۱۳۸۷ مهر ۱۸, پنجشنبه

سیاست مک کین و اوباما در برابر جمهوری اسلامی

در میز گرد امشب شرکت کنید. شما در میزگردی با شما
به نظر شما سیاست کدام کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا، باراک اوباما و جان مک کین، در مقابل جمهوری اسلامی بهتر است؟

سیاست این دو به نفع که خواهد بود؟ مردم ایران؟ دولت ایران؟ منطقه؟ جامعه بین المللی؟ همه؟

دولت پرزیدنت بوش چند سال است که بحث تلاش ایران برای پیشرفت برنامه های غنی سازی اورانیم را مجدانه پی گیری می کند. قطعنامه های تحریم سازمان ملل نتوانسته اند ایران را وادار کنند برنامه غنی سازی را متوقف کند. برخی دموکراتها اطلاعات امنیتی را زیر سوال برده اند و نسبت به درگیری نظامی عجولانه ابراز نگرانی کرده اند. برخی جمهوریخواهان از خطر تروریسم اتمی و تمایل به اقدام نظامی برای جلوگیری از دستیابی تهران به تسلیحات اتمی سخن گفته اند. میانه رو ها در هر دو حزب بر صبور بودن در روند دیپلماتیک تاکید دارند. تهران همچنان اعلام می کند قصد ساخت تسلیحات اتمی ندارد و بر حق خود از برخورداری از برنامه صلح آمیز اتمی سخن می گوید. اما حمایت جمهوری اسلامی از گروههایی چون حزب الله و حماس، همکاری با ستیزه جویان در عراق، شعارهای ضد اسرائیلی رئیس جمهور محمود احمدی نژاد و خاطرات گروگانگیری این مسئله را برای کاندیداهای ریاست جمهوری پیچیده کرده است.

سناتور اوباما از "آغاز مذاکره" با ایران حمایت کرده است که بخشی از آن برای کمک به "ایفای نقشی سازنده از طرف ایران در عراق" است. او می گوید "جنگ عراق با عث تقویت نفوذ ایران در منطقه شده است." اوباما گفته است جاه طلبی های اتمی ایران "تهدیدی جدی" برای آمریکا، همپیمانمان اسرائیل، و جامعه بین المللی است."


سناتور مک کین می گوید ایران "کشور اصلی حامی تروریسم" است و ایران مجهز به تسلیحات اتمی "خطر غیر قابل قبولی" برای ثبات منطقه ای و جهانی است. او گفته است "تنها یک چیز از اقدام نظامی بدتر است و آن ایران مسلح به تسلیحات اتمی است."

چی فکر می کنین؟

۷۸ نظر:

رستم گفت...

آقای خامنه ای چندی پیش با صراحت اعلام کردند که اگر رابطه با آمریکا سودی برای نظام داشته باشد خودشان اولین نفری هستند که از آن استقبال می کنند.
آقای اوباما هم از رابطه با جمهوری اسلامی حمایت می کند و آن را سودمند می داند.
حال با توجه به اینکه منافع مردم ایران و منافع نظام جمهوری اسلامی همیشه در دو سوی متفاوت بوده.میتوان با استناد به سخنان آقای خامنه ای نتیجه گرفت که این رابطه هیچ سودی برای مردم ایران ندارد زیرا فقط در شرایطی برقرار میشود که آقای خامنه ای تشخیص دهد. و تشخیص ایشان قاعدتا باید به نفع نظام باشد تا مردم .

ناشناس گفت...

مهمتراز تروريسم فيزيكي و انرژي هسته اي ،تروريسم فرهنگي و معنوي و سربازان كمنام هستند. وقتي اشغال گران كشوري را مي گيرند قبل از هر چيز صدا و سيماي آن را اشغال مي كنند. و اين نشان مي دهد كه رسانه ملي از بزرگترين امكانات امنيتي و اطلاعاتي و مردمي يك كشور است. و امروز اين رسانه ملي، در بي سابقه ترين شكل خود، در خدمت وزارت اطلاعات و در راستاي تروريسم فرهنگي به كار مي رود! قوي ترين ابزار يك كشور تنها براي تقبيح يك نفر! يا نفرش خيلي شگفت آور و قوي است يا مسئولين امنيت نظامش خيلي ترسو و ضعيف! شما چه فكر مي كنيد؟

هرمس گفت...

با درود
به نظرم سیاست اُباما به نفع ملت ایران است چون از روند چالش و تقابل با جمهوری اسلامی می تواند بکاهد. جمهوری اسلامی مترصد فرصت مساعدی است تا با حفظ پرستیژ، وارد گفتگو با ایالات متحده آمریکا شود. سیاست سی ساله این رژیم نشان داده است که علی رغم تندروی ها، سرانجام آن سیاست معتدل است که تاکنون چیره بوده است. گفتگوی میان آمریکا و جمهوری اسلامی موضوع زمان است.

ناشناس گفت...

اينجا ايران، دولت احمدي نژاد، تروريست معروف است در اين حكومت اسلامي، همه امكانات در اختيار كيهانيان: بزرگترين تروريست هاي فرهنگي. اهل دروغ، جنگ رواني، تخريب، مونتاژ و جعل. خداوند به داد اهل فرهنگ و آزاد انديشان برسد.
در كشور ايران هر كس توليد شعور كند، خائن و ملحد و توطئه گر است. اينجا فقط بايد دچار جمود باشي و بر جمود بيفزايي. هر چه سخت تر باشي و هر متحجرتر،‌ آسوده تر خواهي بود. اين كشور جاي شعورمندان و شعورمداران نيست!

مانا از كرمانشاه

hermes گفت...

دولت آمریکا نه مخالف ملت ایران است نه دشمن آن. آمریکا به فکر منافع خودش است و در این راستا هم هست که از دمکراسی در ایران حمایت و پشتیبانی می کند. این پشتیبانی تا زمانی که با منافع ملی ما ایرانیان، که همان آزادی و دمکراسی و حقوق بشر است، باید مورد استفاده ما قرار بگیرد.

ناشناس گفت...

Man fek mikonam siasate har do nafar dar jahate manafe e mardom va melate amricast . Jorj boosh ham hamin harf ha ro mizad va hich kari nakard . Chan sale ke in harf ha zade mishe va iran ham dare kar haye makhfie khodesho edame mide va be mardom ham feshar miare . Tahrim ham faghat mardom ro daghon mikone na hokumato

hermes گفت...

الان ما در فاز نهائی انتخابات در آمریکا هستیم و تا حدی طبیعی است که نظریات به شکل تند بیان شود. اما بحث اصلی سیاست خارجی آمریکا، چه دمکرات و چه جمهوری خواه، در خاورمیانه اسرائیل و کشورهای عربی است. به این معنی، رویاروی راهبردی میان جمهوری اسلامی و آمریکا وجود دارد اما راه حلّ این رویارویی به دست اوباما بهتر ممکن است حل شود چون او بر اصل گفتگو بدون پیش شرط اصرار دارد. و این پیش شرط در فراز نخست می تواند دستکم این استدلال جمهوری اسلامی را بی اعتبار کند که ما تا زمانی که پیش شرط در گفتگو باشد تن به گفتگو نمی دهم. فراموش نکنیم که اصولگرایان هم مایل به تجدید رابطه با آمریکا هستند. اما این رابطه بسیار بغرنج است و با فراز و نشیب و از پائین ترین سطح ممکن است آغاز شود.

كادوس گفت...

پيروزي اوباما يعني پيروزي ترويستها به خصوص آخوندهاي آدمكش واحمدي نژاد است
مذاكره باآدمكش ها چه نتيجه دارد مگر اروپا در طي اين چند سال نتيجه گرفته است مگر مذاكره با كره شمالي نتيجه داده است.

ناشناس گفت...

با تشكر از وفاي عزيز
به نظر من مسئله برخورد با تروريسم كه مسئله اصلي ارتباط ايران و آمريكاست. اما ريشه هاي تروريسم در ايران به ترور فيزيكي نمي رسد. ترور فيزيكي معلول ترور فرهنگي جلادان انديشه است كه مدتهاست توسط محفل نشينان قدرت راهبرد و اجرا مي شود. بايد از رييس جمهور آينده آمريكا پرسيد براي ريشه كن كردن تروريسم فرهنگي كه مثل سرطان بر ايران چنگ انداخته چه فكر و طرحي دارند؟

ناشناس گفت...

با عرض سلام . من امیر فروتن از شهرستان خمین استان مرکزی هستم . به نظر من با توجه به سیاستهای ملایمتر و عاقلانه تر اقای اوباما و با توجه به جوان بودنشان ، پیروزیشان در انتخابات برای ایران و صلح جهانی و همچنین مردم امریکا بسیار بهتر میباشد.

من همکنون پای تلویزیون هستم . از اقای مستقیم تقاضا دارم نظر من را با نام خودم همین الان در برنامه بخواند . منتظر هستم . امیر فروتن از خمین

hermes گفت...

به نظر من اگر تحریم ها به صورت هوشمند باشد، یعنی منابع اصلی و صاحبان اصلی این منابع، یعنی حکومتیان، تنها زمانی می تواند جواب دهد که مردم نیز نسبت به اثرات این تحریم، که بی تردید در زندگی مردم هم تاثیر خواهد داشت، واکنش نشان دهند و خواستار تغییر سیاست در جمهوری اسلامی شوند. اما واقعیت دیگر این است که تاثیر درازمدت تحریم ها در کوتاه مدت به ضرر جنبش مدنی و نهادهای مدنی و مطبوعات آزاد خواهد بود. چون حکومت تمام این منفذها را خواهد بست به بهانه مبارزه با دشمن خارجی. و این آینده دمکراسی را در کوتاه مدت در ایران تیره و تار می کند.

مجید از هندوستان گفت...

برخی از تحلیل گران سیاسی ایران خوش باورانه گمان می کنند در صورت پیروزی حزب دموکرات تنش سی ساله دو کشور ایران و آمریکا را از بین خواهد برد.
ولی من فکر میکنم:

رابطه ایران وامریکا بعد سومی دارد که بسیاری از کارشناسان در تحلیل های خود از آن غافل اند و آن اسرائیل است. بنابراین تا زمانی که ایران اسرائیل را دشمن خود می داند، نه اوباما و نه مک کین هیچکدام به نفع ایران عمل نخواهند کرد.

ناشناس گفت...

روي صحبت من با جناب مك كين است كه درباره خطر تروريسم در ايران هشدار داده اند. به نظر من خطرناكتر از سلاح اتمي دولت احمدي نژاد،خطر تروريسم فرهنگي و جلادان انديشه هيئت حاكمه است كه اجازه هيچ رفرم و اصلاحي را به جامعه و طرز فكر متحجر حاكم بر آن نمي دهد. به نظر شما آقاي مك كين و اوباما براي اين موضوع چه راهكار موثري خواهند داشت؟
لطا كامنت مرا مطرح كنيد

ناشناس گفت...

به نظر من مک کین در گفته های خود صادق تر از اوباما است چرا که اوباما چندین بار لحن خود را نسبت به ایران تغییر داد و مدعی شد که من نگفته بودم با احمدی نژاد مذاکره می کنم در صورتی آن هنگام که به سودش بود این را گفت.
مک کین برای ایران بسیار مناسبتر است چرا که او بسیار در مورد ایران قاطع تر است و درک بهتری از اوضاع داخل ایران دارد اما اوباما سیاستبازتر وسازشکارتر از اوست نظیر تمام دموکراتهای دیگر.
اوباما بیشتر سخنران خوبی است تا تصمیم گیری قاطع و ایران بیش از هر چیز نیازمند قاطعیت برخورد میباشد.

آریا از ایران

hermes گفت...

سیاست واقع بینانه این است که آمریکا و اروپائیان بی تردید اگر جمهوری اسلامی به بمب اتمی دست یابد، آن را خواهند پذیرفت. البته این به معنای اتمی شدن خاورمیانه است اما به معنای نابودی اتمی هیچ کشوری نیست بلکه فقط توازن قوا بر اساس رعب و وحشت خواهد بود. یعنی صلح پایدار از طریق وحشت پایدار. به همین جهت نوع سیاست آمریکا، اوباما یا مک کین، بستگی به این دارد که تا چه حد در جلوگیری جمهوری اسلامی از این امر موفق باشند. و در این راه گفتگو بهتر از تهدید به حمله نظامی است. یعنی اوباما بهتر می تواند مقاصد آمریکا را پیش ببرد چون در سطح جهانی نیز هم از پشتیبانی و مقبولیت بیشتری از مک کین برخوردار خواهد بود.

Yazdan گفت...

Vafa jan nazare mano nakhundi

babak گفت...

با سلام.
به نظر من اگر آقای مک کین انتخاب شود بیشتر به نفع مردم ایران است. چون سیاست های آقای مک کین تند روانه تر از اقای اوباما است. و امید وارم حمله نظامی به دولت جمهوری اسلامی را هم در دستور کار قرار دهد. تمام تروریستهای جهان به نوعی با ایران ارتباط دارند .
اگر سناتور اوباما انتخاب شود به نفع دولت ایران و اگر سناتور مک کین انتخاب شود به نفع مردم ایران است.
راستی به بعضی از این تلفنها که از طرف وزارت اطلاعات پشتیبانی میشوند توجه نکنید ،آنها میخواهند شعار خود را بدهند،آنها نظر مردم ایران نیست.

بابک از کردستان ایران

hermes گفت...

سه جنگ اخیر در خاورمیانه، یعنی جنگ اول و دوم عراق، و جنگ در افغانستان، نشان می دهد که جنگ پل رسیدن خاورمیانه به دمکراسی نیست. دمکراسی یعنی گفتگو و این یعنی اصل سخن اُباما. اوباما با این سخن حتا می تواند موجب تقویت زمینه دمکراسی در ایران شود. بحث گفتگو از طریق اوباما اتفاقا می تواند همین کسانی را که خیال می کنند هرکس با صدای آمریکا صحبت می کند ضد ایرانی است، خنثا کند. چه خوب چه بد، شوربختانه جنگ جامعه را نیز دوقطبی می کند. به همین جهت، گفتگوی استوار و قاطع بهترین وسیله آمریکا و اوباما است برای به کرسی نشاندن خواست جهانی برای جلوگیری از اتمی شدن منطقه خاورمیانه.

ناشناس گفت...

با توجه به صحبتهاي جناب مك كين كه الان پخش گرديد، خواستم بگويم عليرغم اينكه ايران كشور ثروتمندي از لحاظ منابع طبيعي است،‌اما قدرت طلبي دستگاه حاكمه باعث شده است هزينه هاي بسياري صرف سركوب مخالفان و متفكران شود. پول نفت ايران را در جيب تروريستهاي القاعده فرهنگي و طالبان مذهبي مي توان يافت
سامان از كانون تحليلگران مستقل ايران

Hamed Chalki گفت...

سلام
راستش من فکر میکنم هیچ فرقی نمیکنه! شاید مسیر راهشون کمی با هم فرق داشته باشه ولی در کل فرقی نمیکنه. من فکر میکنم بشتر باید این سوال رو داشته باشیم که در کل رابطه ی آن ها با جمهوری اسلامی چگونه است! هیچ کس از روابط پشت پرده خبری نداره!من خودم از دانشجویانی هستم که الان نزدیک چهار ساله که از کشورم آواره ام فقط به خاطر این که نظرم رو در مورد رابطه ی دین و سیاست اعلام کرده بودم و خواستار یک حکومت سکیولار شده بودم! ولی راستش هنوز نمیتونم به امریکا هم اعتماد کنم!چون سیاست همینه. لطفا" نظر کارشناستونو در این مورد هم حتما" بپرسید.
ّبا تشکر.
حامد- دبی

ناشناس گفت...

با درود
به نظر من سناتور مك كين خطر رژيم جمهوري اسلامي را بهتر درك كرده اما جنگ نيز گزينه‌ي مناسبي براي هر دو طرف نيست، با اين حال در صورتي كه هر يك از اين دو نفر پس از انتخاب قصد سازش با اين رژيم ناقض حقوق بشر را داشته باشند، مردم آمريكا از طريق فشار از سوي پارلمان و نهادهاي مدني اجاز‌ه‌ي اين كار را نخواهند داد.
با سپاس
علي از همدان

hermes گفت...

این که مک کین به نفع مردم ایران است فقط حرف طرفداران سلطنت طلب و ایرانیانی است که از ستم حکومت چنان عاصی شده اند که عقلانیت در درون شان رو به کاهش است و به دنبال راه حل های ساده اما خونین است. به نظر من کسانی که از سیاست گفتگو انتقاد می کنند درواقع به اصل فرهنگ گفتگو باور ندارند

كادوس گفت...

وفاجان
ما متعجب هستيم كه چرا اوباما وطرفتارانش نميفهمندكه آخوند هاي آدمكش به خصوص احمدي نژاد اروپا وآمريكا وكل دنيارا به بازي وسخره گرفته و قطعا هم به دنبال بمب اتم هستند

ناشناس گفت...

پيرو كامنت مانا از كرمانشاه بايد اضافه كنم كه آقاي وفا ..در جائي كه مردم اش از حداكثر بي تفاوتي بي خيالي به من چه ولش كن اصلن به ما چه سود كه بهره كه حتا لذت مي برند ..همين بهتر كه اين رژيم جمهوري اسلامي بر سرشان مبصري كه جكومت كند..

hermes گفت...

نظام سیاست خارجی آمریکا که بر بستر توازن قوا میان کنگره و نهاد ریاست جمهوری است، با آمدن و رفتن این یا آن رئیس جمهور به راحتی تغییر نمی کند. اما در چارچوب وظایف و اختیارات، البته نوع تفکر هر کاندیدا مهم است. به همین جهت، پارادایم گفتگو به عنوان یک پارادایم اصولی بسیار برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک تر از مبانی مک کین است. هراس جمهوری اسلامی بیشتر از اصل گفتگو است تا حمله نظامی. حمله نظامی یادآور جنگ تهاجمی می شود و غرور ملی مردم را بیدار می کند و موجب می شود که در کنار این حکومت بایستند چون می دانند که فروپاشی کشور ایران مطرح است.

ناشناس گفت...

وفاي عزيز سلام
به نظر من با پيروزي آقاي اوباما،‌دولت احمدي نژاد كه سياست مذاكرات فرسايشي را دنبال مي كند خيلي خوشحال خواهد شد.
اين سياست محفل نشينان قدرت است كه هر موضوعي را به مرور زمان كشانده و آنرا كمرنگ مي كنند.
نمونه اين موضوع برخوردهاي رسانه اي دايره مذاهب اطلاعات با انديشمندان و آزاد انديشان است.
شعار تروريسم ايران اين است
در سكوت و بايكوت خبري هر چه بخواهيم انجام مي دهيم
لطفا به ما در خروج از بايكوت خبري كمك كنيد و صداي ما را به جهان برسانيد. خطر تروريسم در ايران جدي است.
از ngoال ياسين

hermes گفت...

این که خیلی ها از سیاست مضر کارتر می گویند و مایلند القإ کنند که اوباما هم همین است، سخت در اشتباهند. آن مشکل کارتر نبود بلکه شاه بود که حتا نتوانست منافع و مصلحت حکومت خود را درست و به موقع تشخیص دهد. بهترین قدرت، گفتگو است و ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از کشورهای دمکرات دنیا از طریق اوباما می تواند بر این کشاکش سی ساله با جمهوری اسلامی پایان دهد، هر چند با قدم های کوچک.

ناشناس گفت...

سلام
بین مک کین و اوباما اون کسی برای مردم ایران مناسبتره که حكومت ايران رو برای زیر پا گذاشتن قوانین حقوق بشر بیشتر تحت فشار قرار بده و به تغییر اونها کمک کنه. تغییر به سوی دموکراسی
رضا از رشت

ناشناس گفت...

غلامرضا علیمحمدی از خمین . با سلام خدمت اقای وفا مستقیم . به نظر اینجانب بدترین انتخاب مردم امریکا سناتور مکین است . چون پیروزی مکین به منزله ادامه سیاستهای جنگ طلبانه کنونی دولت امریکا میباشد که طبعا به تنش بیش از پیش بین ایران و امریکا منجر خواهد شد . غلامرضا علیمحمدی از خمین .

ناشناس گفت...

به نظر من جامعه آمریکا میرود تا با انتخاب اوباما به عنوان رییس جمهور, اشتباهی را مرتکب شوند که به نوعی شبیه انتخاب و اشتباه تاریخی مردم ایران در سی سال پیش است.اشتباهی که باعث شد مردم ایران از تصور یک چاله به یک چاه عمیق فرو رود.
وامااینبار با اشتباه مردم امریکا, این جامعه جهانی است که دچار بهران و وحشت خاهد شد.
آریو برزن از :کهکیلویه دهدشت.

ناشناس گفت...

وفاي عزيز
ما مي خواهيم از ميان كانديداهاي رياست جمهوري در آمريكا كسي به قدرت برسد كه بتواند ما را از دست دژخيمان امنيتي نجات دهد تا بتوانيم آزادانه بيانديشيم و بنويسيم و آزادي معنوي داشته باشيم
از شاگردان استاد ايليا ميم

zap گفت...

زنده باد كسي كه نسل اين آخوندهاي خونخوار را از روي زمين بردارد. حالا هر كه مي‌خواهد باش.

hermes گفت...

منافع ملی زمانی معنا پیدا می کند که در یک محیط دمکراتیک نمود پیدا کند و نه در یک حکومت استبدادی. اما منافع ملی ما هموار کردن بستر دمکراتیک در جامعه ایران است و این هموار شدن از طریق گفتگو با آمریکا بهتر صورت می گیرد. این برداشتن پیش شرط گام اساسی است که ممکن است نظام جمهوری اسلامی را از حیث ایدئولوژی خلع سلاح کند. هر گونه خطر جنگ تنها به نفع نیروهای تندرو و افراطی است و باعث کاهش مبارزات مدنی است. نه آمریکا دلبسته و خاطرخواه منافع ما است و نه ما دلبسته آمریکا. مهم همپوشی منافع میان ما و جهان است. منظورم از ما مهم ملت ایران است. فراموش نکنید که در انتخابات 84 سخن از گفتگو با آمریکا بود. این یک سئوالی است که به نظر نزدیک می نماید. بخصوص که آیت الله خامنه ای این موضوع را عملا باز گذاشته است.

ناشناس گفت...

بین مک کین و اوباما اون کسی به درد مردم ایران میخوره که حکومتو وادار به پذیرش قوانین و مقررات حقوق بشری کنه و بهشون فشار بیاره تا حکومت یا تغییر روش بده یا کلا نظام به یک نظام دموکراسی خواه تغییر کنه
رضا از رشت

Yazdan گفت...

Fek mikardam be hameye nazarat ehteram mizarid va hame nazararo mikhunin .man az filter rad shodam nazar dadam va shoma nemikhunish vaghean ke.nazare man tanha nazarie ke english type shode.lotfan bekhuninesh ta man bazam hamrahetun basham vafa jan

ناشناس گفت...

با درود، در پاسخ به تلفن کننده از کرج باید بگویم اگر اسراییل دشمن قسم خورده ایران بود در روز سوم جنگ ایران و عراق، کلاهکهای اتمی صدام را نابود نمیکرد، وگرنه باید شاهد قارچ اتمی عراق بر ایران می بودیم.
با آنکه گفته من ارتباط چندانی با موضوع برنامه امشب ندارد، امیدوارم در برنامه گفته شود.
با سپاس

ناشناس گفت...

با درود، در پاسخ به تلفن کننده از کرج باید بگویم اگر اسراییل دشمن قسم خورده ایران بود در روز سوم جنگ ایران و عراق، کلاهکهای اتمی صدام را نابود نمیکرد، وگرنه باید شاهد قارچ اتمی عراق بر ایران می بودیم.
با آنکه گفته من ارتباط چندانی با موضوع برنامه امشب ندارد، امیدوارم در برنامه گفته شود.
با سپاس

hermes گفت...

اوباما که از این موضوع حرف زد و گفت که تحریم بنزین می تواند صورت بگیرد. اما این گونه تحریم قبل از همه دودش به چشم مردم کوچه و بازار می رود و چون بعید می دانم که این منجر به قیام و طغیان شود بلکه بیشتر به حکومت خوراک می دهد تا همه مشکلات را به بیرون نسبت دهد می تواند نتیجه معکوس داشته باشد. بگذریم از این که، جمهوری اسلامی می تواند بنزین را به قیمت چند برابر تهیه کند چون امکان نظارت صد در صد ممکن نیست. اوباما بهتر است اول اجازه بدهد که نظریه گفتگوی پیش شرط او چگونه جلو می رود و سپس در یک ارزیابی مجدد به مسائل جدید بپردازد.

ناشناس گفت...

به نظر من جامعه آمریکا میرود تا با انتخاب اوباما به عنوان رییس جمهور, اشتباهی را مرتکب شوند که به نوعی شبیه انتخاب و اشتباه تاریخی مردم ایران در سی سال پیش است.اشتباهی که باعث شد مردم ایران از تصور یک چاله به یک چاه عمیق فرو رود.
وامااینبار با اشتباه مردم امریکا, این جامعه جهانی است که دچار بهران و وحشت خاهد شد.
آریو برزن از :کهکیلویه دهدشت

ناشناس گفت...

با درود، در پاسخ به تلفن کننده از کرج باید بگویم اگر اسراییل دشمن قسم خورده ایران بود در روز سوم جنگ ایران و عراق، کلاهکهای اتمی صدام را نابود نمیکرد، وگرنه باید شاهد قارچ اتمی عراق بر ایران می بودیم.
با آنکه گفته من ارتباط چندانی با موضوع برنامه امشب ندارد، امیدوارم در برنامه گفته شود.
با سپاس

مهران گفت...

انتخاب بعدی ریاست جمهوری در ایران(یا بهتر بگوییم انتصابات) به نوعی بر این اساس که آقای مک کین انتخاب شود یا اوباما می تواند تغییر کند.
اگر آقای اوباما انتخاب شود در ایران هم خامنه ای , احمدی نژاد را دوباره جلو می فرستد که یک فاجعه برای ملت ایران است و اگر آقای مک کین انتخاب شود به منظور جلوگیری از وقوع جنگ فردی متعادلتر را جلو می فرستد که برای مردم ایران بهتر است بنابراین به نظر بنده انتخاب آقای مک کین برای مردم ایران انتخاب بهتری است.

Yazdan گفت...

اكر حق راي داشتم و امريكايي بودم به مك كين راي ميدادم

ناشناس گفت...

سلام بر وفا
من يكي از دانشجوياني هستم كه از ايران برنامه شما را دنبال مي كنم. به عقيده من و هم فكرانم در آمريكا بايد كسي به قدرت برسد كه بتواند مسائل را به صورت ريشه اي حل كند. معضل سلاح اتمي و تروريسم به بايكوت فرهنگي نهادهاي مرموز امنيتي در ايران بر مي گردد. كاش كسي به قدرت برسد كه بتواند ريشه فرهنگي تروريسم را در منطقه ريشه كن كند.من نيز مانند استادم ايليا به پيوند بين فرهنگها بسيار خوش بين هستم و از معنويت آزاد و آزادي معنوي دفاع مي كنم

delkook گفت...

سیاست اقای مک کین در مقابل سران جمهوری اسلامی بهتر جواب میدهد.مثل جنگ ایران و عراق که سرانجام به علت ضعف توان نظامی ایران اتش بس را پذیرفت.
البته سیاست رژیم ایران بگونه ای است که برای حفظ نظام به هر کاری دست میزند و هنگامی که احساس خطر کند سریعا سیاست خود را تغییر میدهد و با همه دنیا کنار میاید.این نظام به هیچ اصولی بغیر از حفظ قدرت خود پایبند نمیباشد.

zap گفت...

اگر سناتور بايدن و آقاي اوباما اعتقاد دارند قدرت نظامي دست روحانيون است نه احمدي نژاد، پس چرا اصرار به مذاكره با احمدي نژاد دارند؟

-- مهرداد از فرانسه

amir گفت...

این درست است که هر کشوری به دنبال منافع خود است ولی این امکان هم وجود دارد که در یک زمان منافع یک ملتی با منافع یک کشوری دیگر مشترک شود. مثلن در مورد ایران و آمریکا ممکن است منافع دولت آمریکا رفتن جمهوری اسلامی باشد. منافع ملت ایران هم قطعن در رفتن جمهوری اسلامی است. البته ملت ایران هم اگر فرصت را در نیابد ممکن است برای همیشه فرصت را از دست دهد.

كادوس گفت...

وفا جان
جنگ عراق به اين خاطر اشتباه بود كه مطابق با سياست سنگ چين مي بايست اول سنگ بناي تروريست يعني آخوند هاي آدمكش ايران نابود ميشدند آخوند ها با داشتن 60% شيعه در عراق ودرصد بالاي در افقانستان در صورت عدم نابودي آخوندها توسط آمريكا آخوند ها آمريكا را از افقانستان وعراق بيرون خواهند كرد واين يعني جنگ جهاني سوم ونابودي بشريت .واين موضوع را اوباما وطرفتارن بي مغرش نمي دانند.

hermes گفت...

من نمی توانم بفهم چگونه برخی از هموطنان مایلند مک کین برنده انتخابات شود. ایا این هموطنان فکر می کنند آمریکا با ایران وارد جنگ زمینی می شود؟ بیشک چنین نیست. نه این که آمریکا چنین توانی ندارد. این که خودفریبی است. بلکه چون اثرات این جنگ و عواقب آن ممکن است از کنترل خارج شود. و مطمئن باشید آن نیرویی که بعد قدرت را به دست بگیرد کمتر با دمکراسی سنخیت دارد و ایران در زیر چکمه های سربازان آمریکایی و ناتو لگد می خورد. آزادی ایران مساوی است با همگرایی میان نیروهای دمکراسی در ایران و پیشبرد طرح اوباما.

ناشناس گفت...

مک کین برای ایران بسیار مناسبتر است چرا که او بسیار در مورد ایران قاطع تر است و درک بهتری از اوضاع داخل ایران دارد اما اوباما سیاستبازتر وسازشکارتر از اوست نظیر تمام دموکراتهای دیگر.
اوباما بیشتر سخنران خوبی است تا تصمیم گیری قاطع و ایران بیش از هر چیز نیازمند قاطعیت برخورد میباشد.

آریا از ایران

ناشناس گفت...

آقاي مستقيم، درود بر شما
دو نكته:
1) در پاسخ به آقاي «ولي» از تهران بايد بگويم كه جمهوري اسلامي از بطن همه ي ملت ايران نيست و ديگر اينكه30 ميليون جوان هم به جنگ با بيگانگان نخواهند رفت. من خود در جنگ ايران با عراق حضور داشتم ولي اكنون به هيچ وجه حاضر نيستم كه براي جمهوري اسلامي و دولت نظامي و سپاهيِ ولايت مطلقه ي فقيه بجنگم.
2) هر دولتي كه در امريكا بر روي كار مي آيد بايد به دولت ايران فشار بياورد نه ملت ايران. تحريم ها بايد عليه مقامات باشد نه مردم زيرا مسئولين در برج عاج و عرش سير مي‌كنند و مردم در فرش. چرا دولت امريكا سه بار به احمدي نژاد ويزا داد تا به امريكا بيايد و با استفاده از آزادي بيان هر چه دلش بخواهد به همه بگويد؟ من فكر مي كنم آقاي مك كين بهتر مي تواند به دولت ايران فشار آورد.
امير از بابل

ناشناس گفت...

با سلام خدمت جناب مستقيم
ما اميداواريم كسي رئيس جمهور آمريكا شود كه: از آزادي معنوي و معنويت آزاد در ايران دفاع كند و همان كاري را انجام دهد كه استاد ايليا (مبلغ پلوراليزم ديني)مدت هاست به اشاعه ي آن مي پردازد.

علي
حامي استاد ايليا

hermes گفت...

این حرف که میان ملت و دولت همگرایی است، فقط و فقط در یک حکومت دمکراتیک درست است و نه در حکومتی که شکاف میان ملت-دولت چنان نهادینه شده که بخشی از ملت حتا خواهان حمله نظامی یک قدرت خارجی به حکومت خود می شود! پس این سفسطه است که میان منافع ملت ایران و حکومت ایران اینهمانی دانست. شوربختانه چنین نیست. جمهوری اسلامی که همه جا دخالت می کند حق ندارد بگوید کشورهای دیگر حق ندارند در امورات من دخالت کنند. در عصر جهانی حقوق بشر حقوق دولت ها نیز در گرو رعایت این حقوق است.

نسرین گفت...

نسرین از ایران
ما مردم ایران امروزه در در خفقان وترس روزگار می گذرانیم و بیشتر نگاهمان به برون مرزها و جوامع بین الللمل است. سیاست های آقای مک کین در برابر جمهوری خودکامه دینی ایران قاطعانه تر است.

آرش-تهران گفت...

در طول تاریخ حکومت دموکراتها زمینه ساز آزادی بیشتر در ایران شده و آخرین نمونه آن دوران پرزیدنت کلینتون بوده.
آزادی گروگانها پس از شکست کارتر شائبه همدستی خمینی و جمهوریخواهان را مطرح کرد و دوران پرزیدنت بوش نیز همزمان با استبداد احمدی نژاد(سپاه) شد.
گویا حکومت ایران در برابر روسای جمهور امریکا میزان آزادیها را در ایران تغییر میدهد.
امیدوارم آقای اوباما پیروز شود و گشایشی برای مردم ایران ایجاد شود.

ناشناس گفت...

درود به تو وفای عزیز
خواستم بگم نظر افرادی که از ایران تلفن می کنند به هیچ وجه نظر غالب ما ایرانی ها نمی باشد چون خیلی از این افراد عوامل رژیم هستند که برای خوش رقصی برای نظام تلفن می کنند و نظرات ابلهانه خودشون رو بیان می کنند و سایر افراد از ترس کنترل خطوط تلفنشون با شما تماس نمی گیرند. بنابراین بیشتر به نظرات وبلاگ توجه بفرمایید
در ضمن من 100 درصد طرفدار سیاست صراحت سخنان مک کین هستم

ناشناس گفت...

برای سوال شما یک جواب بسیار روشن وجود دارد و ان اینکه ببینید دولت جمهوری اسلامی به طور ضمنی از برنده شدن چه کسی خوشحال تر میشود ومسلما به این نتیجه خواهید رسید که این شخص کسی نیست جز اوباما. مک کین برای جمهوری اسلامی خطرناکتر است و برای ملت ایران کمی بهتر از اوباما

babak گفت...

اگر آقای اوباما انتخاب شود احمدی نژاد جشن میگیرد. و چیزی که احمدی نژاد را خوشحال کند قطعا به ضرر مردم ایران است.

بابک - کردستان

Yazdan گفت...

alan shoma monazereye avalo pakhsh kardin obama goft mozakere mikonam age bedunam be nafe mardome amricast va amrica ro amn negah midare pas vase ma melate iran hich farghi nadare va faghat darim ruz be ruz zaeef tar mishim

ناشناس گفت...

آیا حکومت ایران حاضراست بامردم خودش گفتگومیکند که یک کشوردیگری با اینها گفتگوکند

ناشناس گفت...

فرقي نداره هر كدوم شد . بايد ايران ويران شود و يك نسل كه همه ما جوونهارو بدبخت كردن به هلاكت برسن تا ايراني نو و با نسلي نو اغاز شود بهترين جنگ است و جنگي فوق مدرن كه ايران و رو سر اينان خراب كند

ناشناس گفت...

باسلام
سیاست سناتورمک کین به نفع دولت ایران است ومثل بوش هیج حرکت واقعی نخواهدکرد. ولی باراک اوبام بسیاربرای دولت ایران خطرناک خواهد بود.

ناشناس گفت...

Dar zemn man weblog nevisi ba sabegheye 6 sale hastam ke filter shodam barha va tahdid shodam az taraf mamurane etelate iran.dar zemn mamnunam ke nazaramo khundi . Har ruz miam va nazar midam alan modat hast faghat binande budam va nazar nemidadam

s.o.s 3246 گفت...

من هنوز همون نظر رو دارم .جمهوری اسلامی فقط یک طور از بین میره اونم انداختن صدای امریکا بر روی تلوزیون دولتی جمهوری اسلامی هستش هر کدوم از این دو کاندیدا این کار رو بکنن برای مردم ایران بهتره

آرش - تهران گفت...

مشکل مذاکره ایران است نه آمریکا.
ایران با اشغال سفارت آمریکا باعث قطع رابطه شد و همواره سیاستهای ضد آمریکائی اتخاذ می کند.
اوباما باید ببیند که آیا کسی در ایران تمایل به مذاکره با آمریکا دارد یا خیر؟
من گمان میکنم آقای خامنه ای و رادیکالهای ایران خود را در تار کلفتی از آمریکا ستیزی ایدئولوژیک گرفتار کرده اند که فقط با خوردن جام زهر قابل گشایش است.
اینگونه سیاستهای تندروانه ایدئولوژیک از هیچ قائده و قانونی در علم دیپلماسی تبعیت نمی کند که ختم به خیر شود. نمونه آن جنگ بی حاصل هشت ساله با عراق بود که تا مرز فروپاشی نظامی ایران ادامه یافت هیچ کس جز خمینی قدرت تغییر این سیاست غلط را نداشت.

hermes گفت...

این حرف ها که گویا در آمریکا دمکراسی نیست، یهودیان انتخابات آمریکا را رقم می زنند؛ همانقدر واهی و جزمی است که این حرفها که انگار آمریکا باید مدافع و حامی منافع ما باشد یا آمریکا بیاید و ما را نجات دهد. به قول یک ضرب المثل فارسی: «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من». هرچند که داشتن دوست و امکانات چنین کاری را راحت تر می کند. و آمریکا و پشتیبانی جهان آزاد بخشی از این امکانات است. برخلاف ظواهر امر، اصولگرایان نیز بی میل به تجدید رابطه با آمریکا نیستند. اما به دنبال شرایط خوبی می گردند تا در مذاکرات به عنوان حریف قدر و همقدر جدی گرفته شود. ایجاد یک دفتر آمریکا در ایران فرصت خوبی است. اوباما هم هیچ تردیدی ندارد و نه رویایی است که این گفتگو ساده و راحت صورت بگیرد. اما دستکم اتفاقا دولت اصولگرا، شوربختانه یا خوشبختانه، چون از چتر حمایت رهبری هم برخورداراند بهتر می توانند این کار را انجام دهند تا دوستان اصلاح طلب من! فرض کنید جمهوری اسلامی بگوید من حالا به بمب اتم دست یافته ام و راه کره شمالی را می روم یا راه لیبی یا حتا راه میانه دیگری یا حتا راه هند. چون آن موقع راه هند بهترین راه برای جمهوری اسلامی است و یادآورنده موقعیت پروژه اتمی ایران در زمان حکومت پیشین است. حساسیت آمریکا و اروپا به خود پروژه اتمی نیست، بلکه به حکومت ایران یا به اصطلاح بوش حکومت شرور یا به قول اوباما یاغی است. حال اگر این یاغی با تکیه به بمب اتم به گفتگو بپردازد آیا فکر می کنید ایالات متحده و اروپا یا ناتو به ایران حمله می کند؟ به نظر من پاسخ منفی است. سیاست واقعگرای اروپایی-آمریکایی چنین روندی نشان نمی دهد. باری، برنامه خوبی بود. شاد باشید وفا جان.

ناشناس گفت...

به نظر من نه مک کین ونه اوباما سیاستهایشان منافع ملت ایران را نمیتواند لحاظ کند .در مورد ایران شخصی مانند آقای جیمی شاد یا یک زن مانند خانم کلینتون میتواند بهترین تصمیم را بگیرد چون آقای جیمی شادشناخت کامل از ایران را داردو خانم کلینتون میتواند خود را جای مادری بگذارد که کودکش فردا زیر تیغ اعدام قرار گرفته است.
با تشکر . از تهران

مصطفی گفت...

تنها دلیل پیشرفت چند درصدی اوباما نسبت به مک کین تبلیغات گسترده مدیا ( تلوزیون و روزنامه ها ) در موردش است و به نظر من هنوز مردم رای نداده اند و هیچ چیز معلوم نیست مانند 4 سال پیش که همه فکر میکردند آینده انتخابات با جان کری باشه.
در کل تبلیغات اوباما نسبت به مک کین خیلی بیشتر است ولی این از کیفیتهای مک کین کم نمیکند.
این دفعه مردم آمریکا در محکمه سختی برای قضاوت آماده شده اند و تصمیمشان باعث تفکر خوب یا بد مردم دیگر جهان در موردشان میشود.

ناشناس گفت...

من با کسی موافقم که این حکومت را نابود کند حالا هر کس میخواهد باشد

Agnostic گفت...

با عرض سلام خدمت آقای وفای عزیز و مهمانان گرامی

بزرگترین مشکل ایران حقوق بشر است در ایران مردم حتی به اندازه کشورهای بسیار عقب مانده آفریقا آزادی و امنیت ندارند.
مشکل حقوق بشر با سیاست آمریکا حل نمی شود چون:

1) دولتهای غربی به فکر اقتصاد خود هستند و دولت اسلامی ایران مثل دولت قاجار چوب حراج زده به منابع ایران و از سوی دیگر مرز ایران دروازه ورود انواع کالای غربی و شرقی شده در نتیجه آنها می دانند که این رژیم ظالم منافع انان را تامین می کند.

2) یکی از علل جنگ ایران و آمریکا مسئله اسرائیل است تا هنگامیکه ایران علیه اسرائیل اقدام تبلیغی و عملی کند به علت لابی قوی اسرائیل روابط ایران و آمریکا دوستانه نخواهد شد.

3)علت دیگر تشنج در روابط ایران و آمریکا کشورهای ثالث هستند.
چون نفوذ دولتهای دیگر و عوامل آنها در دولت ایران قوی است آنان در سیاست ایران به وسیله نوکران خود دخالت می کنند تا ایران با آمریکا آشتی نکند.
چون تا وقتی که ایران با آمریکا رابطه ندارد مجبور است از کارخانجات کشورهای دیگر خرید کند یا آن کشورها را واسطه کند کالا راچند برابر قیمت بخرد آنان هم از این وضعیت سود می برند.
کشورهایی که از تیرگی روابط ایران و سیاست های ستیزه گر ایران که به تحریم ایران می انجامند سود می برند:
امارات متحده عربی،ترکیه،چین،روسیه و حتی اروپا هستند.

4) آمریکا اگر دلش برای حقوق بشر می سوخت از دولت عربستان دفاع نمی کرد. چون در عربستان نیز نقض مکرر حقوق بشر را شاهدیم.
اصلا در عالم واقعی هیچ کشوری دلسوز کشور دیگر نیست. نه آمریکا دلسوز اسرائیل است نه ایران دلسوز فلسطین بلکه منافع متقابل کشورها آنها را حامی یکدیگر می کند ولی تفاوتی دراین بین است.
آمریکا در روابط خود سعی می کند توازن بین المللی را رعایت کند و منافع ملی را می سنجد.
ولی حکومت ایران در سیاست خارجی خود به منافع ملی نمی اندیشد بلکه منافع حاکمان را میسنجد و منافع ملی فدای منافع حکام می شود.

با توجه به آنچه گفتم روابط ایران و آمریکا در صورت بهبودی می تواند از یک سو کشورهای دلال را از صحنه خارج کند از سوی دیگر به رژیم ایران تداوم ببخشد.
خروج کشورهای دلال باعث افزایش رشد اقتصاد نخواهد شد و حاکمان کشور تفاضل درآمد را به حساب بانکی خود واریز خواهند کرد.
در هر دو صورت سر مردم بی کلاه می ماند. چه دوستی چه دشمنی!

ناشناس گفت...

سلام و درود .
من فکر می کنم انتخاب مک کین بیشتر به نفع مردم ایران باشد ، چرا که پخته تر و هوشمندانه تر در قبال سیاستهای جمهوری اسلامی موضع اتخاذ کرده . چطور میتوان با رژیمی که 30 سال است شعار مرگ بر آمریکا و اسراییل را سر می دهد و دولت کنونی احمدی نژاد از جشن اضمحلال اسراییل و ابرقدرتها سخن می گوید به دیپلماسی نشست . سارا پیلین درست می گوید احمدی نژاد سلامت عقلی ندارد ، در واقع او در توهمات پارانوییدی و نارسیسم فرو رفته است.

کامران گفت...

سلام.
شما نظر من رو در پست قبلی هنوز تائید نکردین که چاپ بشه. دلیل خاصی داره؟ من جواب شما ومهدی از شیراز رو دادم .چرا چاپ نشده تا این لحظه؟

وفا گفت...

کامران جان تا این لحظه هر چی به دستم رسیده چاپ شده. اگه میتونی دوباره فرست شاید مشکلی در ارتباط بوده

کامران گفت...

سلام
در خصوص اظهار نظر قبلی من که کمی هم شما رو دلخور کرد می خواستم مجداداٌ توضیح بدم که هم رفع سوء تفاهم شده باشه وهم منظورم رو واضح تر بیان کرده باشم.
ببینید من به دنبال این هستم در درجه اول جایگاه این تلویزیون رو ببینیم در کجاست؟ آیا این تلویزیون متعلق به مخالفین نظام حمهوری اسلامی است یا اصلاٌ شرح وظیفه دیگری همانند سایر شبکه های خبری دنیا برای خود تعریف کرده است؟
اگر بپذیریم که صدای آمریکاصرفاٌ صدای اپوزیسیون است پس حرف مهدی ازشیراز درست می باشد ومن باید معذرت خواهی کنم.
ولی اگر مطابق آنچه که رئیس این بخش آقای محمودی می گوید چنین وظیفه ای اصولاٌ برای آن تلویزیون تعریف نشده ، پس چه اشکالی دارد که در مقابل تلفن طرفداران نظام جمهوری اسلامی ( از هر دو دسته ای که مهدی ازشیراز معلوم کرده) بیطرف وبا سعه صدر بیشتری برخورد کرد؟ این طرفداران یا دروغ می گویند یا منطق دارند.قطعاٌ وظیفه صدای آمریکا و به خصوص مجریان این برنامه ها دخیل دادن احساسات خودشان نسبت به تلفن کننده ومحتوای حرف آنهانیست.
و امامنظور از عبارت زشت وزننده که دلخورتان کرده بود.وفا جان من میپذیرم که ما ملت پر حرفی هستیم و بلد هم نیستیم با استفاده از کمترین کلمات منظور خود را برسانیم ولی شما باید توجه کنی برای این ملت برنامه اجرا می کنید.بگذارید تلفن کننده خداحافظی کند وکلامش منقطع گردد.باور کن یک تلفن کمتر به جایی بر نمی خورد.ونکته بعدی قطع کردن مداوم حرف کارشناسان ومیهمانان برنامه است.این
نکته به خصوص در رفتار آقای چالنگی به شگل آزار دهنده ای مشاهده می شودکه آن را با متلک هم همراه می کند.شما هم در ابتدا اینگونه نبودید ولی مدتی است که گوی سبقت را از آقای چالنگی ربوده اید.دلیل آن هم یابه تهیه کننده بر می گردد که کارشناس برنامه را از قبل توجیه نمی کند با اینکه ظاهراٌ این شکل اجرامطلوب مسئولین صدای آمریکا است.
ممنون

وفا گفت...

کامران جان برنامه امروز سخنی با شما رو ببین چون در همین مورد صحبت میشه. در عین حال اینجور مطالب رو در بخش "خارج از دستور" بذار البته اگه بهت بر نمی خوره!

حبیب گفت...

درود بر وفای عزیز
جناب کامران من نمی دونم شما از کدوم دسته از طرفداران جمهوری اسلامی هستید و ‏چه سمتی در آن داری و اینقدر مشتاقید با اینگونه بحث ها صورت مسئله را پاک کنید و اصلا از موضوع خارج شویم.خواهشا شما از طریق رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی تمرین ‏دموکراسی و بی طرفی رسانه را یاد بدهید.اونهایی که طرفدار جمهوری اسلامی هستند ‏دیگر کاملا برای مردم ایران مشخص شده که کسانی هستند که ولی نعمتشان جمهوری اسلامیست.اینکه یا دروغ می گویند یا حرفشان منطقیست!!!!بماند

کامران گفت...

جناب آقای حبیب مشکل شما وامثال شما این است که که فکر می کنید صدای آمریکایعنی صدای اپوزیسیون جمهوری اسلامی... عزیزم برو فقر دانش ومعلومات خودت رو در مورد تعریف رسانه جبران کن.

مهدی شیراز گفت...

کامران گرامی
کدام اپوزسیون؟ اصلا ما چیزی به نام اپوزسیون نداریم، شما چند تا کانال سیاسی روی ماهواره را اپوزسیون می نامید؟ کسانی که حتی اجازه ورود به کشور را ندارند و هیچ کار سیاسی هم نمی توانند انجام دهند...
صدای آمریکا تریبونی برای مردم است، مردمی که از صبح تا شب توی خیابان و مغازه ها و تاکسی و اتوبوس می بینیم و نمی توانند در هیچ جا (از نظر رسانه) نظرشان را بیان کنند.
شنیدن صدای مخالف هم مانعی ندارد، اگر واقعا منطقی باشد، نه اینکه یک مشت حرف های بیخود را بیایند بزنند و وقت برنامه را بگیرند.
این صداوسیمای خودمان (که آخر دموکراسی است !!!!!!!) اخباری پخش می کند عجیب و غریب و عده ای، مبنای صحبت و تحلیل خود را همان دروغ های صداوسیما قرار می دهند.


آقای مستقیم، شما کافیست بخش خبری ساعت 14 از شبکه اول را ببینید...اصلا یک روز بنشینید و تلویزیون ایران را تماشا کنید، شبکه اول سیما، تقریبا شبیه به شبکه سیمای آزادی (وابسته به مجاهدین خلق) است

مهدی شیراز گفت...

در مورد صداوسیما و اخبار دوست داشتم مطلب زیر را هم بنویسم:
این تشکیلات ، برای ما یک تصویر عجیبی از غرب ساخته که گمان می کنیم همه از صبح تا شب در حال گناه هستند. مثلا در مورد پلیس، وقتی یک پلیس متخلف آمریکا یک کار اشتباه می کند، می گویند پلیس آمریکا فلان برخورد را کرد، توجه کردید؟ می گویند پلیس آمریکا، نمی گویند یک پلیس خلافکار و فاسد، بلکه آن را به همه پلیس تعمیم می دهند. ولی در ایران، زمانی که زهرا بنی یعقوب را می کشند، اولا که صداوسیما و رسانه های اصلی که چیزی نمی گویند، ولی اگر هم از جایی خبری برود می گویند همان یک نفر بود. وقتی سردار رضا زارعی را دستگیر می کنند، نمی گویند همه پلیس ، می گویند همان یک نفر بود.
ببینید، ذهنیت ما رو اینطوری می سازند. شما اخبار خارجی را در صداوسیما که می بینی، فقط و فقط زشتیها و بدیها و مشکلات غرب را برایت نمایش می دهند.
اخیرا مجریهای اخبار، خیلی خوشحال و بشکن زنان جلوی تلویزیون می آیند و با ذوق زدگی فراوان از بحران اقتصادی اروپا و آمریکا می گویند، و کارشناسان (که مثل قارچ در آنجا سبز می شوند) مشکلات آنها را مو شکافی می کنند!! غافل از اینکه خودمان گرفتار مشکلات اقتصادی هستیم.
باید از اینها پرسید، خوب، شما که اینهمه سرتان می شود ، چرا مشکلات اقتصادی خودمان را حل نمی کنید.