۱۳۸۷ شهریور ۳۰, شنبه

تفسیر خبر شنبه شب

ایران در هفته ای که گذشت...
در این هفته همزمان با آماده شدن پیش نویس بودجه سال هشتاد و هشت معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی بحث کسری بودجه را رد کرد اما اعلام کرد تا این موضوع در دولت مطرح نشود میزان آن اعلام نخواهد شد. محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین از سیاست خارجی دولت محمود احمدی نژاد انتقاد کرد. فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا از موفقیت برگزاری مانور نظامی مدافعان آسمان ولایت خبر داد. بیش از هزار و سیصد فعال مدنی و سیاسی با انتشار بیانیه ای خواستار توقف تهدیدات رسانه ای از جمله در رابطه با شیرین عبادی شدند. طرح اصلاح قانون انتخابات در دستور کار مجلس قرار گرفت. گروه پنج بعلاوه یک در مورد برنامه اتمی ایران در واشنگتن تشکیل جلسه داد.

آلمان از فقدان همکاری ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی انتقاد کرد. چین اعلام کرد تشدید تحریمها به حل مسئله اتمی ایران کمک نمی کند. روسیه نیز مخالفت خود را با تحریمهای بیشتر ابراز کرد. واشنگتن از تحریمهای جدید در صورت ادامه غنی سازی اورانیم توسط ایران خبر داد. بن کی مون دبیر کل سازمان ملل از فعالیتهای اتمی ایران عمیقا ابراز نگرانی کرد. محمود احمدی نژاد گفت ایران به غنی سازی ادامه می دهد و افزود آژانس حق ندارد به اسناد و مدارکی که آمریکا در اختیار آژانس قرار داده رسیدگی کند. خاویه سولانا گفت گزارش اخیر آژانس به نفع ایران نیست و چین و روسیه را خیلی نگران کرده است. نوزده فعال هویت طلب آذربایجانی که پیشتر دستگیر شده بودند به زندان اوین منتقل شدند. آیت الله خامنه ای سخنان رحیم مشایی مبنی بر دوستی با ملت اسرائیل را رد کرد. اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهوری که سخنان او بحث برانگیز شده بود در نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشت او سربازی کوچک در چارچوب سیاست های نظام است. شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که پس از دفاع محمود احمدی نژاد خواستار توضیحات او در مجلس شده بودند اعلام کرد این موضوع را پیگیری نخواهند کرد.

علیرضا افشار معاون سیاسی وزیر کشور خبر استعفای خود را تکذیب کرد. دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران پیشاپیش سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک از افزایش نقض حقوق بشر در دوره ریاست جمهوری او انتقاد کردند. روزنامه های ایران از محکومیت دو فعال مدنی ابراهیم مهرنهاد به پنج سال زندان و احترام شادفر به شش ماه زندان خبر دادند. در برنامه امشب نگاهی دقیقتر خواهیم داشت به اظهارات آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد درباره سخنان اسفندیار رحیم مشائی. این اتفاق چه مفهومی داشت و واکنشهای متفاوت نسبت به آن تا چه اندازه تصویری از میزان تمرکز قدرت در نهادهای مختلف جمهوری اسلامی را آشکار می کند؟ به واکنشهای ایران نسبت به گزارش اخیر آژانس و چشم انداز سیاست دو جانبه تنبیه و تشویق مروری خواهیم کرد. گزارش سالانه وضعیت آزادی ادیان وزارت امور خارجه آمریکا را در ارتباط با ایران بررسی می کنیم و در همین بخش حقوق بشر گزارشی از ناآرامیهای اخیر کارگری خواهیم داشت.
در برنامه امشب به اتفاق کارشناسان تفسیر خبر آقای دکتر بهمن آقایی دیبا کارشناس امور بین الملل و آقای دکتر مهران براتی پژوهشگر دانشگاه برلین به این رویدادها نگاهی دقیقتر خواهیم داشت و در نیمه دوم برنامه آقای دکتر فرهاد ثابتان سخنگوی جامعه بین المللی بهائیان و ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر با ما همراه خواهند بود.
شما چی فکر می کنین؟

۲۹ نظر:

کیانوش رشیدی گفت...

آقای وفا!

با درود!

من نوشته ی کوتاه زیر را در ارتباط با موضوع پیشین آماده کردم که شما آن را در وبلاگ نصب نمودید.

از آنجا که یکی از موضوعات برنامه ی امشب شما به بررسی "گزارش سالانه وضعیت آزادی ادیان وزارت امور خارجه آمریکا را در ارتباط با ایران" می پردازد، من نوشته ی کوتاه نام برده در بالای خود را در همین ارتباط و یکبار دیگر برای شما می فرستم:

سیاست "شترمرغی" رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی در باره ی اقلیت های مذهبی و ملی!

بر طبق قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی تنها پیروان چهار دین اسلام، مسیحی، یهودی و زرتشتی در ایران به رسمیت شناخته می شوند.

- نمایندگان پیروان آیین های مذهبی زرتشتی، یهودی در مجلس رژیم حضور دارند.

-علاوه بر آن ارامنه، آشوریان و کلدانیان نیز در مجلس رژیم نماینده دارند.
رژیم جمهوری اسلامی هر دوی این دسته از هم میهنان ما را "اقلیت های دینی و ملی" نام نهاده است.

همانگونه که می بینیم با آنکه بیشتر هم میهنان ارمنی، آشوری و کلدانی ما به گروه های گوناگون آیین مسیحیت باور دارند، در گروه اقلیت های مذهبی قرار نمی گیرند.

از سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی باآنکه هم میهنان یهودی ما را که همزمان به آیین یهود باور دارند ودارای ملیت یهودی هستند را در گروه دوم به همراه"ارامنه"، "آشوریان" و "کلدانیان" قرار نمی دهد و بدین شکل ملیت یهودیان ساکن میهن ما را برسمیت نمی شناسد و تنها دین یهود را برسمیت می شناسد.
بر کسی پوشیده نیست که بسیاری از هم میهنان دارای ملیت یهودی در سالیان متمادی و بویژه در سی سال اخیر که حملات رژیم جمهوری اسلامی به یهودیان بیشتر شده است، در ایران همانند یهودیان پنهان زندگی می کنند. این گروه از هم میهنان ما نیز نماینده ای در مجلس رژیم ندارند.

مخدوش نمودن ملیت و مذهب موجب می شود که ایرانیان هیجگاه ندانند چه تعداد پیروان گروه های گوناگون مسیحیت در ایران زندگی می کنند.

یک حساب سرانگشتی نشان می دهد که بیش از 000 600 هزار نفر هم میهن ارمنی،حدود سیزده هزار هم میهن آشوری و کلدانی در ایران زندگی می کنند.

برطبق قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی این گروه از هم میهنان ما دارای نماینده در مجلس رژیم می باشند که این نمایندگان را، "نمایندگان اقلیت های ملی" می نامند.
اما بر طبق همین قانون اساسی رژیم کردها، بلوچ ها، لرها، مازندرانی ها،آذری ها،گیلانی ها، فارس ها و ... نمایندگان خویش را نمایندگان خویش را در مجلس رژیم ندارند.

آمارهای رسمی و غیر رسمی نشان می دهد که بیش از دو ملیون نفراز هم میهنان ما بدون اینکه ارمنی،آشوری و یا کلدانی باشند، به آیین مسیحیت باور داند.
این گروه از هم میهنان مسیحی ما در هیچکدام از دو گروه "اقلیت دینی" و یا "اقلیت ملی" قرار ندارند و بالطبع هیچ نماینده ای در مجلس ندارند.

رژیم جمهوری اسلامی نه تنها بیش از سیصدهزار نفر از هم میهنان پیرو آیین بهایی ما را برسمیت نمی شناسد، بلکه در بدترین شکل این هم میهنان ما را حتی از استخدام شدن و درس خواندن و در واقع زندگی عادی محروم نموده است.
رژیم عوام فریب و ضد مردمی جمهوری اسلامی از روز گذشته توماری تهیه نموده است که بر طبق این تومار انجمن های بهایی در ایران باید منحل گردند و پیروان آیین بهایی دستگیر و زندانی شوند.

این است سیاست "شترمرغی" رژیم جنایتکار و اشغالگر جمهوری اسلامی در باره ی اقلیت های مذهبی و ملی!


کیانوش رشیدی

ژورنالیست از آلمان

http://www.kianooshrashidi.blogspot.com

البرز گفت...

ما فرزندان ایران ، فرزندان کورش یزرگ هستیم.کسی که به همه ادیان احترام میگذاشت.در هر کشور و ایالتی که مطابق با دین و آئین مردم آن ، برای آنها معبد و زیارتگاه میساخت.
ما فرزندان مرز و بومی هستیم که اولین عهدنامه حقوق بشر در آنجا به ثبت رسید و از آنجا به جهان ارائه شد.
آزادی بیان ، آزادی در دین و مذهب ، آزادی در زندگی را ما به جهانیان آموختیم.
ما در 2000 سال پیش اولین قوم موحد در روی زمین بودیم.قومی که از ابتدا یگانه پرست بود.
ما نیاز نداشتیم که (اهورا مزدا) را با نام (الله) بپرستیم.ما خود خدا پرست بودیم. چه نیازی به تغییر نام آن داشتیم؟
آیا با فرقی داشت که ما (اهورا مزدا) را بپرستیم یا (الله) را؟
و اکنون چه شد که پا را از حدود خود فراتر گذاشته ایم و یهود و مسلمان و مسیحی را که همه بندگان خدا هستند از هم جدا میکنیم.فرق و تبعیض بین آنها قائل میشویم.یکی را برتر و دیگری را پست تر میدانیم.
چه شده که ایران ، ایرانی که زمانی امن ترین کشور برای هر دین و مذهبی بود ، اکنون به نا امن ترین آنها شده؟
چه شده ایرانی که نشر دهنده آزادی بود ، اکنون نه تنها در صلب آزادی حتی در پایمال کردن حقوق فردی و اجتماعی مردم خود و دیگر انسانها دارای رتبه اول است؟
آیا اسلام این را گفته؟آیا یهود یا مسیح و یا زرتشت این حق را برای ما قرار داده است؟
آیا کورش بزرگ ، زرتشت ، عیسی ، موسی ، محمد و علی باعث ترویج این بدیها شده اند؟
نه..............هرگز
این انسانها هستند که قوانین را تغییر میدهند.
این زیاده خواهی ما انسانهاست که منشاء این همه بدی ها ست.
و اما یک سوال باقی میماند و آن اینکه :
این انسانها (انسان نما ها ) چه کسانی هستند؟
پاسخ آن کاملا روشن است و نیازی به گفتن نیست.
و اما ما:
در کنار مبارزه با این انسان نما های پست ، اگر گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک را سرلوحه کار خود قرار دهیم ، باید مطمئن باشیم که جهان با صلح و صفا ، خوبی و خوشی به راه دراز پر پیچ و خم خود ادامه خواهد داد.در کمال آرامش!!!
این چیزی بود که من از کورش آموختم.

ناشناس گفت...

درود بر شما وفای عزیز
میدونین فرق رادیو ها از نظر من در چیه؟

رادیو آمریکا: شماچی فکر می کنین؟
رادیو بی بی سی: ما جای شما فکر می کنیم؟
رادیو جمهوری اسلامی: ما فکر نمی کنیم و شما هم نیازی نیست فکر کنین !

شاهین

ناشناس گفت...

tahrim va feshahrhaie sazmanha va nahadhaie kharej az iran hich tasiari dar ravande chegonegie amalkarde in nezam va dolat nadarad asarate hameie in fesharha tanha bar roie mardome iran ast

ناشناس گفت...

با سلام
1- درباره برنامه امشب و سوالي که يکي از کارشناسان مبني بر دليل مخالفت شديد رژيم ايران با بهاييان دارند تا آنجا که من ميدانم مشکل به شکل مستقيم سياسي نيست مشکل مذهبي اعتقاديست که به يک ايراد سياسي تبديل مي شود طبق اطلاعات ناچيزم در آيين بهاييت اعتقاد به امام زمان به شکلي که در مذهب شيعه وجود دارد نيست و اعتقاد بهاييت بر آن است که آن امام ظهور کرده و جهان امروز پس از مرگ ايشان دنبال مي شود و پر واظح است که اين موضوع مغايرت با مفهوم انتظار براي ظهور و در نتيجه ناقض مفهوم ولايت فقيه در زمان غيبت است پس مشاهده مي شود که يک تفاوت اعتقادي منجر به يک مساله ي سياسي مي شود يعني بهاييت بدليل عدم اعتقاد به مفهوم ولايت فقيه نمي توانند پذيراي رهبري يک چنين مفهومي بر جامعه به شکل کل و جامعه خودشان به شکل خاص باشند اين رژيم درباره خودي ها هم چون آقاي منتظري رحم نکرده چه برسد به مردمي که اقليت هم ناميده مي شوند
2-در ادامه قصدم بر ارائه ي دو انتقاد است:
الف-آقايوني که در برنامه ي شما به عنوان کارشناس حظور پيدا مي کنند اول اينکه خيلي سخت مي توان آنان را کارشناس مسائل مورد نظر برنامه دانست چرا که مطالعه ي آنان در زمينه مسائل ايران به طور خاص مطالعاتي شخصيست و ارزش اطلاق نام کارشناسي را به مفهوم کارشناسي آکادميک و متمرکز بر موضوعات خاص ندارد و پيشنهادي که مي کنم اينست که چه اشکالي وجود دارد که برنامه تفسير خبر هر شب پخش نشود تا مباحثي که عنوان مي شود و مطالب کارشناسي که ارائه مي شود سنجيده تر و کار شده تر باشد به اين شکل که موضوعي به کارشناسي داده شود و پس از چند روز مقاله اي منظم تر سنجيده تر و مستدل تر در برنامه و يا در سايت ارائه شود. به طور مثال چرا در برنامه هاي شما هيچيک از تحليل گرانه راديو زمانه که هم آگاه تر نسبت به مسائل ايران هستندو هم به معني واقعي تحليلگر استفاده نمي شود و يا از پژوهشگران دانشکده هاي مطالعات ايران در سطح جهان
ب- در برنامه ي شما هميشه ادعاي اين هست که گفتگو ها در آزادي کامل بيان انجام مي شود و اين مخاطبان هستند که مي توانند تفسير به راي کنند ولي در عمل برنامه شما زير نظر سازماني به نام وي او اي است که بنا به اطلاعات من بودجه آن هم از طرف دولت آمريکا تصويب مي شود البته اين مساله به خودي خود دليلم را منعکس نمي کند ولي اين را هم بدانيد که مخاطبان برنامه ي شما آگاهي دارند که برنامه ها، شيوه هاي اجراي برنامه ها و حتي تفاوت بحث کردن يک مجري با يک کارشناس نسبت به کارشناسي ديگر همه تحت چهارچوبي از پيش تعيين شده و شکل دهنده به افکار عمومي مخاطبان طراحي شده اند به شکل ساده تر درست است که شما از آزادي بيان در ظاهر دفاع مي کنيد ولي در واقع از سياست هاي خاصي هم که دقيقا بر ضد آزادي بيان است پيروي مي کنيد سياست هايي در مسير شکل دهي به افکار عمومي آنطور که سياست گذاران مي خواهند حرکت مي کنيد که البته اين شيوه ي تزوير و پنهان سازي آن سياست ها هم تحسين برانگيز و هم تنفر آميز است
در آخر اينکه قصدم اين نيست که حتما اين مطلب را براي ديدن همه بگذاريد قصدم اينست که بگويم آزادي بيان يک افسانه است که هيچگاه پاي به واقعيت نخواهد گذارد ولي در مجموع برنامه ي خوبي داريد چرا که حداقل ذهن من را درگير فکر کردن مي کند ولي نه در جهتي که سياست هاي شما ايجاب مي کند بلکه در سوي ديگري آنجاکه گرسنگي اجازه انديشيدن را از ايرانيان گرفته که مجبورند به اسلام پناه ببرند تا ناني بدست آوردند و هم زمان چه رژيم ايران که با ارجگذاري بر اسلام نان را از ملت مي دزدند چه شما که انديشه ي آنان را به تاراج مي بريد که نان به دستشان دهيد، به قول رضا خوشنويس هزاردستان "نون مي دهيد که خون بگيريد" بر عکس اينطرف که خون ميدهند تا نون بگيرند و بدبخت فرزندان جهان که اين بين به قول محسن نامجو "بسي رنج بردند در اين سال سي که رنج برده باشند فقط مرسي" با تشکر ا.س

Ali-akbari گفت...

دوست گرانقدرآقای وفای عزیز ضمن تبریک فرارسیدن شبهای مبارک و پر برکت قدروبزرگداشت مقام مولای شهیدم علی (ع) . به عنوان یک شیعه و مهمتر از آن به عنوان یک انسان ازهمین جا به همه ی بهائیان اعلام می کنم که برای پیشوای آنها درحد یک قدیس احترام قائلم به قول یکی از دوستان بهائیم . اومردمقدسی بوده که راهنمای مردم زمان خودش ... ولی عزیزان من او هرگز موعود نهایی نبوده نه فقط از آن جهت که درکنارش مسیح (ع) نبود که اگر او ناجی تمام بشریت بوده پس این همه جنگ و فقر و نابرابری چیست!؟جای بحث فراوان است . حقیقت آن است که من وخیلی ازبسیجیان و سپاهیان ازاول هم به جدائی دین ازدولت (درعصرغیبت)باور داشتیم ولی همانطور که شاه مکرر می گفت باید به فکر تنها کشور شیعه ی جهان می بودیم . همانطور که اسرائیلیها به خود حق می دهند به عنوان تنها کشور یهودی...البته شاید اکنون که عراق هم شیعه محسوب می شود حساسیت روحانیون به داشتن دولتی شیعی کاهش یابد . امروزه همه به این یقین رسیده ایم که امام زمان (عج) وناجی ما با ابزار دموکراسی و در فضایی کاملا مدرن و مرفه ظهور کرده و معنویت را احیا می فرماید

وفا گفت...

علی اکبری عزیز بیا یک کم اندیشه رو والاتر کنیمو به فکر این نباشیم که کی حقانیت داره و کی نداره که در واقع مشکل اصلی از همینجا شروع میشه. تو این جهان جا برای همه هست و همه ما انسانیم چه از دید خودمون "حق" با ما باشه یا از دید دیگران "حق" با ما نباشه، آیا ملاک همزیستی و دوستی و مجبت با دیگران رو دین باید تعیین کنه یا این تفکر که هنر زندیگی کردن، احترام و محبت ومعاشرت با دیگرانی است که عقیده دیگری داشته باشند.

Ali-akbari گفت...

وفا جان فکر میکنم این مطالبی که می فرمایی همان چیزی است که ... مگر من چیز دیگری گفتم ! یادت باشد دین هم نسبی است و همین دین ما را به امروزی رسانده که فکر می کنیم بدون آن راحت تریم دین مثل پدر پیری است که هزار ایراد دارد ولی هرچه باشد برای فرزندش پدر است آیا می شود اورا دور انداخت ؟

وفا گفت...

من هم با دین مخالفتی ندارم ولی با رقابت پیروان ادیان بر سر اینکه حق با کیه هم موافقتی ندارم. ولی یادمون نره که بحث ما حقوق شهروندی بود که چه دیندار چه بی دین همه باید ازش بهره ای مساوی داشته باشند

payambehbahan گفت...

درود
وقتی رهبر ایران در چندی پیش خطاب به احمدی نژاد گفتند که بروید برای پنج سال آینده برنامه ریزی وکار کنید منتقدان براشفتند که پس جایگاه انتخابات مردمی در ایران کجاست؟ حال دیروز ایت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه درباره سخنان مشایی فرمودند((موضع جمهوری اسلامی و موضع دولت جمهوری اسلامی این نیست)) این درحالی است که یک روز قبل از آن احمدی نژاد گفته بود:((حرف آقای مشایی حرف دولت است )) حال سوال من این است جایگاه رییس جمهور که گویا درایران از طریق اراء مردم به قدرت می رسد چیست؟
با ما باشید در ادامه مطلب با مقاله ای به نام ماجرای به نام رییس جمهور منتخب مردم در وبلاگ پیام بهبهان
خوشحال میشوم در بحث ما شرکت نمایید و نظر خود را اعلام نمایید
بدرود

مصطفی گفت...

در مورد دین صحبت شد جالبه یه چیزی رو بگم.
من به دو تا کشور سفر کردم ، یکی استرالیا و یکی هندوستان.
میخوام برخورد مردم اونجا که هرکسی یک دینی رو دارند رو براتون بگم که خیلی برام جذاب بود.
در استرالیا که اصلاً شما برخورد دینی دو شخص رو با هم نمیبینید ولی من یک خانم مسلمان اندونزیایی ساکن استرالیا رو دیدم که هنوز به پوشش مردم اونجا با نگاه خاصی صحبت میکرد و گیر میداد به قول خودمون. ولی در کل جامعه خیلی آزادی بود و به تنها چیزی که فکر نمیکردیم همین دین بود. و اما هند ، که هیچ وقت فکر نمیکنم رژیم جمهوری اسلامی اجازه بده مردم ایران مثل مردم هند در کنار هم اینقدر راحت زندگی کنند. وفا جان و دوستان عزیزم جالبه بدانید از هر دین و دیانتی اونجا هست حتی کسانی هستند که مثلاً قسمتی از بدن رو میپرستند!! مسلمان هست که گاو ذبح میکنه و در خیابان بعدی که هست که گاو میپرسته! شما هر جور حیوانی را که فکر میکنید اونجا میپرستند . افرادی هستند که خدای بد ( به قول خدوشون ) رو میپرستند که بهشون آسیب نزنه و بلعکسش بعضی ها خدای خوب رو. من اگر بخوام نیمی از اون مردم بسیار متعصب به دین هاشون براتون بگم 100 ها صفحه میشه ولی میخوام اینو بگم این خصومت های دینی ساخته رژیمهاست و هیچ ربطی به مردم دارای اون دین ها نداره.
متاسفانه این مشکلات همونطور که قبلاً هم گفتم فقط باید روی سر ما ایرانی ها آوار بشه ، حالا دلیلش چیه ؟ خدا میدونه!

مصطفی گفت...

در پاسخ دوست عزیز آقای اکبری بگم که دندونی رو که درد میکنه، میکشند.

مصطفی گفت...

http://isna.ir/ISNA/PicView.aspx?Pic=Pic-1201240-7&Lang=P
نماز جمعه‌ اين هفته تهران به امامت مقام معظم رهبري

Ali-akbari گفت...

با اجازه ی صاحب وبلاگ نو آور و جوان آقا وفا- مصطفی جان پدر دندون نیست که جایش مصنوعی بگذارند. درنهایت او را به خانه ی سالمندان می سپارند همانطور که دین را از سیاست جدا می کنند

مصطفی گفت...

دوست عزیزم اکبری جان اگر بنا به تعبیر اینگونه است که من هم میگم دین هم پدر نیست که نشه اونو عوض کرد و برای مثال از اسلام به مسیحیت ، بهاییت ، یهودیت و غیره و همینطور بلعکس.
که شاهد هستیم این اتفاق هم بسیار زیاد شایع است.
جالبه هر کسی بیشتر از دین حرف میزنه خودش کمتر اصول اون دین رو رعایت میکنه.

ناشناس گفت...

وفاجان باسلام و خسته نباشیدخدمت شما دوست عزیز.میخواستم یک سوال از شما بپرسم:به نظر شما و بقیه دوستان آیا اصلامیشه از خارج از ایران کاری برای این مردم کرد؟

وفا گفت...

ناشناس عزیز نظر بقیه دوستان رو باید بشنویم ولی من فکر می کنم بستگی به این داره که منظورت از "کاری کردن" چی باشه. من بر این باورم فکر و اندیشه مرز نمی شناسه بنابر این من و تو و دیگران که همفکری و تبادل اندیشه می کنیم ارتباطی به اینکه همسایه هم باشیم یا در دو قاره متفاوت نداره. اگه این کار برای من و تو مفید باشه طبیعتا در محیطمون تاثیر می زاره...ببینیم بقیه دوستان چی می گن...

ناشناس گفت...

ببین وفا جان من و همه دوستان حاضر در اینجا به همه عملکردهای این نظام کم و بیش آگاهیم ودر حال حاضراکثر مردم ایران آگاهی دارند.ولی هیچکس توان بیان حقایق و مبارزه با این نظام را ندارد.در این جامعه که اکثریت جیره خور نظامند آیا میشود قدمی برداشت؟

Ali-akbari گفت...

مصطفی جان داستان دین پیوسته است من ادیان را جدا ازهم نمی دانم که بخواهیم آنها را عوض کنیم مسیحیت تکمیل کننده ی یهودیت و اسلام کامل کننده ی آنها و ظهور مجدد مسیح با محمد ختم کننده ی آنها است حیف که ...

مصطفی گفت...

آقای اکبری عزیز هم نمیدونم و هم برام جالبه که چرا خیلی ها فکر میکنند که حتماً یک ظهوری در کار است که بیاید مام اشتباهات و غلط هایشان را یکجا به درستی نشان و ثابت کند. از خیلی از مردمی که هنوز زیر بمباران تبلیغاتی این رژیم برای کسب درآمدهایش انتظار نمیره که درست فکر کنند ولی شما که دستی به قلم دارید و صاحب سایت در اینترنت هستید که نشون دهده اینه که وقت میگذارید بعید که خودتون رو محکوم به قبول این داستانهای باور نکردنی و تحریف شده بکنید. دوست عزیزم maxim خیلی قشنگ گفت کهReligion Is Opium .
در مورد دوست عزیز ناشناس هم نظر من اینه که اگر قرار اتفاقی بشه و به قول شما کاری برای مردم بکنند همین خارج از کشور حال میخواد دولت ها باشند یا انسانها و یا غیره ، در کل اگر از داخل قرار بود اتفاقی می افتاد تا حالا افتاده بود. به قول یکی که در مورد اتحاد صحبت میکرد میگفت همه مردم ایران یک دست هستند و یک دست هم صدا نداره.

مهدی گفت...

در جواب به آقای علی اکبری می خواستم بگویم، درست است که دین از آدم تا خاتم یکی است و جدا از هم نیست ولی باید توجه داشت که مذاهب متفاوت هستند و هر کسی ادعا می کند که من خدا را بهتر درک کرده ام پس همه باید از من پیروی کنند. در مورد اینکه کدام مذهب بر حق تر است ، داستان فیلی در تاریکی مولوی را به خاطر شما می آورم که هر کسی با توجه به حس لامسه خود فکر می کرد فیل همان شکلی است که خودش حس کرده است.
در اینکه کدام یک بهتر است، این باید به قضاوت و انتخاب مردم باشد و نه زور شمشیر و اسلحه. مذاهب، تنها حق دارند که تبلیغ کنند و حتی خود پیغمبران هم تبلیغ می کردند ولی کسی حق ندارد به زور عقیده اش را تحمیل کند. و مثلا اگر کسی خواست دینش را از اسلام به دین دیگری تغییر دهد، او را اعدام کند.
فراموش نکنیم که راه های رسیدن به خدا به تعداد انسانهاست (همان جمله معروف) و بهشت هم زورکی نیست.

ناشناس گفت...

درسته که از خارج باید یک محرک برای داخل باشد ولی کسی نیست که نسبت به این محرک عکس العمی نشان دهد.تمام کسانی که در این مملکت زندگی میکنند میترسند.آیا خود شما مصطفی جان شخص یا اشخاصی را میشناسی که توان تشکیل جنبشی علیه نظام را داشته باشند؟

Ali-akbari گفت...

عزیزان من دین همان پدری است که انسان را به این دوران بلوغ و جوانی رسانده . آن پدر زمانی سختگیر و زمانی مهربان . روزی فقیر و روزی ثروتمند بوده اگر گذرزمان(مدرنیته) این پدر واحد را پیرو فرسوده کرده انسان جوان بهتر است برای حفظ حرمت وهویت خود اورا به خانه ی سالمندان (مسجدوکلیسا...) بفرستد . این انسان جوان وظیفه دارد فرزندی رامتولد کند که همان قداست پدر را داشته باشد و...

مهدی گفت...

آقای علی اکبری عزیز با تمام احرام، باید بگویم این مثالی که زدید مغلطه قیاس مع الفارق بود.

Ali-akbari گفت...

مهدی جان ما کسی را به کاری مجبور نمی کنیم من به همین سادگی می گویم : اعتقادات من حکم می کند که زمین را متحد کنم و برای این کار از امورتفرقه انگیز مثل مذهب دوری و به اشتراکات مثل یکتا پرستی . دانش . حقوق بشر انسانیت مهربانی ... نزدیک شوم این چه ایرادی دارد؟برخی دوستان معتقدند که درمقاله ی به سوی ظهور من تناقضاتی وجود دارد من بسیارمتاسفم که نتوانستم دردانشگاه بمانم تا تجربیات وادراکاتم را بازبانی آکادمیک ونخبه پسند ارائه کنم ولی به قول عرفا وحدت درکثرت و کثرت دروحدت است ! و طبق نظرخودم دراین دنیای نسبی ( صفرمساوی بی نهایت ) است . این جهان براساس تناقض اداره می شود اگرخدا توفیق دهد روزی نظراتم را با اسناد و شواهدی دقیقتر ارائه خواهم کرد تا کنون اراده ام برای ادامه ی تحصیل در این کره ی خاکی بی اثر بوده . ولی مطمئنم که دیگرانی خواهند آمد که با این شمع فانوسها را روشن کنند ...

رستم از شاهنامه گفت...

آقای علی اکبری ضمن احترام به عقایدتون . ولی واقعا منجی آخرالزمان که شما روش خیلی تاکید دارید چه به درد الان ما میخوره؟ یعنی الان همه درد ما منجی آخر الزمانه؟ اصلا منو شما تا آخر زمان زنده هستیم تا ایشون رو ملاقات کنیم؟ ما الان پدر صاحابمون در اومده شما همش به فکر آخرالزمان هستین. لطفا برای الان راهکار بدین. شاید تو همین همفکری ها راهکارهای خوبی هم پیدا بشه.

مصطفی گفت...

نظر رستم عزیز و مهدی خان دوست محترمم آقای اکبری جالب و خواندنیست ، اول در ادامه صحبت رستم عزیز و در جواب آقای اکبری بگم پس بر این اساس ما تا زمان ظهور باید دست رو دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم و منتظر بمانیم تا یک موقعه اشتباهی از ما سر نزنه.
متاسفانه توی هیچ چیز به غیر از این اینقدر آینده نگر نیستید!!!
این چه رسمیست که به خاطره امام زمان هنوز ظهور نیافته پدر صاحب مردم رو به دلایل مختلف در آورد.
آقای اکبری عزیز من نمیدونم چرا شما گیر به این واژه پدر دادید! اگر توی این بحث نگاه کنید تنها کسی که از این واژه های گیج کننده و واژه ایی که نشان از نبود منطق در گفتار میشه ، استفاده میکنه شمایید. (البته با عرض پوزش)
من دین را با پدر مقایسه یا مثال نمیزنم. دین باید با علم و عقل مطابق باشد.
چرا در کشور ما هیچ دینی غیر از اسلام و اون هم شاخه شیعه اجازه تبلیغ نداره!؟ این چه رسم و آیین ست؟
اون سنی ها بدبخت هم اگر مسلمون نبودن که دیگه معلوم نیست چه بلایی سرشون می آوردند.
در جواب دوست عزیز ناشناس هم بگم اگر شما دیدی نشون ما بده ولی بازم میگم یک دست صدا نداره.

مهدی گفت...

بعد از تجربه موسی، زمانی که 40 شب به کوه رفت و بنی اسرائیل را تنها گذاشت و آنها گوساله پرست شدند، پیامبران تصمیم گرفتند یک امیدی در آینده، برای مردم ایجاد کنند و خبر از آینده ای روشن بدهند. اساسا امید داشتن خیلی خوب است، ولی نباید همه چیز را فدای یک باور نامعلوم کرد. هم اکنون در کشور ما این بحث ها خیلی بیشتر شده است. هر چه به جلوتر می رویم و حکومت نا توان جمهوری اسلامی، بیشتر متوجه می شود که نمی تواند حکومت را اداره کند و مشکلات یکی پس از دیگری آشکار می شود، به جای رفع مشکل، مرتبا از امام زمان صحبت می کنند که یک روز می آید همه چیز را درست می کند.
همه مردم از 1400 سال پیش تا کنون و سالهای سال بعد از ما تصور می کنند که مردم آخر الزمان هستند. دوست عزیز در کشور ما، امام زمان وسیله ای است برای حکومت کردن، فقط.
در ثانی، بیایید ببینید در این تلویزیون و دیگر رسانه های داخلی، چه حرفهای خننده داری که نمی زنند. مثلا می گویند دو تا حرف از علم کشف شده و 25 حرف دیگر آن نزد امام زمان است، در زمان ظهور دیگر کسی سرما نمی خورد و ....
شاید بگویید که به عقاید هم احترام بگذاریم، ولی دلیل اینکه مجبوریم درباره دین اسلام و خصوصا مهدویت صحبت کنیم، به این علت است که هم اکنون اینها با همین باور های پوچ بر ما حکومت می کنند. اگر دین به مسجد برود و از حکومت جدا شود، دیگر کسی به دین کاری نخواهد داشت.

ناشناس گفت...

آقای وفا مستقیم
متاسفانه شما هشتاد درصد وقت برنامه رااختصاص به تلفن ها و خواندن نامه ها می دهید و تنها ده تا پانزده دقیقه از یکساعت برنامه برای مهمانان و کارشناسان برنامه باقی می گذارید به یاد داشته باشید ما حرفهای علی و نقی و حسن و حسین را هر روز توی صف و توی تاکسی و توی اتوبوس می شنویم و همچنین حرفهای مزدوران رژیم را که به برنامه شما زنگ می زنند را هرروز از تلویزیون و رادیو می شنویم و نیازی نیست شما آن را از صدای آمریکا برای ما تکرار کنید