۱۳۸۷ شهریور ۱۶, شنبه

تفسیر خبر شنبه شب

ایران در هفته ای که گذشت...
در این هفته مدیر شبکه تلویزیونی العربیه از تهران اخراج شد. هیئت شرکت اتم استروی اکسپورت روسیه با هیاتی ایرانی بر سر نیروگاه اتمی بوشهر گفتگو کرد. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد از اعدام بهنام زارع و رضا حجازی بجرم ارتکاب قتل زیر هجده سالگی ابراز تاسف کرد. پروین اردلان، جلوه جواهری، مریم حسین خواه و ناهید کشاورز از اعضای کمپین یک میلیون امضا هر کدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند. به گفته سخنگوی قوه قضائی کمسیون جدیدی در پزشکی قانونی برای پرونده زهرا بنی یعقوب تشکیل شده است. هشتاد و دو نماینده مجلس طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش را امضا کردند. ایران اظهارات نیکولا سرکوزی مبنی بر ادامه تلاش تهران برای دستیابی به تسلیحات اتمی را بی اساس خواند. تیم ملی بسکتبال جوانان ایران قهرمان آسیا شد. برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر در مورد اعتصاب غذای زندانیان ابراز نگرانی کرد. محمود احمدی نژاد همزمان با بازیهای پارا المپیک به چین وارد شد. بر اساس اعلام بانک مرکزی نرخ تورم ایران به بالای بیست و هفت درصد رسید.
در برنامه امشب به اتفاق کارشناسان تفسیر خبر آقای دکتر بهمن اقایی دیبا کارشناس امور بین الملل و آقای دکتر مهران براتی پژوهشگر دانشگاه برلین به تحولات لیبی نگاهی می اندازیم تا ببینیم آیا لیبی الگویی مناسب برای ایران برای بهبود روابط با جامعه بین المللی خواهد بود؟ فشار نیکلا سرکوزی بر بشار اسد برای میانجی گری در حل بحران اتمی ایران، اکنون که سوریه در صدد مذاکرات مستقیم با اسرائیل و نزدیک تر شدن به امریکاست، تا چه اندازه می تواند موثر باشد؟ به طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش و وزیر جهاد سازندگی و واکنش علی لاریجانی رئیس مجلس نگاهی خواهیم داشت. در بخش دوم برنامه دکتر جمشید اسدی استاد اقتصاد مدرسه عالی مدیریت دیژون به ما خواهند پیوست تا به نقدی کردن یارانه ها و تورم نگاهی دقیقتر داشته باشیم. تخریب مدرسه دینی اهل سنت در زابل ، دستگیری و آزار مسیحیان و بهائیان، دستگیریهای اخیر دانشجویان در نقاط مختلف ایران را نیز در بخش حقوق بشر بررسی خواهیم کرد.

۲۳ نظر:

mohammad گفت...

با سلام
در برنامه امشب شما خبری رو دادید که به نظر خودتون خبر خوب و جالبی بود:
"بیش از 60% شرکت کنندگان در کنکور را دختران تشکیل میدهند"
آیا به نظر شما این خوب است که پسر های ایرانی با توجه به مشکلات زیادی که رژیم سر راه آنان میگذارد نمیتوانند وارد دانشگاه شوند که عمده ی آنها سربازی است.زندانی که هر پسر ایرانی به جرم به دنیا آمدنش در ایران باید 2 سال از بهترین دوران زندگیش را در آن سپری کند به شکلی فجیع که مطمعنا" شما آن را درک نکرده و نمیکنید. پس از این دو سال هم عملا" به یک نیروی نا کارآمد تبدیل شده و تنها هنری که دارد کارگری است.
چون در این دو سال هر چه بلد بوده و هر چه درس خوانده همه را از دست میدهد.
دو سال شکنجه و بیگاری فکر نمیکنم زمان کمی باشد.
عده ای هم مثل من که کم هم نیستیم(حدود 1 میلیون و نیم) از سربازی فرار کرده و زیر بار این خواسته رژیم نمیرویم حق هیچ کاری را نداریم نه رفتن به دانشگاه نه خروج از ایران نه استخدام در کاری. تا این حد که برای استخدام کننده گان سربازان فراری مجازات هایی مثل زندان و جریمه در نظر گرفته اند.
حالا ما 1.5 میلیون فراری مانده ایم و هزار درد بی درمان.مملکت دارای آمار بالای بیکاری که هست هیچ قوانینی این چنین هم 1.5 میلیون بیکار دیگر هم به این آمار اضافه میکند.هر روز هم که آجان و دژبان میبینیم خود را در هزار سوراخ موش قایم میکنیم.چون دستگیری 50هزار سرباز فراری در سال 86 یکی از افتخارات پلیس خدمت گذار بوده پلیسی که دزدها قاتل ها و مجرمان را به حال خود رها کرده و یگانه آرمانش طرح مبارزه با ارزل و دستگیری سربازان فراری است.

وفا گفت...

درست می گی محمد جان و شاید دلیل بالا بودن درصد مشارکت دختران هم تا حدودی همین مطالبی باشه که گفتی ولی در عین حال نگاهی به کشورهای همسایه و وضعیت زنها باعث می شه که همین حضور هم خبر خوبی باشه. اینکه تا چند سال پیش خانواده ها به دخترهاشون اجازه نمی دادن به شهر دیکه ای برای تحصیل برن و حالا وضع بهتر شده اینها همه خبر های خوبیه ولی حرف تو هم کاملا درسته و اصلا اخبار خوشی نیست. بازار کار خراب، رشته های تحصیلیی که با فرصت های شغلی تطبیق ندارند، فرار مغزها و بسیاری از دردهای دیگه که جامعه با اون مواجهه. وضعیت سربازی و حال و احوالت رو خوب می فهمم و امیدوارم روزی جامعه ایران شاهد فضایی باشه که خدمت به مملکت، به شکل دیگه ای تعریف بشه که نشاط و شور و انرژی جوانی نتایج و ثمراتی در بر داشته باشه که نه فقط مملکت بلکه جهانی از اون بهره مند بشه.
وضعیت تو رو درک میکنم و به داشتن دوستی نکته سنج چون تو مفتخرم.

مصطفی گفت...

به صحبتهای آقا محمد هم این رو اضافه کنم که دلیل اینکه اون دسته از جوونهایی که در همین سن جوانی به جایی رسیدند اینه که سربازی نرفته اند یا معافی گرفته اند. نمونه های زیادی رو میشناسم به خاطر همین سربازی نرفتن دست به دامن چه ترفندهای عجیب و غریب ( وقت گیر و از زندگی انداز ) شدن. ولی باز هم متاسفانه باید به این ننگ تن در بدهند.

مهدی گفت...

اگر اجازه بدهید یک مثال نقض برای فرمایش دوستمان محمد بیاورم. بهتر است حکم کلی ندهیم. من خودم یک جوان دیپلم بودم و هیچ هدفی نداشتم برای زندگی ولی بعد از اتمام دوره سربازی، چنان عوض شدم که نه تنها به درس علاقه مند شدم و لیسانس کامپیوتر گرفتم ، بلکه آن عقاید متعصبانه مذهبی را هم که قبلا داشتم، با توجه به خدمت در سپاه، و دیدن حقایق، به دور ریختم. زبان های مختلف را آموختم و تبدیل به انسان دیگری شدم.
به نظر من، سربازی (صرف نظر از نوع حکومت)، برای جوانان(حداقل برای جوانان کشورهای جهان سوم)لازم است. من خودم در خیابان، می بینیم جوانانی که جز سیخ کردن مو هایشان و به دنبال دختر مردم افتادن، کاری ندارد. ولی وقتی در یک جامعه کوچک (پادگان) قرار می گیرند و مجبور می شوند مسئولیت بپذیرند و با افراد دیگر و فرهنگ های دیگر آشنا می شوند، بسیار تاثیر گذار است.
به نظر من به کار بردن کلمه "شکنجه و بیگاری" زیاد جالب نباشد

وفا گفت...

مهدی جان خوشحالم که در این شرایط تونستی کاری کنی که خودت راضی باشی و احساس موفقیت کنی. من با تو موافقم که آدم در هر شرایطی چه سخت و چه سهل اگر هدفمند باشه می تونه بر مشکلاتش فائق بیاد ولی حرف محمد رو نقض نمی کنه و در جامعه ای که همه ارکانش دست دولته و مردم نقشی رو که باید در ساختن جامعه داشته باشند ندارند بعد میشه این انتظار رو از دولت داشت که چرا شرایط ترقی و پیشرفت جوونها رو تسهیل نکنه. ملاک خوبی و بدی هم نسبیه شاید موهای جوونها از ترس از حکومت سیخ شده باشه!

رستم از شاهنامه گفت...

با سلام به وفای عزیز و بقیه دوستان من خودم بزرگترین اشتباهم رفتن به سربازی بود. حالا اشتباه کجا بود؟ اشتباه اینجا بود که منه بد شانس اگر یک هفته عجله نکرده بودم و این قضیه رو عقب انداخته بودم با قانون خرید سربازی راحت میتونستم سربازیمو بخرم. خوب نتیجه این اشتباه این شد که دو سال از عمرم با روزشماری گذشت. من کاملا قبول دارم سربازی برای جوونها در اون سن لازم هست. چون ایستادن روی پای خودشون رو تجربه میکنند. ولی چند تا نکته هست. اون هم اینکه دو سال واقعا مدت زمان زیادی هست من خودم با چهارده ماه موافقم. دوم اینکه جو سربازی کاملا باید از هر نظر اصلاح بشه.اختلاف شدیدی که بین بچه های شهرستان با بچه های تهران هست رو هرکسی رفته سربازی میدونه. بچه های شهرستانی تمام عقده های زندگیشون از قبیل کمبود امکانات و رفاه و مشکل مالیشون رو دلیلش رو بچه های تهران میدونن و فکر میکنند همه تهرانی ها در ناز و نعمتند و فقط شهرستانی ها هستند که دارند سختی میکشند.این دلیلی شده برای انتقم جویی از بچه های تهران همچین با یک لحنی میگن بچه تهرون انگار که اسیر عراقی دیدند. و بچه های تهران هم در فرصتهای مناسب ضربه های خودشون رو میزنند و نتیجش چیزی جز کینه و نفرت اقوام مختلف از هم نیست. بعدشم اینکه بقدری جو خدمت کثیف هست راحت 60و70 درصد کسانی که واردش میشند همون اول سیگاری میشند درصد خیلی بالاییشون هم معتاد و این کار دلیل هم داره. اصولا بچه هایی که از نظر جسمی و روحی ضعیفتر هستند برای اینکه خودشون را با بقیه قاطی کنند سری جذب این چیزها میشند و با این وسیله میخوان وارد جمع به اصطلاح لاتها و گنده های پادگان بشند و یک جوری خودشون رو از این ضعف و انزوا و خطراتی که دور و ورشون هست نجات بدند. نتیجش اینه بعد از دو سال به جا اینکه آموزشهای مفید ببینند معتاد یا حد اقل سیگاری کارت پایان خدمتشون رو میگیرند. بعدشم اینکه یک آدم کلی درس میخونه تا قبل از سربازیش و خیلی خوبه که در دوران دو سال سربازی حد اقل مهارتی به مهارتهاش اضافه بشه و از این افراد در جاهای درست استفاده بشه. چه لزومی داره یک جوون با شخصیت تحصیلکرده حد اقل 12 سال درس خونده کلی باید پارتی جور کنه تا دوران خدمتش مثلا آبدارچی یک سرهنگ بشه. مهمترین کار روزانش این باشه برا یک پاسداری که نصف خودش هم تحصیلات نداره و تنها هنرش سرکوب مردم و زدن تیر خلاص به زندانی های اوین بوده چایی ببره بیاره و پوتینشو واکس بزنه. خلاصه اینکه تنها میراثی که اکثر بچه هابعد از خدمت سربازی با خودشون تا آخر عمر دارند و همیشه هم ازش با افتخار یاد میکنند اینه که چقدر دودره بازی و پدر سوخته بازی تو سربازی یاد گرفتند و خیلی هم تو زندگی بدردشون خورده.
حالا که بحث سربازی گل کرده دوست داشتم دو سه تا خاطره خودم رو از زمان 18 تیر هم بگم که بد نیست ولی دیگه میترسم خیلی پرت از پست اصلی باشه. بمونه برای زمانی که جاش باشه.
همه تاحالا خاطرات خودشون رو از اون تظاهرات ،اونطرفی گفتند. شاید جالب باشه امثال من هم روزی خاطرات اینطرفی رو تعریف کنند.

مهدی گفت...

وفای عزیز، منظورت رو متوجه شدم. درسته، اصلا این حکومت جوونها رو تبدیل به خودی و غیر خودی کرده است. در مورد موی جوونها، من خدای نکرده منظور بدی نداشتم، همیشه ملاک بدی و خوبی نسبی هست. ولی باور کن بیشتر جوونها خودشان نمی دانند حقوقشان چیست و در مورد سیاست و خبرهای آن جدی نیستند. و علاقه ای هم ندارند که چیزی بدانند. خیلی ها هم می ترسند که اظهار نظر کنند. منظورم این بود که به جای اینکه مرتبا دنبال موسیقی رپ و کلاس کنکور و مدل مو باشند، کمی بیشتر با مسائل کشور آشنا می شوند. و حس مسئولیت پذیری در آنها رشد می کند.
من با این قسمت از حرفهای محمد موافق نیستم که می گوید: "....پس از این دو سال هم عملا به یک نیروی نا کارآمد تبدیل شده و تنها هنری که دارد کارگری است.چون در این دو سال هر چه بلد بوده و هر چه درس خوانده همه را از دست میدهد.دو سال شکنجه و بیگاری فکر نمیکنم زمان کمی باشد."
خیلی ها هستند که اول به دانشگاه می روند ، بعد به سربازی و خیلی ها هم هستند که اول سربازی و بعد دانشگاه. اگر از محرومیت بهایی ها از تحصیل در دانشگاه بگویید خیلی بهتر است از اینکه عده ای بخواهند از اینکه مثل همه به سربازی نرفته اند و مظلوم نمایی کنند، دفاع کنیم. چرا که عده ای به جرم داشتن عقیده و باور از داشتن حقوق شهروندی محروم می شوند ولی عده ای به علت زرنگی (البته به خیال خودشان)
وفا جان، یکی از دوستانم 16 ماه خدمت کرد و بعد از آن دیگر به پادگان برنگشت در حالیکه 5 ماه دیگر از خدمتش باقی بود. با اینکه فراری محسوب می شد، الان نه تنها ازدواج کرده، بلکه شغل هم دارد. من با حکم کلی دادن مخالف هستم.
ضمنا خدمت سربازی در خیلی از کشورهای دیگر اجباری هست و تنها در کشورهای توسعه یافته هست که اجباری نیست. کشور ما که به لطف این استبداد و دیکتاتوری، هنوز توسعه یافته نشده است. البته احمدی نژاد (به سبک آلمان شرقی سابق) می گوید که ایران یکی از قدرتهای جهانی شده در همه زمینه ها، ولی باید از او پرسید کشوری که این همه بی برقی و خاموشی دارد آیا پیشرفته است!!؟
در مورد مطلب درستی که گفتی، در مورد ارکان حکومت ، متاسفانه تا به دموکراسی نرسیم و این حکومت خلافتی به پایان نرسد نمی توان انتظار داشت که حکومت برای جوانها کاری بکند چرا که هدف اول آنها حفظ این نظام است. و فعلا باج دادن به دیگر کشورها، اولویت اصلی است. در حال حاضر باید صبر کنیم تا این نفت منحوس به پایان برسد.

بامداد - گفت...

جنگ جهانی سوم؟؟؟

رفتار جمهوری اسلامی جالب است.! اگر یک روانشناس٬ جمهوری اسلامی را مردی تقریبا ۳۰ در نظر بگیرد با دقت در اعمال سر زده از این شخص میتواند به نکات جالبی دست پیدا کرده٬ کنشها و واکنشهای دقیق او را در برابر پدیده ها و موضوعاتی که با آن روبرو میشود براحتی حدس بزند. این جمهوری ۳۰ ساله هم متظاهر و کذاب است (و در بسیاری موارد دروغهای خود را باور دارد- یا حداقل میتوان گفت بپای دروغها و رفتار منافقانه اش ایستاده و اصرار بر راستی آن دارد) هم جنحه و جنایت مرتکب میشود هم دست کج است و دزدی میکند و هم عصبی است و با کوچکترین نشتری فریاد و فغانش بلند میشود.
آفتاب با تیتر "بیایید درباره‌ی جنگ جهانی سوم صحبت كنیم!" مطلبی در اینجاhttp://www.aftab.ir/news/2008/sep/03/c1c1220440883_politics_world_world_war.php نوشته که میشود آنرا آرزوی این روزهای جمهوری اسلامی هم بحساب آورد اما از طرفی وقوع ناآرامی های جهانی به اراده ی این جمهوری فاسد و امثال او نیست و واقعیت اینستکه سکان رهبری جهان -اگر چه نامحسوس- مدتهاست در دست کسانی دیگر است و سمت و سوی حرکت را آنها مشخص میکنند. برخورد ها و آمال این قدرتها هم قابل بررسی است. آنها بعلت اینکه همزمان صاحب قدرت٬ پول و بینش سیاسی مطلوب(حکمت؟) هستند طبیعتا بهترین راه را برای خود میگزینند و به آنها که بازیگوش هستند هم توصیه یا تحمیل میکنند(چنانچه تا امروز شده) اما بعضی وقتها در این دنیای سرسام گرفته پیش بینی یا پیشگیری٬ مختل و غیر عملی شده و اینجاست که کم اهمیت ترین سوژه میتواند بزرگترین فاجعه را بوجود آورد.. (حتما نادانی بوده و سنگی به چاه انداخته که هزار عاقل نتوانستند آنرا در بیاورند وگرنه این مثال از قدیم گفته نمیشد) آمریکا روزی آمد و بساط طالبان را جمع و جور کرد- القائده را تحت پیگرد شدید قرار داد- به صدام آهسته گفت عراق را رها کن و برو- و به ترتیب اولویتهایی که تدبیر کرده بنظر میرسد که به ایران هم گفته باشد: پیش از اینکه به وضعیت سخت دچار شوید(مثلا بدست مردمتان تکه تکه شوید!؟) جمع کنید و بروید... این فرصت خیلی خوبی است که خوشبختانه آمریکا به این مدل حکومتهای جعلی و مستبد میدهد اما موضوع اینست که کدامشان پیام را جدی میگیرد و کدامشان از کوره در میرود و همینجاست که جمهوری اسلامی که پیشتر در قواره های شخصی نادان بیسواد خطرناک و در زمره ی اراذل توصیف شد با شنیدن این نوع پیام عصبی و سرگشته شده مردم تحت فرمان خود را آزار میدهد از سوی دیگر با تمام هوش و حواس اندکش برای مقاومت برنامه ریزی میکند و در این راه از حراج منابع ایران هیچ نگرانی ندارد
من امیدوارم محصول سیاست صاحبان عقل و تدبیر و در عین حال زور و ثروت بر آشفتگی های بوجود آمده چیره شود در غیر اینصورت همانطور که جنگ دوم شروعی داشت(و البته دلائلی:http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85 ) تنشهای موجود میان روسیه و گرجستان هم میتواند نقطه ی آغازی دردناک باشد

مصطفی گفت...

کمی در مورد مدارک ! کردان هم در برنامه بگنجنید.

mohammad گفت...

با سلام.
اول از همه لطف کنید و به این آدرس سری بزنید:
http://sarbazyy.blogfa.com/post-18.aspx
و اما بعد
بله خوب منظور آقا مهدی رو از زندگی فهمیدیم بچه بودن >>بزرگ شدن>>سر کار رفتن>>ازدواج کردن>>بچه آوردن>>بازنشسته شدن>>پیر شدن>>مردن
پس سنت شکنی چی.تا کی میخوایم فکر کنیم که منظور از خدمت یعنی بیگاری تو پادگان.
چرا نمیخوایم بفهمیم خدمت شاید مفید بودن برای مملکته حالا به هر نحوی.
راز عقب موندنمونم همینه که نون رو به نرخ روز میخوریم.هر چی سیستم گفت براتون خوبه قبول میکنیم.
امیدوارم لیست بالا رو دیده باشین.شاید به نظر شما تمام جون های اون 108 کشور بچه ننه و مو سیخی اند و به قول خودمون پای یک مرغ رو نمیتونند ببندند اما من و تو بزرگ و دنیا دیده ایم. شاید هم مثل آقای احمدی نژاد الگوت و آرمان شهرت گینه و کره شمالی و موزامبیک هستش.
نمیخوای باور کنی که اگر آمریکا آمریکاست وایران, ایران شاید به همین دلیل باشه که نیروی فکریش خیالشون حداقل از این راحته که سر هر پلیس راهی یا تو هر پاساژی جلوشو نمیگیرن و ازش کارت پایان خدمت بخان و اگه نداشت برا دو سال بره و هر سه ماه 9 روز بهش مرخصی بدن که بیاد.
شاید هم منظورشون از مظلوم نمایی اینه که میتونست بره دانشگاه آزاد چرا نیومد بره.خودش نرفت الانم داره مظلوم نمایی میکنه و میگه سربازی نذاشت.میتونی شرایط یه دانشجوی انصرافی رو که نتونست شهریه 900 هزاری کارشناسی رو بده درک کنی و بد مجبور شد بره سربازی و بعدم مجبور شد فرار کنه و حالا هم که میاد بحثی رو مطرح کنه بهش میگن زرنگ.
این خوبه که شرایط 100 یا 200 نفر بهایی رو مطرح کنی اما بهتر از اون اینه که شرایط 1.5 میلیون نفر مسلمون رو بررسی و مطرح کنی.
راستی میدونید که بیل گیتس به دانشگاه نرفت و تازه چند سال پیش تونست لیسانس شو بگیره.اما میدونید که دنیای تکنولوژی یه طرف و بیل گیتس یه طرف.چرا چون آسوده خاطر از همه چیز تو آزمایشگاه خودش مشغول کار بود و کسی کاری به کارش نداشت دقیقا" در سن 20 یا 21 سالگی.
شاید هم بگی در عوض اون خدمت مقدس بیگاری نرفت و اون خاءِنه و خدمتی به وطنش و مردمش نکرده!

مصطفی گفت...

http://sarbazyy.blogfa.com/post-19.aspx
این پستش رو نگاه کنید و بحث سربازی رو تموم!

مهدی گفت...

این دوستمان نوشته بحث سربازی را تمام کنید آن هم با یک نتیجه گیری غلط.
متاسفانه ما یک مشکل بزرگی داریم، اگر نظر بدهیم یا به ما می گویند صهیونیست و نوکر آمریکا و یا می گویند مزدور ولایت فقیه و جیره خوار جمهوری اسلامی.
اول اینکه، در همان چرخه زندگی که محمد نوشته، اگر انسان ، ویژه و اسپشیال باشد، راهش عوض می شود (این همه مخترع و دانشمند و نخبه و ... گویای این حقیقت است) همچنین درست است که سربازی ظاهرا چیز خوبی نیست، ولی انسان نباید اینقدر ضعیف النفس باشد که به خاطر 21 ماه، چنان به زمین بخورد که دیگر بلند نشود.
ضمنا سربازی برای همه هست، همه هم رفته اند و برگشته اند. حالا اینکه عده ای بخواهند از ترس، فراری بشوند، این مساله دیگری است. تا چند سال پیش که خرید خدمت آزاد بود، تبعیض در سطح بالایی به چشم می خورد. کسانی که پول داشتند ، آن را می خریدند و نمی رفتند. کسانی که پول نداشتند به اجبار باید خدمت را تمام می کردند. در این شرایط بود که رفتن به سربازی سخت بود، ولی حالا که قانون برای همه یکسان است، نباید این قدر انسان، ترسو باشد و از آن غولی بسازد که جلوی پیشرفتش را بگیرد. در ترکیه هم اجباری است در کشورهای بسیار دیگری هم اجبای است آیا همه جوانان آن کشورها باید از زندگی نا امید بشوند.
وفای عزیز، خیلی ها در همان دوران سربازی، برای کنکور می خوانند و قبول می شوند و در دانشگاه ثبت نام می کنند و خدمت را رها می کنند.
در مورد حقوق شهروندی، لطفا تفاوتی بین مردم ایران قائل نشوید، یک نفر بهایی، یهودی، مسیحی و .. با یک نفر مسلمان هیچ فرقی ندارد چرا که قبل از اینکه هر دینی داشته باشیم، ایرانی هستیم.
باز هم می گویم که اگر انسان یک موجود ویژه باشد، هیچ مانعی جلوی راهش قرار ندارد و راه پیشرفت هیچگاه بسته نیست. لطفا اینقدر نا امیدانه به دنیا نگاه نکنید.

ناشناس گفت...

سلام برنامه شما خوب است من بين كساني كه برنامه شما را تماشا مي كنند تقريبا راضي هستند فقط مجريگري چالنگيز از جذابيت ان كم مي كند

وفا گفت...

دوستان عزیز من به نظر می رسه این موضوع سربازی هنوز جای بحث داشته باشه نظرتون راجع به یه برنامه میزگرد در این باره چیه؟ اگه نظرتون مثبته از دوستاتون هم بخواید که تو بلاگ نظرشون رو بنویسند تا یه مجموعه خوب برای یه برنامه توپ! داشته باشیم

مهدی گفت...

برگزاری میزگرد در این باره حتما مثبت خواهد بود. به شرط آنکه مهمان و یا کارشناس برنامه، با توجه به مخالفتش (احتمالا) با جمهوری اسلامی، یک طرفه به قضیه نگاه نکند. و این موضوع با ولایت فقیه و استبداد آخوندی در هم نیامیزد.

مصطفی گفت...

دوست عزیزم مهدی جان اونطوری که من توی همین بحث کوچیک دیدم همه به غیر از شما مخالف هستند ، پس به نظر من شما همه رو مشتبه نبینید و خودتون رو محق. در ضمن مگه اون همه نخبه ای که شما گفتید توی ایران سربازی رفتند!!!؟
احترماً با 99% گفتارتون مخالفم

مهدی گفت...

مصطفی جان، اول از احترامی که در گفتارت بود تشکر می کنم. اجازه بده، من یک سوال بکنم. به نظر شما اگر سربازی را بردارند، مشکل حل می شود؟ یعنی مشکل پیشرفت یک جوان در زندگی ، همین سربازی است؟
به نظر من، یک جوان که مثلا در زمینه علم و درس نخبه هست، همان اول به دانشگاه می رود و مسیر زندگیش عوض می شود.
یک نکته خوبی هم که اشاره کردی و امیدورام همه به آن عمل کنند این است که بگوییم "به نظر من" و هر کسی به جای دیگران صحبت نکند، همانطوری که احمدی نژاد دائما می گوید ملت ایران گفت فلان.

----------------------------------
راستی وفای عزیز، صداوسیمای ایران علاوه بر حجم عظیم برنامه های ضد آمریکایی که بعضی وقت ها انسان را به خنده وادار می کند، اخیرا به مسخره کردن صدای آمریکا هم پرداخته است مثلا در یکی از سریال های ماه رمضان به نام "روز حسرت" که از شبکه یک پخش می شود، آن زن مواد فروش که جوان ها را بدبخت می کرد، در خانه اش، تلویزیون صدای آمریکا و برنامه زن امروز را پخش می کردند که یعنی او چون خلاف کار است پس صدای آمریکا هم نگاه کند. یعنی این تلویزیون برای افراد خلاف کار و معتاد است. حالا یک آدم معتاد خلافکار چه ربطی به اخبار سیاست و دموکراسی و روشن فکری دارد، جای سوال است!!! به هر حال، این قبیل اقدامات، نشاندهنده موفقیت صدای آمریکا در ارائه برنامه هایش است.
لینک زیر را هم ببینید بد نبیست :
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=17742

مصطفی گفت...

مهدی جان این که مثلاً 5% کسانی که بعداز سربازی موفق شدن آماریه که نشون دهنده شکست وجود سربازیه در سره راه جوانان ما.
کار من جوریه که خیلی از افرادی که درگیر مشکلات سربازی هستند به من سر میزنند.
در کل تعداد کسانی که از سربازی راضی هستند نسبت به ناراضی ها اصلاً قابل مقایسه نیست.
ولی در کل این امر درسته که یک کشور نیاز به یک سیستمی داره که عده ای سربازی بیایند ، اما به چه قیمت و چه قوانینی ، این مهمه.
در مورده اون سریال هم بر حسب اتفاق من هم دیدم و پیش خودم گفتم بیننده باید عاقل باشه.

mohammad گفت...

با سلام
دوستان این مساله که بگیم همه رفتن تو هم باید بری خوب یه مقدار مشکل داره.
نمیخوام حرف های بزرگ بزرگ بزنم یا مثلا ادعا کنم که می خوام سر منشا یه تحول بشم اما یه
مثال میزنم:
"آیا میتونیم به کاوه آهنگر بگیم که سر همه جوونای مملکت رو ضحاک برید و مغض اونا رو داد
مارهاش بخوره خوب این برای همه هست و پسر تو هم جزء این همه محسوب میشه مگه
خون پسر تو از بقیه رنگین تره.پس بزار سر پسرت رو ببره و حرفی ام نزن"
خودتون قضاوت کنین.
خوب بلاخره یکی باید حرفی بزنه یکی باید با سیستم مخالفت کنه.پس فرق ما
(با عرض پوزش)با حمار چیه.
من هیچی.ما هم هیچی.این 1.5 میلیون هم هیچی.آیا ما در قبال نسل آینده مسوول نیستیم.
آیا اونا روزی صد بار به ما بد و بی راه نمیگن همچنان که ما به گذشتگانمون میگیم.
این یکی از آرزوهای دولت های مستکبره که مردم در مورد مشکلات بحسی نکنن.اصلا مردم نباید
بحسی بکنن.در هیچ موردی تا شاید کسی اعتراض نکنه و دستی برملا نشه و اتفاقی نیفته و
اونا به بقای خودشون ادامه بدن.
در ضمن آقا مهدی شما شاید به صورت خیلی هارمونی سربازی کردین یا شایدم نرفتین سربازی یا شایدم
معاف شدین یا شایدم رفتین و جاتون هم خیلی سخت بوده اما شما برای رضای خدا تحمل کردین.اما خیلی ها نمیتونن تحمل بکنند.البته انسان بنده عادت هستش و بعد از یه مدت به همه چی عادت میکنه اما به چه قیمت! لازم نمیدونم در مورد مشکلات سربازی براتون بگم چون اگه یه کم خوب نگاه کنین همه چی معلومه.
آنچه را دیدن کند ادراک آن
سالها نتوان نمودن با بیان
راستی این رو هم توضیح بدم که سربازی نه ابداع دین هست نه ابداع یه عقل آزاد و درست.
همچنان که پیامبر برای جهاد لشگر بسیج میکرد لطفا توجه کنید "بسیج میکرد" یعنی افراد داوطلب رو جمع میکرد و به جنگ میرفت.
سربازی ارمغان آقای ناپلوون بناپارت به جامعه بشریت هستش. ناپلوون رو هم که خدا کنه بشناسید.
(ناپلوون به یونانی یعنی نابود کننده) کسی که در کنار هیتلر بزگترین جنایات رو علیه بشریت کرده.
و شاید هم بزرگترین مشکل ما با سربازی همین یه کلمه باشه "اجباری".
چرا اجباری؟ اگه بنده رو ترسو و بزدل خطاب نمیکنین این کلام حضرت علی رو براتون بنویسم که میگفت:
"ای انسان خدایت تو را آزاد آفرید پس بنده کسی نباش".
خیلی از ماها(سربازان فراری) از کار سخت فرار نکردیم(با این توضیح که راه سخت رو ما انتخاب کردیم یعنی حرکت خلاف مسیر آب) بلکه از محسور شدن و مجبور شدن فرار کردیم.
شایدم بگین که این فانون مملکته و هر مملکتی یه قانونی داره و این به صلاح جامعه هست.
شاید فردا حکومت تصمیم گرفت که برای جلو گیری از زیاد شدن جمعیت و مهار جمعیت همه
مردها رو اخته کنه.خوب مهار شدن جمعیت به صلاح جامعه هستش در این شکی نیست اما به نظر شما راه درسته.آیا نباید از راهی عاقلانه تر جمعیت رو مهار کرد.همچنان که میشه از راهی عاقلانه تر
به مملکت و به وطن خدمت کرد.
وفا جان شما به عنوان یه آدم بیطرف همچنان که همیشه نشون دادی بیطرفی شما در این مورد قضاوت کن.

در ضمن آقا مهدی لطفا از این حرفای من برداشت شخصی و یکطرفه نکنین. من گفتم که از هر نظر 1.5 میلیون نفربحسشون واجب تر از 100 یا 200 نفره.نگفتم که بهایی ها مهم نیستن و یا خدا نکرده توهین نکردم.شما این طور برداشت کردین.

مهدی گفت...

محمد جان، قبل از هر چیز اون شکی که داشتی که من سربازی نرفتم رو به یقین تبدیل کنم. من 21 ماه در پادگان احمد بی موسی، تنها پادگان آموزشی نیروی دریایی سپاه خدمت کرده ام و افراد زیادی را هم دیده ام در طول این مدت، که برای آموزش به آنجا می آمدند. برخی بودند که در همان هفته اول اقدام به خودکشی می کردند.
درست است، خیلی ها نمی توانند با سربازی کنار بیایند. ولی نمی توان یک کشور را بدون نیروی نظامی و دفاعی رها کرد و هرگاه جنگ شد، مردم را بسیج کرد. امروز شرایط جهان با زمان پیغمبران فرق می کند. یک شبه افرادی مثل پوتین پیدا می شوند که قصد کشور گشایی دارند. مملکت باید همیشه آماده باشد.
این را قبول دارم که سربازانی که در این پادگان ها تربیت می شوند، هرگز شرایط جنگی ندارند و سربازان ضعیفی هستند، و حقیقتا نمی توانند جلوی دشمن بیاستند ولی در حال حاضر وضعیت ایران به این گونه است و با رسیدن به جوامع پیشرفته ای همچون فرانسه و آمریکا که سربازی به عنوان شغل است و نه اجبار، بلکه افراد از روی علاقه می روند، خیلی فاصله داریم.
ولی می خواهم به شما بگویم از آن برای خود غولی نسازید. ضمنا دو ماه اول سربازی که مربوط به آموزش است، سخت است ولی بقیه آن، زیاد هم سخت نیست. من منشی فرمانده پادگان بودم و نامه ها را تایپ می کردم و بعد از ظهر هم به خانه می رفتم. چهار شب یک بار هم در برجک مراقبت، نگهبانی می دادم. باور کن همه چیز خاطره می شود، و می توانی تجربه های جالبی را بدست بیاوری.

meisam گفت...

salam vafa joon
kheyli bahali
kheyli dooset daram
RASTI to ahle shomali?are

محمد گفت...

سلام وفا جون.داداش خيلي تريپت باحاله

من محمد هستم از مازندران فقط روز اولي كه رفتيم اموزشي ما حدود 40 نفر بوديم كه افتاديم تو يه گروهان سر گروهان يه افسري ستوان 1 بود مارو به صف كرد و بلند گفت :

سرباز يعني ساس و ساس يعني هيچ (ديگه شما تا ته خدمت مارو خودت بگير)

ايشالا يه روز بياي ايران ببينيمت

H. A. گفت...

Hi
I live and study in South Korea, here male Koreans have somewhat similar problems associated with 2 year mandatory military servitude. The Korean Government has recently been shortening the servitude term and there are ongoing negotiations to make it optional. I think it is good that the people desire could reflect freely in the press here in Korea.a
H.A.