۱۳۸۷ مهر ۱۱, پنجشنبه

دانشجویان چه می خواهند؟

در میزگرد امشب صدای آمریکا شرکت کنید.
سال تحصیلی آغاز شده است. دانشجویان به دانشگاهها باز گشتند اما رئیس جمهوری ایران، محمود احمدی نژاد در مراسم آغاز سال تحصیلی در دانشگاه تهران حاضر نشد و در این مورد توضیحی نداد. در حالی که دانشجویان با چالشهایی چون بومی گزینی، تبعیض جنسیتی و حفاظهای امنیتی مواجهند برخی از نهادهای دانشجویی از گسترده کردن دامنه فعالیتهای خود به عرصه اجتماعی خبر دادند؛ مسائلی چون وضعیت کودکان بی سرپرست، فقر، آسیبهای زنان و امور کارگری.

دانشجویان چه می خواهند؟
چرا محمود احمدی نژاد در دانشگاه تهران حاضر نشد؟

شما چی فکر می کنین؟

۳۶ نظر:

آرمان گفت...

قراراست درتمام دانشگاه ها به جای جداسازی خانمها از آقایان از میکروفون و دوربینهای حفاظتی استفاده کنند واقعا این کار امنیت روانی آنها را مختل می کند

امیربلندیان گفت...

تصویب لایحه نجات اقتصادی هفتصدمیلیارد دلاری در سنا
چنان خاری بر چشم جمهوری اسلامی فرو کرده است که
تقریبن تمامی رسانه هایش با اتکا به تفاسیر تلوزیون الجزیره
سعی در بی اثر جلوه دادن این تدبیر دولت امریکا در خصوص
حل بحران اقتصادی دارند.

وفا گفت...

امیر عزیز موضوع یادت نره. لینک بحران اقتصادی هم داریم و خارج از دستور هم. ممنونم

ناشناس گفت...

با درود
متأسفانه به علت نبود احزاب و تشكلات آزاد در ايران، دانشجويان و دانشگاه چنين نقشي را بر عهده گرفته و در اين راه نيز جامعه‌ي دانشجويان آسيب‌هاي فراواني را متحمل شده‌ است. با اين حال بايستي اين تنها تريبوني كه صداي اكثريت مردم داخل ايران را به گوش جهانيان مي‌رساند را مغتنم شمرد و از بچه‌هاي دانشجوي دربند و يا محروم از تحصيل حمايت نماييم. درواقع پاشنه‌ي آشيل اين رژيم ديكتاتوري، فرهيختگان و زنان آگاه و روشن‌فكر مي‌باشد.
با سپاس
علي از همدان

purya گفت...

پس از سه ماه تعطیلی دانشگاه ها که از سوی سرکوبگران حاکم به مثابه فرصتی برای سرکوب دوباره ی جنبش دانشجویی و بستن هر چه بیشتر فضای دانشگاه تعبیر شد اینک در آستانه سال تحصیلی جدید و فصل تمرکز جمعیت جوانان پرشور و معترض و تراکم شعارهای آزادی خواهانه و رادیکال در فضای دانشجویی قرار داریم.

در این آغاز دوباره است که فضای دانشگاه ها جانی تازه خواهد گرفت، جوانان معترض حلقه های بحث و گفتگو تشکیل می دهند و در جستجوی عمل وپراتیک برای سازمان دادن اعتراضات خود و مقاومت در برابر سرکوب رو به گسترش جامعه بر خواهند آمد .

در چنین فضایی دستگاه سرکوب همچون سال های گذشته روزهای سخت و طاقت فرسای کاریش آغاز خواهد شد چراکه جنبش دانشجویان معترض ایران ثابت کرده است که پس از هر دوره درگیری با هر وسعت و شدتی با دستگاه سرکوب هیئت حاکمه در نهایت همچنان پر غرور و با صلابت و با امید به روزهای روشن تر حتی از دل سیاه ترین دوره های سرکوب سر بلند کرده است و فریاد نه به تمام نشانه های نا انسانی و بی عدالتی را رساتر از همیشه سر خواهد داد .

جمهوری اسلامی ایران که در سال گذشته با تمام دستگیری ها و تعقیب ها وشکنجه ها و تهدید ها قصد داشت جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را سرکوب کند با آنچنان مقاومت عظیمی از طرف نیروهای آزادی خواه و برابری طلب در سراسر کشور و حتی سراسر جهان مواجه شد که مجبور به عقب نشینی و آزادی بسیاری از رفقایمان گردید.درسی که در سال جدید نیز راهنمای عمل ما خواهد بود، در مقابل سرکوب ، فشارو ارعاب تنها راه مقاومت، اتکا به سازمان دهی مردمی و اتحاد با دیگر جنبش های اجتماعی در ابعاد وسیع است.

در آستانه ی سال تحصیلی جدیدی قرار داریم و نسل جدیدی از دانشجویان وارد دانشگاه خواهند شد و برای اولین بار به محیط فعالیت سیاسی پای خواهند گذارد. همین مسئله ضرورت تمرکز هرچه بیشتر بر سازماندهی و انسجام فعالیت هایمان را به ما گوشزد میکند. تعداد بسیار زیادی ازرفقای ما همچون عابد توانچه یا در زندان به سر میبرند یا دادگاه هایشان عامدانه به تعویق افتاده است و بسیاری دیگرمورد تهدید و ارعاب روزانه قرار دارند. اعضا و فعالین و هواداران بسیار زیادی در یک سال گذشه به جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی پیوسته اند، که نشان از واقعی بودن و ریشه داشتن خواست ها و شعار های آن در میان دانشجویان و بخش وسیعی از کاگران و مردم زحمتکش این جامعه است . امری که بار مسئولیت بیش از پیش سنگینی را بر دوش ما می گذارد.

شروع سال تحصیلی جدید به منزله ی شروع فاز دیگری از مبارزه ی پیگیر و شبانه روزی جنبش دانشجویی بر علیه استبداد حاکمه است. با توجه به بحران های تحمیل شده به مردم ایران توسط سرمایه داری حاکم که یکی از سیاه ترین دوره های اقتصادی و رفاهی و فرهنگی را برای مردم ایران به ارمغان آورده و قدرت سرکوبگرانه ی خود را برای تثبیت شرایط موجود به کار گرفته است ضرورت مبارزه بر علیه وضعیت موجود وتوجه به وضعیت عمومی مردم در اتخاذ شعار ها و شیوه های مبارزاتی بیش از پیش اهمیت خود را نشان میدهد .

همه ی این مسائل دلایل محکمی هستند بر لزوم اتحاد و انسجام و همبستگی در صفوف جنبش دانشجویی و دوری جستن از هرگونه تمایلات تفرقه افکنانه که در شرایط حاضر جز به ضرر جنبش دانشجویی و به نفع سرکوبگران نخواهد بود .

بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میکنیم که تا کنون تمامی اقدامات دستگاه سرکوب برای خاموش کردن فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی ما جز به استواری ما در راهی که انتخاب نموده ایم نینجامیده است و از این پس نیز نه تنها در برابر حاکمیت سیاه سرکوب خاموش نخواهیم ماند بلکه با تمامی توان مان مبارزه ی رادیکال و پیگیرمان را تا رسیدن به تمامی خواسته هایمان در پیوندی ناگسستنی با دیگر جنبش های اجتماعی ادامه خواهیم داد، آینده اثبات این مدعاست .

arash گفت...

درود
به نظر من که دانشجو هستم دانشجو ها میخواهند تحقیر نشوند.تحقیر در دانشگاه از سوی هر آدم بیسوادی به عنوان نظارت و برخوردهای زشت باآنها.
تحقیر از دیدن اساتیدی مثل دکتر کردان!
تحقیر دیدن مدارک تقلبی وتحقیر از به کار گماشتن افراد بیسواد بجای متخصصان .
من حالا شجاعت بیشتری در دانشجو ها میبینم .به راحتی از حکومت انتقاد میکنند ولی دریغ از هماهنگی که بتوان این سخنان را به نتیجه رساند.

نیلوفر گفت...

اول مهر هر سال آغاز ديگري از رويارويي علم با جهل، تمدن با خرافه و مدرنیسم با ارتجاع اسلامی درايران است.
آپارتايد جنسی در مدارس، جدا كردن مدارس دختران و پسران، جداسازي و كنترل درب هاي ورود و خروج دانشگاهها، تبدیل کردن مدارس و دانشگاهها به پادگان و محل فعالیتهای جاسوسی و دخالتهاي مذهبي و سركوبگرانه عليه جوانان و فرهنگیان... همه و همه عرصه هاي يك کشمکش دائمی بين دانشگاه ها، مدارس و جوانان و فرهنگيان با دولت اسلامي سرمایه داران است.

Agnostic گفت...

به عنوان دانشجوی دوران خاتمی:

1- جناح های چپ و راست جمهوری اسلامی می خواهند از دانشجویان به عنوان پله و پل رسیدن به قدرت استفاده کنند.

2- جناح های چپ و راست جمهوری اسلامی عواملی به نام دانشجو در طیفهای مختلف دانشگاهی دارند تا حرکت دانشجویان را در چهارچوب امنیت نظام اسلامی محدود کنند.

به نظر من دانشجویان بجای اینکه در راستای برنامه های احزاب و جناح های جمهوری اسلامی فعالیت سیاسی کنند باید در راستای بسط و گسترش خردورزی و بسط و گسترش مباحث فرهنگی و ریشه ای و همچنین در راستای برقراری حقوق بشر ، انرژی و وقت خود را بکار گیرند.

متاسفانه در حال حاضر بسیاری دانشجویان دانشگاه به امید برقراری اصلاحات ، انرژی و وقت خود را صرف برنامه های گروههای وابسته به جناح چپ رژیم می کنند قافل از اینکه هدف این جناح فقط :
1-کسب قدرت در جهت چپاول منابع ملی.
2- بقای نظام اسلامی
3- کسب مقبولیت جهانی با ژست دموکراسی خواهی
3- برقراری دموکراسی ظاهری
4- برقراری حقوق بشر اسلامی بجای حقوق بشر جهانی


در حالیکه مهمترین خواسته اکثر دانشجویان:

تغییر دقانون اساسی در جهت برقراری کامل حاکمیت قوانین منشور جهانی حقوق بشر در ایران است.
از جمله این تغییرات:

1- سکولار شدن حاکمیت و عدم دخالت دین در قوانین
2- عدم تبعیض بین زن و مرد
3- عدم تبعیض بین مسلمان و نامسلمان
4- آزادی بیان
5- آزادی تمام مذاهب
6- آزادی احزاب
7- لغو مجازات های اسلامی نظیر سنگسار و شلاق
8- آزادی فردی
9- عدم دخالت در زندگی خصوصی
10- عدم مجازات برای اقلیت های مختلف از جمله اقلیت های همجنسگرا

متاسفانه همواره جمهوری اسلامی با مهارت فعالیت دانشجویان را به بیراهه می کشد به این طریق که دانشجئیان را به دنبال قهرمان یابی و شخص مهوری سوق می دهند مثلا شعار دانشجو می شود فقط خاتمی سپس تمام جنجالها و درگیری ها و انرژی تبلیغاتی صرف ماندن شخص در قدرت می شود نه صرف تبلیغ حقوق بشر.

ناشناس گفت...

وقتی سیستمی تفکر را سر لوحه کار خود قرار ندهد، برای حل هر مساله راحت ترین جواب را برمی گزینند.
این راحت ترین راه برای خیلی ها دردسر ایجاد میکند.
مانند همین مساله کمبود خوابگاه که باعث پذیرش بومی خانمها در شهر خودشان میشود.

سلمان عضو جمعیت آل یاسین

هرمس گفت...

آقای مستقیم
من به برخورد شما با آن دانشجویی که در اربیل گرفتار آمده است و صدایش لرزش داشت، شدیدا اعتراض دارم. ایشان فقط می خواست تلفنش را بگیرید و به احمد باطبی و دیگران بدهید که اکثرا هم با خود سایت شما همکاری می کنند. متاسفانه این نشانه عدم توجه شما و درک نکردن شرایط این دانشجوی فراری و خطری که او را تهدید می کند، هست. حفظ اصول حرفه ای نباید دلیل بر این شود که شما با این خونسردی و بی اعتنایی برخورد کنید. به قول نیما یوشیج: آی آدمها که بر ساحل نشسته/شاد و خوشحالید/ یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند در آب.
حتا اگر این هموطن می خواهد صحنه سازی کند، اما اربیل دم دست رژیم است و آن جا همه چیز ممکن است.
واقعا شما با این حرکت شب و روز مرا هم خراب کردید. چنین انتظاری از شما نداشتم.

ایمان گفت...

با سلام به شما وفای عزیز
جواب سوال شما را یک سال پیش میتوان یافت.زمانی که احمدی نژاد پس از بازگشت از سفر نیویورک برای اغاز سال جدید تحصیلی به دانشگاه تهران آمده بودو درست پس از زمانی که احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا مدعی آزادی دانشگاهیان در اظهار نظر در ایران شد.تجمع دانشجویان در دانشگاه تهران بی پایه بودن حرفهای احمدی نژاد را اثبات کرد
اتفاقی که تمام تبلیغات ودروغگوی های رژیم را نقش بر آب کرد.شاید امسال هم از ترس واکنش دانشجویان مجبور به این کار شد.

Agnostic گفت...

علت عدم حضور احمدی نژاد در دانشگاه همزمانی نسبی آغاز سال تحصیلی با مجمع عمومی سازمان ملل بوده است.

احمدی نژاد نمی خواست اعتراضات دانشجویان به حضور وی در دانشگاه برنامه های تبلیغی وی در نیویورک را تحت شعاع قرار داده و تیتر روزنامه ها و خبر گزاری های جهان به خبرهایی مبنی بر عدم محبوبیت احمدی نژاد در بین دانشجئیان ایرانی اختصاص داده شود.

ناشناس گفت...

درود به شما (بيدل هستم ، دانشجوي ليسانس دانشگاه آزاد از خوزستان )

جناب آقاي مستقيم من توجه شما را به اين گفته آقاي خامنه اي جلب ميكنم كه : خداوند دستاني را قطع كند كه نميگذارند دانشگاههاي ما سياسي باشند .
من فكر ميكنم منظور حرف ايشان اين است كه حكومت دانشجويان سياسي را بشناسد كه اگر روزي اتفاقي در جايي افتاد اولين كساني را كه دستگير كند ، آنها باشند .
جريان كوي دانشگاه را همه به خاطر دارند ، بعد از آن اتفاق ، حكومت مطمئن شد كه حالا حالاها بر تخت حكومت نشسته است .
در دانشگاهها خفقان فرهنگي و هنري بيداد ميكند . البته در حكومت ولايت فقيه تنها تاريخ 22 بهمن و مناسبتهاي قرآني و مناسبت هاي اينچنيني اتفاقات فرهنگي محسوب ميشود . با تشكر

AMIR گفت...

با سپاس از برنامه خوبتان
عدم حضور رئیس دولت در این مراسم نشاندهنده ی ترس ایشان است چراکه تجربه حضور در دانشگاه امیرکبیر از یادشان نرفته است.
من دانشجوی دانشگاه آزاد هستم و به نظر من بیش از هر چیز دانشجو بدنبال آزادی و برابری و عدالت به معنای واقعی آن است. چیزی که امروز بکلی مفهوم خود را از دست داده و بطور مثال در دانشگاههای آزاد فعالیت سیاسی کوچکترین مفهومی ندارد و فعالیتهای غیر درسی صرفا به دفاتر بسیج سپرده شده است
دانشجوی امروز حتا آزادی بیان بشکل نشریه دانشجویی را نیز ندارد

امیر
دانشجو از تهران

ناشناس گفت...

مطابق اعلام رسمی راس ساعت ۲ بعد از ظهر روز دو شنبه ۲۹ سپتامبر کنفرانس مطبوعاتی کاوه عباسیان و بهروز کریمی زاده، دو تن از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، در یکی از اطاق های ساختمان مرکزی اتحادیه دانشجویان دانشگاه لندن آغاز شد. کاوه و بهروز، که به تازگی از ایران گریخته اند، بنا به دعوت گروه های دانشجویی دانشگاه لندن، با تمایل سوسیالیستی و گروه های ضد جنگ، تحت عنوان "دست ها از ایران کوتاه"، در این کنفرانس خبری و توضیحی شرکت کردند. پس از معرفی برگزارکنندگان و مدعوین، بهروز کریمی زاده به طور مشروح زمینه ها و علل شکل گیری جنبش دانشجویی آزادیخواه و برابری طلب ایران را شرح داد. او گفت:
"جنبش ما برای آزادی و برابری، برای تامین حقوق مساوی برای زنان و مردان، برای نفی بهره کشی از کودکان، و برای دفاع از حقوق طبقه کارگر مبارزه می کند. جنبش ما به معنای نفی جنگ، از هر نوع آن، است". وی افزود "شرایط ویژه ایران باعث شکل گیری این جنبش شده است. زیرا هدف جریان موسوم به اصلاح طلبی، چه موافق آن باشید یا نباشید، استفاده از نارضایی عمومی برای گرفتن سهم بیشتر در حکومت بود. اما وقتی مردمی دیدند سرکوب ها بیشتر می شود، وقتی دیدند فقر بیشتر می شود، تبعیض علیه زنان بیشتر می شود از این جریان روی برگرداندند. این جریان در اذهان مردم پایان یافته است. مردم دیگر هیچ اعتمادی به این ها ندارند. مردم به هر کسی که به نوعی در این سیستم باشد ، دیگر هیچ اعتمادی ندارند."
بهروز کریمی زاده در تحلیل تحلیل علل برآمد دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، گفت: "پس از این شکست دانشجویانی که تازه به دانشگاه می آمدند و اعتماد خود را به انجمن های اسلامی از دست داده بودند، این فکر را که جناح های حکومتی بتوانند تغییری به وجود آورند را از سر بیرون کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که راه تغییر جامعه از کانال تغییر در حکومت نمی گذرد. آنها به این نتیجه رسیدند که راه ایجاد تغییر در جامعه از شرکت در انتخابات، از انجام اصلاحات در حکومت نمی گذرد."
او افزود: "به این ترتیب بود که جنبش چپ حرکت نوین خود را آغاز کرد. جنبش چپ از قدرت انکار ناپذیری برخوردار است. جنبش آزادیخواهانه و برابری طلب فقط در میان دانشجویان نیست. در میان طبقه کارگر، در میان زنان، در همه جای جامعه این خواست های این جنبش مطرح است."
"دیگر ویژگی بارز این جنبش مخالفت با هرگونه دخالت خارجی است. ما فقط از جناح های داخلی نیست که قطع امید کرده ایم؛ ما، بر خلاف جریان راستگرا، هیچ نگاهی به دخالت خارجی نداریم. ما با هرگونه مداخله خارجی مخالفیم."
بهروز کریمی زاده در ادامه گفت: "سال ۱٣٨۷ سال اعلام موجودیت رسمی تشکل سراسری دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب است. تظاهرات بزرگ روز ۱۶ آذر پارسال روز اعلام موجودیت این جنبش نوین بود. علیرغم دستگیری های گسترده، حکومت از پایان دادن به حرکت درمانده است. آنها امروز ۵۰ نفر را در تهران، ۱۰ نفر را در مازندران و چند نفر را در جای دیگر می گیرند؛ اما فردا، بلافاصله عده ی بیشتری جای دانشجویان دستگیر شده را پر می کنند، عده ای تازه بر می خیزند." البته دستگیری ها از چند روز زودتر شروع شد. گسترده ترین دستگیری ها در ۱٣ آذر رخ داد. آن روز حدود ۷۰ نفر از ما را دستگیر کردند. این برای اولین بار پس از بیست سال بود که یک حرکت با هویت چپ علنا در صحن جامعه حضور می یافت. همه این ۷۰ نفر شکنجه شده اند. اما من وارد توضیح چگونگی این شکنجه ها نمی شوم."
او تصریح کرد: " از آنجا که حکومت قصد دارد به ما برچسب وابستگی بزند، با قاطعیت اعلام می کنم حرکت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به هیچ حزب و گروه و دسته خاصی وابستگی ندارد و با تمام نیرو علیه هر نوع وابستگی به دولت ها، علیه هر نوع مداخله خارجی مبارزه می کند."
پس از پایان صحبت بهروز کریمی زاده نوبت پرسش و پاسخ رسید و کاوه عباسیان پاسخ گو بود. یکی از حاضران پرسید دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب چرا این قدر سیاسی هستند؟ چرا در ایران جنبش دانشجویی به معنای اخص کلمه وجود ندارد.
کاوه پاسخ داد. این پدیده در بیشتر کشورهای استبدادی به چشم می خورد. مسایل صنفی در ایران به سرعت خصلت سیاسی به خود می گیرند. اعتراض به کیفیت بد غذا به اعتراض به وجود فقر در جامعه تبدیل می شود. سوال کننده ی دیگری مطرح کرد: تاثیر جنگ در عراق روی شرایط در ایران چه بوده است. کاوه پاسخ داد: "در ابتدا عده ای گفتند یک دولت خیرخواه یک دولت دیکتاتور را برچیده است. اما خیلی زود آثار منفی تهاجم به عراق آشکار شد. خیلی زود بر همه معلوم شد که مردم باید خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند. یک دیگر از حاضران پرسید شما گفتید رفرمیسم در میان دانشجویان شکست خورده است. اما ما شاهد این هستیم که گروه اکثریت، که قبلا از رژیم حمایت می کرده، حالا نظر خود را تغییر داده است. آیا ممکن است نظر خود را راجع به آنها بگویید؟
به این سوال چنین پاسخ داده شد: "ما نمی توانیم در باره احزاب سیاسی اظهار نظر کنیم. این که سازمان اکثریت چه کرده و چه می کند موضوع کنفرانس دیگری است. در باره سمت گیری دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب تاکید می کنم که این جنبش یک جنبش نوین با تمایل رادیکال در ایران است. جریان های راست ابتدا کوشیدند به هر طریق در مقابل این حرکت بایستند. آنها با حمله به بنیادهای نظری چپ شروع کردند. ولی بعد از این که در این کار شکست خوردند با مطرح کردن یک چپ سوسیال دموکرات سعی کردند در مقابل چپ میلیتانت بایستند. به عنوان مثال یک مصاحبه با فرخ نگهدار داشتند که در نشریه اینترنتی ادوار نیوز منتشر شد."
یکی دیگر از حاضران سوال کرد برخی معتقدند شما خیلی تند روی کردید و شاید سکوت فعلی شما ناشی از شکست باشد. آیا شما این داوری را قبول دارید؟ کاوه عباسیان در پاسخ توضیح داد: "این بستگی به تعبیری دارد که ما از شکست و از موفقیت داریم. ما فکر نمی کنیم در پیگیری اهدافی که از بدو شروع در مقابل خود قرار دادیم ناموفق بوده ایم. اگر این را خود ستایانه تلقی نکنید با اطمینان می گویم که حرکت ما نسبت به سال پیش اگر نیرومند تر شده باشد به هیچ وجه ضعیف تر نشده است. حرکت ادامه دارد و همین امروز نیز دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان حرکت داشته اند."
کاوه عباسیان در خاتمه از همه سازمان ها و احزابی که از جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در این سال ها حمایت کرده اند صمیمانه تشکر کرد. او هم چنین از همه احزاب سیاسی و سایر تشکل ها خواست از دانشجویان دربند درخواست حمایت کنند. او گفت عابد توانچه، دانشجوی سرشناس آزادی خواه و برابری طلب هم چنان در زندان های جمهوری اسلامی است و ما به او درود می فرستیم. دوست دیگر ما، فرهاد حاج میرزایی، از جمله انسان های شریفی است که محروم از بسیاری حقوق در زندان زیر شکنجه است. به حمایت از این مبارزان باید همه دست به دست هم بدهیم. داوود باقری که برای یافتن یک کشور امن از کشور خارج شده بود توسط دولت ترکیه بازداشت است. او سخن خود را "به امید دنیایی بدون زندان" به پایان برد.

ناشناس گفت...

من به عنوان یک دانشجو فکر می کنم آزادی در بیان عقاید مهمترین خواست و نیاز دانشجویان است و در کنار آن اینکه آزادانه و بدون واهمه بتوانیم در مورد مسایل مختلف جامعه قضاوت کنیم و راه زندگی خود را خود بتوانیم انتخاب کنیم و مطابق معیارهای خود عمل کنیم.

odin گفت...

نظام ج_ اسلامی پس از سی سال هنوز مستقر نشده چون بجای مردم به گروه های فشار و موشک و تحدید و اتم متکی است. چنین نظامهایی از اتحاد و تشکل مردم نه تنها متنفرند بله بشدت وحشت دارند.دانشگاه محل دیالوگ و تبادل نظر و اتحاد و تشکل است بنابراین نظام حق دارد که بیشترین وحشت را از دانشگاه داشته باشد.برای همین هم تعطیل کردن دانشگاه واخراج اساتید را بعنوان چماق دائمآ روی سر دانشجو علاوه بر تمامی مظالم نگه داشته.

مجید از هندوستان گفت...

سلام
من 1 سال است که برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به هندوستان آمده ام .و وقتی توانایی دولت چند صد میلیونی هندوستان را در آموزش رایگان و تدریس به روز علوم را در دانشگاههای اینجا میبینم به یاد جوانان کشورم می افتم که چطور خانواده هایشان با مشقت فراوان هزینه های گزاف دانشگاه را از نان شب خود میگیرند و همچننین جمله تحصیل رایگان آیت الله خمینی مانند برق از جلوی چشمانم میگذرد.

ممنونم

ح.ش گفت...

ضمن تقدير از بررسي مسايل مربوط به حوزه‌ي دانشگاه و دانشحو،بايد به عرض برسانم: يك‌هفته است كه مردم ايران در التهاب بازي داربي بين 2 تيم فوتبال پرسپوليس و استقلال هستند.
اي‌كاش امشب به حاشيه‌هاي اين بازي [كه از سياست‌بازي هم خالي نيست]،مي‌پرداختيد.
تهران
ح.ش

Agnostic گفت...

الان متوجه شدم کلمات:
غافل و محور را در تایپ مطلب قبلی اشتباه نوشتم! D:

ناشناس گفت...

با سلام
جهت اطلاع در خصوص بومي گزيني بايد عرض كنم كه در پذيرش دانشجويان پسر نيز بومي گزيني اعمال شده است و اين فقط مخصوص داوطلبان دختر نيست. گويا خانم نظر آهاري در اين خصوص اطلاعات كافي نداشتند يا يك طرفه قضاوت كردند.
با تشكر، امير از بابل

سپهر گفت...

وفای گرامی درود بر شما،

برنامه ای امشب شما هم بسيار عالی هست/بود.
پيشنهاد:
لطفا در آغاز هر برنامه بگويد كه:
- خسته نيستم و حالم هم خوب است.
- پس از ارتباط تلفنی، لطفا گيرنده شما را ببنديد و با تلفن صحبت كنيد.
فكر كنم با اين كار 5 - تا 10 دقيقه وقت پس انداز می كنيد و اگراين
5 تا 10 دقيقه را به ميليون ها تماشگر ضرب كنيم، جلوی هدر رفتن
نزديك به 20 سال را در هربرنامه می گيريم.
(10*1000000) /(60*24*30*12)

به گمانم اگر دو ماهی چنين كنيد، شايد اين فرهنگ در ميان بينندگان جا بيافتد.
البته شايد برخی از ايرانيان دل آزرده شوند، اما اگر كاری درست است (كه به ديد من درست است)،
باكی نيست.

هرمس گفت...

آقای احمدی نژاد که دولت خود را دولت مهرورز می نامد، در برخورد با دانشجویان مخالف مهرورزی را به سبک ضرب شصت و دستگیری و ستاره کردن دانشجویان نشان داد. اعتبار دولت احمدی نژاد در برابر اکثر دانشجویان ساقط شده است و ایشان چون می دانست که با مخالفت شدید و برحق دانشجویان روبرو خواهد شد، به آن جا نرفت و در حقیقت بار دیگر نشان داد که این دولت مهرورز هیچ سنخیتی با جامعه دانشجویی و علمی ما ندارد. کما این که بازنشسته کردن فله ای اساتید نیز موید این امر است. دانشجو نماد آزادی و پیشرفت هر کشوری است. در فضای افسرده جامعه ایران، جنبش دانشجویی نیز دچار افسردگی است و جای شگفتی نیست که آقای احمدی نژاد مایل نیست با واقعیات روبرو شود.

amir گفت...

به عنوان کسی که در زمان آمدن آقای خاتمی و در قتلهای زنجیره ای و کوی دانشگاه دانشجو بوده ام و در زمان آقای خاتمی زندان هم رفتم. در حال حاضر هم در خارج از کشور دانشجو هستم , من آزادی ام را می خواهم. اگر آزادی باشد ما مملکتمان را می سازیم. ما عدالت را براقرار خواهیم کرد. ما مشکلات را بدست خودمون حل خواهیم کرد. 

ناشناس گفت...

درود بر شما- بيدل هستم از خوزستان : در دانشگاههاي آزاد شهرهاي صنعتي افراد بزرگسال زيادي وجود دارد كه براي ترفيع درجه در پتروشيميها و پالايشگاهها درس مي خوانند ، اين افراد به سادگي از اساتيد نمره قبولي ميگيرند و توجيه اساتيد اين است كه اينان سنشان بالاست و نمي توانند درس بخوانند .نميدانند كه اين ، يك نوع حق خوريست و حق ما جوانها پايمال ميشود .

ناشناس گفت...

با سلام:
از مسئولین ایران سئوال میکنم : دانشگاه آزاد یعنی چه؟ چیه چیز این دانشگاه آزاد است؟
آیا شهریه دانشجویانی که با معدل های بالا هر ترم را قبول میشوند را به آنها میبخشند؟یا تخفیف میدهند؟ یا ارفاقی برای آ«ها در نظر گرفته اند؟
شما میدانید که برای دولت ایران هیچ اهمیتی ندارد که دانشجو درس خوان است یا خیر؟ یعنی مثل دانشگاه های کشور های پیشرفته دانشجو هیچگونه مشوق یا کمک دانشجوئی خاصی دریافت نمیکند؟
ایا این است معنی دانشگاه آزاد یا اینکه مسئولین دانشگاه ، آزاد هستند هر چقدر میخواهند از دانشجو شهریه بگیرند و اگر نتواننست پردخت کند او را از تحصیل محروم کنند.
با سپاس امیر از تهران

Amir گفت...

وفا مستقیم گرامی
خواندن نظر من در برنامه نشاندهنده ی اوج صداقت و درستکاری صدای امریکا و بخصوص شخص شما می باشد.
من امیر دانشجوی دانشگاه آزاد یکی از شهرستانهای اطراف تهران هستم و ازین ببعد سعی می کنم نظرات خانواده ی خود و دیگر فعالین دانشجویی و آزاد اندیشانی که شاید حوصله ی ابراز نظراتشان را ندارند، برای شما و همکارانتان ارسال نمایم. ایمیل من نیز جهت همکاری در اختیار شماست. صداقت اصل مشترک من و شماست

ناشناس گفت...

بابا اینا فقط تو جمع دیوانه هایی مثل خودشون شرکت میکنن..........

وفا گفت...

رمس عزیز متاسفانه یا خوشبختانه وظیفه ما اطلاع رسانی است و تلاش ما در انجام این وظیفه است. هر انسانی از شنیدن وضع بد انسانی دیگر متاثر می شود اما صدای آمریکا ارگان ارتباطی فعالان سیاسی، و پناهندگان و ... با هیچ ارگان دیگری نیست. من بعنوان مجری وظیفه ای جز اجرای برنامه ندارم و در عین حال موظفم از بروز برداشتهای نادرست از صدای آمریکا جلوگیری کنم.

milad گفت...

انحراف فکری سیاسی دانشجویان و بیگانگی نسبت به مسایل سیاسی مهمترین خطری است که دانشجویان را تهدید می کند و امروزه دانشجویان بیش از پیش نیاز به آگاهی های سیاسی درست نسبت به مسایل و مشکلات موجود در جامعه و چگونگی برخورد با آن دارند.متاسفانه بسیاری از دانشجویانی که من با آنها برخورد کرده ام به لحاظ اینکه از برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیای خود ناکام مانده اند تنها دغدغه شان پاسخگویی به اینگونه نیازهاست گویی در مبازه ای اند برای زنده ماندن ... بسیاری از آنها مطالعه را دوست ندارند و اغلب هدفشان کسب مدرک و داشتن یک شغل با در آمد خوب است . سیاست برای آنان معنی بدنبال دردسر گشتن را دارد . سر را در لاک خود فرو برده اند و مانند جزیره هایی از هم دور افتاده اند .خود را قربانی گذشتان گان خود می دانند و با یاس و سرخوردگی زندگی را بسر می برند.

وفا گفت...

امیر عزیز از اینکه این احساس در تو هست خوشحالم. صدای آمریکا جدای از شعارها صدای شماست و من معتقدم این فرصت ارتباط دوطرفه هم فرصتی است که ما با تبادل افکار و اطلاعات به درک بهتری از مسائل روزگارمان برسیم. مطمئن باش که این احساسات متقابل است. شاد و پیروز باشی.

کامران گفت...

چند روز قبل آقای احمدی نژاد در سازمان ملل گفته بود 98 درصد مردم از حکومت راضی هستند.ولی نیامدن وی در دانشگاه این را ثابت می کند که خودش هم می داند برعکس گفته ی وی 90 درصد مردم از حکومت ناراضی هستند.برای همین شرکت نکرد زیرا میترسید دروغ او برملا شود!

babak,khorramdin گفت...

salam chetor mitoonam az amniate ertebat ba shoma motmaen basham?

babak,khorramdin گفت...

جناب مستقیم سلام:
خواستهِ های دانشجویان بستگی به ماهیت
وشرایط محیط رشدوپرورش آنان وهمچنین طرزفکرآنان متنوع ومختلف وبعضامتضادمیباشد.
البته پرسش شماباتوجه به برنامه مشخص
است.ازآنجاکه تقریباخواست اکثریت قریب
به اتفاق جامعه خواستارتغییروتحول نظام حکومتی هستندبنظرم اگربجای(دانشجویان)ازواژه مردم یاملت ایران
استفاده کنید علاوه برمفهوم واقعی سوالتان محدودبه یک گروه یادسته یااقلیتی نخواهدشدوعلاوه براین شرکت کنندگان درنظرسنجی مطمِناافزایش چشمگیری خواهدداشت.دیگراینکه عدم شرکت احمدی نژاددرشروع سال تحصیلی جدید
دردانشگاه علاوه برطفره رفتن از تبعات شرکت ایشان دراینگونه مراسم نشان ازنوع دیدونگاهشان واهمیت داشتن این گروه ودسته درنوع نگاه حضرتشان به دانشگاه ودانشجودارد.
درخاتمه انتقادی هم به شماوبعضی ازمجریان صدای آمریکاوارداست که گاهی
اوقات مانع ازابرازنظری میشویدکه حتماوقطعادررابطه بامسایل مبتلابه ایران وایرانی است وغیرازاین حتی مربوط به برنامه ای هست که احرامیشود
یاحتی نظر مدعوین خودبرنامه میباشد.

بابک از شیراز گفت...

یکی از موضوعات اصلی هر جامعه ای موضوع قدرت سیاسی است. چگونگی قدرت سیاسی نیز به دو عامل آزادی و قانون بستگی دارد. اگر در جامعه تعادل بین سه رأس مثلث قدرت، آزادی و قانون برقرار باشد، آن جامعه، جامعه ای سالم و هارمونیک خواهد بود. فقدان هر یک از سه رأس این مثلث جامعه را با تنش ها و مشکلات جدی روبرو خواهد ساخت. مثلا اگر آزادی در جامعه نباشد استبداد بر جامعه حاکم می شود، فقدان قدرت و قانون، هرج و مرج در جامعه به همراه می آورد، نبودن قانون، قدرت را از کنترل خارج می سازد و آن را به فساد می کشاند، و فقدان آزادی و قانون، قدرت را به پدیده ای خود کامه، سرکوب گر و وحشی تبدیل می سازد.

درمیان نیرو های سیاسی ایران عموما دو برداشت از قانون وجود دارد، برداشتی قانون را مطابق شریعت اسلامی می شناسد و طبق احکام شرع به رتق و فتق مسایل اجتماعی می پردازد. برداشت رایج دیگر، قانون را به حفظ امنیت و وضع موجود تعبیر می کند. یکی از عمده ترین مشکلات جامعه، برداشت نخست است. این برداشت عملا قوانین مدنی را بر اساس شرعیات مذهبی تدوین می کند، قدرت سیاسی را با دین می آمیزد و آزادی را درچارجوب دستورات یک مذهب (شیعه) محدود می سازد. معنای قانون بسیار وسعیتر از این درک رایج در جامعه ایرانی است و حتی دامنه آن تا آنجا پیش می رود که به قدرت سیاسی نه از جنبه دینی بلکه از جنبه مدنی معنا می بخشد.

برداشت های رایج و عملی از آزادی نیز بیشتر بر آزادی خود، آزادی همفکران خود، آزادی همکاران و همدلان خود استوار است. حال آن که جوهر آزادی اصولا در رابطه با مخالفین خود و برای آن ها معنا پیدا می کند.

در برخورد به قدرت سیاسی در ایران به طور کلی ما با سه نگاه متفاوت روبرو هستیم. تقریبا همه این نگاه ها بر درک واحدی، همانا تعبیر کلاسیک از مفهوم قدرت سیاسی، استوار است. تعبیری که مبارزه برای کسب و حفظ قدرت سیاسی هسته اصلی آن را تشکیل میدهد. مسئله اصلی برای همه نیروهای درگیر در موضوع قدرت سیاسی ایران، این است که "چه کسی باید حکومت بکند؟"، در پاسخ به این پرسش هر نیرویی خود را بهترین آلترناتیو می شناسد مثلا جمهوری اسلامی ولی فقیه را بهترین می داند، مجاهدین، نظام حکومت دمکراتیک اسلامی و مسعود رجوی را، سلطنت طلبان و مشروطه طلبان نظام سلطنتی و رضا پهلوی را، سوسیالیست ها و کمونیست ها، حکومت شورائی و احزاب خود شان را به عنوان آگاهترین نمایندگان جامعه و... می دانند. منطقی که در این پاسخ ها حاکم است عبارت از این است که ما بهترین هستیم و لذا حق با ماست و چون حق با ماست بنابراین ما بهترین هستیم!

مشکل اساسی مجموعه نیروهای سیاسی ما، روشن نساختن اصلی ترین وظیفه قدرت سیاسی است و اینکه آن ها چگونه می خواهند به این وظیفه پاسخ دهند؟ پاسخ این پرسش در کلی ترین حالت خود عبارت است از پذیرش حق زندگی و آزادی شهروندان، ملل و اقوام جامعه و پاسداری از منافع و حقوق اجتماعی آن ها. البته این حقوق و آزادی ها باید در قانون اساسی به عنوان میثاق مشترک همه ملیت های ساکن ایران و شهروندان ایرانی تجلی یابد. این قانون باید امکان تغییر قدرت سیاسی را تضمین نماید. و یکی از دشواری ها درست در همین جا سرباز می کند. بخشی از نیروهای سیاسی اساسا چند ملیتی بودن ایران را قبول ندارند و فکر می کنند که این مسئله، دست پخت و توطئه خارجی است. طبیعی است که چنین اندیشه ای علیرغم این که میلیون ها بار بنویسد و با صدای بلند فریاد دمکراسی سر دهد، قادر به تحول و تأثیر گذاری مثبت در میثاق ملی ایرانیان نیست. چون نقطه حرکت آن از نفی یک واقعیت عریان آغاز می شود. واقعیتی که بخش جداناپذیر این میثاق است.
بخشی از نیروهای سیاسی اکنون پذیرفته اند که ایران کشوری متشکل از اقوام (ملیت های) مختلف است. اما نگاه آن ها نسبت به قانون اساسی آینده و نوع قدرت سیاسی عملا نقش ملیت ها را کمرنگ و یا بیرنگ جلوه می دهد. این نگاه در عمل روزمره به انحصار طلبی و خود بینی امتداد می یابد. به عنوان مثال در مورد نقض حقوق بشر و اقدامات ضد دمکراتیک رژیم علیه روشنفکران فارس زبان، واکنش اعتراضی و افشاگرانه این نیروها بسیار فعال و شدید است. اما اگر همان اعمال ضد انسانی در حق ملیت های غیر فارس صورت گیرد، سکوت محض بر آنها حاکم است. این پدیده از خوب یا بد بودن آن ها ناشی نمی شود، بلکه این برخورد محصول نگاه و اندیشه های آنها است. اندیشه ای که عادت کرده همیشه کلیشه ای باشد. این نگاه برخوردش به دموکراسی و حقوق بشر نیز نه از روی باورمندی که بیش از همه بر برداشت کلیشه ای از دموکراسی، حقوق بشر، قانونیت و آزادی استوار است.

تکلیف حاکمان فعلی یعنی جمهوری اسلامی روشن است چرا که ایشان درعمل نشان می دهند که چگونه آزادی شهروندان و ملل را پاس می دارند و چگونه قوانینی را که حتی خود وضع کرده اند و آن را الهی می نامند رعایت نمی کنند.
اما مجموعه نیروهای مدعی در اپوزیسیون ایرانی می باید در دو عرصه به این مسئله پاسخ گویند. یکی در عرصه نظری ـ سیاسی و دوم اینکه در برخورد عملی به قدرت حاکم موجود و دیگر نیروهای سیاسی.
نیروهای سیاسی اگر چیزی هم در رابطه با نکات فوق گفته باشند، جز یک برخورد سیاسی بیش نبوده است. اگر غیر از این می بود ما اکنون شاهد وضع فلاکت بار این اپوزیسیون نمی بودیم.
در میان نیروهای سیاسی ایران، همان طور که قبلا نیز ذکر شد، سه نگاه زیر نسبت به قدرت سیاسی وجود دارد:

سرنگونی طلبان

جبهه وسیعی از نیروهای سیاسی برون مرزی نگاه شان معطوف به سرنگون کردن قدرت حاکم است. این نگاه، با برانداختن رژیم خواهان تصرف قدرت توسط خودش است. این جبهه به لحاظ فکری ـ سیاسی نیروهای بسیار متنوع و ناهمگونی را دربر می گیرد، قدرت سیاسی حاکم را مستبد، ضد بشری، عقب مانده، تبعیض گرا، ظالم، آزادی کش، جنایت کار، ... ارزیابی می کنند. هریک از این نیروها نیز خود را بهترین جایگزین جمهوری اسلامی می شناسند.

روش پیشنهادی اکثریت این نیروها مبتنی بر مبارزه سیاسی و انتقال مسالمت آمیز قدرت استوار است. در بین آن ها نیروهایی نظیر مجاهدین خلق، حزب دمکرات کردستان و... مبارزه قهر آمیز را نیز رد نمی کنند.
چرا این نیروها علیرغم اشتراک نظر در نفی قدرت موجود، نمی توانند به یک اتحاد پایدار دست یابند؟ زیرا اشتراک نظر در سرنگونی رژیم حاکم به معنای همسانی نگاه های این نیروها به مقوله قدرت نیست. وانگهی در جوهره نگاه ها و کردارهای این نیروها و به ویژه رهبران آن ها به طور نهان و آشکار اندیشه هژمونیستی نسبت به دگر نیروها وجود دارد. این عامل را همه این نیروها خاصه رهبران ایشان به خوبی می شناسند و با آن زندگی می کنند. علل این پدیده را شاید بشود در عوامل تاریخی، فرهنگی و تأثیرات اندیشه دینی جستجو کرد.

غالب این نیروها خود را طرفدار دمکراسی و حقوق بشر می دانند. با وجود این، آن ها تا به امروز نتوانسته اند به ائتلاف و اتحادی با یک دیگر حول همان دمکراسی و حقوق بشر دست بیابند و هنوز از حصول چنین مهمی بسیار دورند.
چرا آن هایی که خود را مدافع دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در ایران می دانند از همکاری و همگامی در راه خواسته های دمکراتیک و انسانی عاجزند؟ همان طور که در بالا اشاره شد علت اصلی این پدیده در برداشت های کلیشه ای این نیروها از مقولاتی نظیر آزادی، حقوق بشر و غیره است. متأسفانه درغالب موارد آن ها ظرفیت تحمل یکدیگر را نیز ندارند.

اصلاح طلبان

بسیاری از نیروهای سیاسی در داخل و خارج از ایران خواهان توزیع قدرت سیاسی موجود هستند. آن ها امیدوارند از طریق اصلاحات و رفرم هایی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی وضع جامعه را بهتر سازند. این نیروها، قدرت حاکم را انحصار طلب ارزیابی می کنند و معتقدند که حاکمیت حاضر نیست دیگران را در بازی سیاسی کشور شرکت دهد.

اصلاح طلبان نیز همانند جبهه سرنگونی، ازیک طیف وسیعی تشکیل شده است و نیروها ی سیاسی بسیار متنوعی را دریر می گیرد. این نیروها از اصلاح طلبان درون حکومتی نظیر محمد خاتمی، نیروهای ملی ـ مذهبی، نهضت آزادی و غیره در داخل کشور تا رفرمیست ها و اصلاح طلبان اتحاد جمهوری خواهان در خارج از کشور را شامل می شود. آن ها می خواهند با حفظ جمهوری اسلامی باعث تحول در جامعه باشند.

اصلاح طلبان برداشت و تعبیر خاص خود را از قانون اساسی جمهوری اسلامی دارند. آنها با شدت و ضعف معتقدند که "در قانون اساسی ما(ج.ا) هیچ اصلی، حتی اصل ولایت فقیه، جنبه انحصاری برای یک طبقه ندارد، ولی از همان اوایل این طور تلقی شد که ولایت فقیه یعنی ولایت و حاکمیت انحصاری یک گروه خاص، ولایت فقیه در قانون اساسی ولایت یک فرد است...بنابراین از قانون اساسی ـ که خود محصول انقلاب بود ـ حاکمیت یک طبقه تفسیر شد."1

نیروهای اصلاح طلب به روش های مسالمت آمیز تأکید دارند و هر گونه فعالیت خشونت آمیز را رد می کنند. از اختلافات اصلی اصلاح طلبان در رابطه با قدرت سیاسی، موضوع سکولاریسم و شکل دینی حکومت است. اصلاح طلبان حکومتی این توفیق را یافتند که با رسیدن به قدرت طی 8 سال حکومت، باورهایشان را در محک آزمایش بگذارند. آن ها نشان دادند که ظرفینت آن را ندارند که سرمنشأ تحولات جدی در جامعه باشند. آن ها در پاسخ به وظیفه اصلی یعنی اذعان به حق زندگی و آزادی شهروندان و ملیت های ایرانی کارنامه مثبتی ارائه نکردند. آن ها حتی برای اجرای آن قوانینی که خودشان قبول داشتند، نظیر قوانین مربوط به آموزش وتحصیل به زبان مادری و... کاری صورت نداند.


مدافعین قدرت حاکم

جمهوری اسلامی با برانداختن حکومت سلطنتی محمدرضا پهلوی از طریق انقلاب اسلامی در سال 1357 به قدرت سیاسی دست یافت. قانون اساسی جمهوری اسلامی قدرت را به طور مطلق از آن "ولی فقیه" می داند. در طول نزدیک به سه دهه جمهوری اسلامی توانست همه اندام ها و ارگان های حاکمیت خود را بوجود آورد و آن ها را رشد دهد. و از این طریق قدرت سیاسی خود را تحکیم نماید.

سیاست های اجتماعی و اقتصادی جمهوری اسلامی در طول این مدت جامعه ایران را به جامعه ای تبدیل نموده است که در آن معیار مطلق همه ارزش ها پول است. برادر بر سر برادر، فرزند بر سر پدر کلاه می گذارد و به خاطر یک مشت ثروت بیشتر یکی دیگری را به زندان می اندازد و یا حتی قصد جانش می کند.
فرد گرایی به طور همه جانبه ای در جامعه گسترش یافته است، اما مضمون آن نه در جهت استقلال شخصیت و آزادگی، که در جهت خودبینی و خود محوری های بیمار گونه است. ظاهر بینی و تظاهر، دروغ گویی وریا کاری به جزئی از فرهنگ جامعه تبدیل شده است.
فاصله فقرا و اغنیا بیش از پیش عمیق تر شده است. و هر روزکه می گذرد فقرا فقیر تر و اغنیا غنی تر می شوند و هیچ چشم انداز امید بخشی برای کاهش این فاصله دستکم در آینده ای کوتاه مدت به چشم نمی خورد.صاحبان قدرت و سیاستمداران رژیم افراد جامعه را آن چنان به خود مشغول کرده اند که تمام تلاش آن ها بر آن است که بتوانند زنده بمانند. حاشیه نشینی به طور بی سابقه ای گسترش یافته و بی خانمانی به امری عمومی تبدیل شده است. اعتیاد آنچنان عادی شده است که گویا یکی از خصایل فرهنگی جامعه است. چرخ جامعه بدون رشوه به حرکت در نمی آید. فخشا به پدیده ای عمومی و مورد قبول همگانی و رسمی تبدیل گردیده است.

این ها مختصات جامعه ای است که رژیم جمهوری اسلامی در عرض کمتر از سه دهه ساخته است. سیاست های رژیم با تمام قوا ادامه دارد. حال نیروهایی که خواهان تغییرات انسانی و مترقیانه در جامعه هستند، به چه میزان این واقیت ها را شناخته، تحلیل و بررسی کرده اند؟ بدون شناخت درست از جامعه و آگاهی از دانش تحولات اجتماعی و باورمندی به اصول اخلاقی و انسانی نمی توان با شعارهای آتشین واحساسی، کلیشه ای و کتابی زمینه تحولات اجتماعی و تغییر در جامعه را فراهم ساخت.

با این اوصاف و با تأکید بر اینکه روند جهانی شدن با شتاب سرسام آوری به پیش می رود، تا زمانی که ملل ساکن ایران"آستین ها را آگاهانه بالا نزنند" امید به امکان تحولات جدی نیز، جدی نیست.

ناشناس گفت...

با سلام
همینکه آقای کردان با مدرک دکترای جعلی حقوق طبابت و جراحی نکردند باید از ایشان تشکر کرد. هرچند خطر جراحی اقتصادی آقای احمدی نژاد از اینکه ایشان جراحی طبی کنند بیشتر است