی­شود. سال بعد در مراسم دهه فجر که مهمانانی از جاهای مختلف دنیا شرکت می­کردند، اقای عرب حدودا 35 ساله­ای هم آمده بود. نامش را هم همین آقای تازه دکترشده برای دعوت به ایران پیشنهاد داده بود. در تهران که بود با من به عنوان رییس ستاد دهه فجر، دیدار کرد. گفت: برای دوستانمان در آرزانتین با هزار دلار مدرک دکترا جور می کنیم ولی برای شما که در اینجا رئیسید، می­توانیم ارزانتر حساب کنیم. خیلی برایم عجیب بود. به آن آقای دکتر جدید گفتم که خیلی از همطرازان تو دکتر نیستند، خوب هم کار می­کنند، کسی هم از آنان مدرک نخواسته، چرا با این شرایط عادی خودت را هم به هم میریزی؟ قبول نکرد. سالها بعد هم دیدم در روزنامه به عنوان آقای دکتر فلانی مطلب می نویسد. همین جوری خاطره ای از آن روزها به یادم آمد.