۱۳۸۷ مرداد ۴, جمعه

آزادی، حق جهانی، خواست جهانی

پرزیدنت بوش روز پنجشنبه در واشنگتن همزمان با هفته ملت های دربند در مورد آزادی سخن گفت. هفته ملت های دربند برای اول بار چهل و نه سال پیش برگزار شد زمانی که "کومونیسم شوروی" در حال گسترش بود. تعداد معدودی در نشست اول می توانستند تصور کنند که جنگ سرد به شیوه ای که به پایان رسید خاتمه یابد؛ با پیروزی کارگران بندر در لهستان، انقلاب مخملی در پراگ، فرو ریختن دیوار برلین، و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی. پرزیدنت بوش گفت "هفته ملت های در بند فرصتی است برای یادآوری و اندیشیدن درباره این دوره قابل ملاحظه و گرامیداشت ناراضیان و فعالان دموکراسی شجاع که به پیروزی آزادی در نبرد عظیم ایدئولوژیک قرن بیستم کمک کردند."
بوش اضافه کرد "این هفته همچنین فرصتی است تا در مورد چالشهای قرن بیست و یکم بیاندیشیم؛ چالش ایدئولوژیک جدید برای مبارزه با افراطگرائی خشونت بار. ما میتوانیم با اطمینان در این راه گام برداریم. ملت های آزاد با دشمنان مصمم خود رو در رو شدند و پیروز گشتند، و ما نیز بار دیگر پیروز خواهیم شد."
پرزیدنت بوش ضمن اشاره به رسالت تاریخی آمریکا در پیشبرد و ترویج آزادی اشاره کرد "در هفت سال گذشته ما به وضعیت بد حقوق بشر در رژیمهای خودکامه ای چون رژیمهای ایران، سودان، سوریه و زیمبابوه اعتراض کرده ایم. ما همچنین در مورد حقوق بشر با کشورهایی که روابط خوب داریم چون مصر، عربستان سعودی، و چین صحبت کرده ایم. برای تداوم تعهدمان امروز من درخواست خود برای آزادی تمام زندانیان وجدان در سراسر جهان را تجدید می کنم..."

پرزیدنت بوش در اقدامی کم سابفه اعلام کرد "برای آنکه دولت ما صدای آنانی باشد که جایی برای شنیده شدن صدای خود ندارند، من به تازگی دستوری صادر کرده ام که مقامات ارشد امریکا در کشورهای غیر دموکراتیک با ناراضیان سیاسی و فعالان دموکراسی طلب در ارتباطی مرتب باشند."

او اعلام کرد "آمریکا همواره حامی آنانی است که خواهان آزادی هستند-- و هیچگاه تردیدی به خود راه نخواهد داد تا چراغ وجدان و آگاهی را در هر کجای جهان که حقوق بشر تضییع می شود بیافروزد."

در این نشست ناراضیان سیاسی از کشورهای مختلفی چون کوبا، بلاروس، کره شمالی حضور داشتند و منوچهر محمدی نماینده ای از ناراضیان ایران بود و پرزیدنت بوش گفت " ما از منوچهر محمدی حمایت می کنیم. او و برادرش هر دو توسط مقامات ایرانی به شکل وحشیانه ای مورد شکنجه قرار گرفتند. تنها او از این ماجرا جان سالم به در برئ و فرار کرد. به آمریکا خوش آمدی."

پرزیدنت بوش در پایان گفت " حتی اکنون تغییرات در نقاطی چون هاوانا و دمشق و تهران در حال شکل گیری است. این ملتها در آرزوی آینده ای آزادند، به آینده آزاد امید دارند و باور دارند آینده ای آزاد فرا خواهد رسید. و اینگونه خواهد شد. خدا پشتیبان آنها در این تلاش باشد."


۱۸ نظر:

ساتیار گفت...

درود بر شما و زنده باد پارس

اقای بوش مانند همه قدرت به دستان زیبا سخن می گوید و می خواهد عمل کند ولی آیا به راستی چنین است یعنی آمریکا به آزادی ایران کمک می کند و خواهد کرد، شاید چنین نشان داده شود و ببینیم که آمریکا تلاش برای آزادی ایران می کند اما نه تنها آمریکا بلکه تمام جهان نمی خواهند که زمانی یا شاید هم در این زمان دوست ندارن که ایران به آزادی برسد چون اگر ایران آزادی داشته باشه سرمایه کشور رو به حراج نمی گذاره و اگر هم الان در ایران کودتا یا هیچزی مثله عوض شدن حکومت انجام بگیره بیشتر کشورهای قدرتمند جهان منافع مالی و... آنها دچار مشکل اساسی می شه به دلیل آن که یک حکومت مردمی نفت کشور خودش رو بی ارزش از دست نمی ده و بجای این که کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، ایتالیا و ... از نفت ایران استفاده کنند مردم ایران استفاده خواهند کرد به همین دلیل آقای سولانا و کشورهای اروپایی تا این اندازه با ایران خوش برخورد هستند و تا جایی که بتونند با ایران راه خواهند آمد یعنی تاجایی که منافع آن ها برقرار باشه و ما هم نباید به این چیزها دل خوش باشیم ... !!!

البته اگر از نظر وفا جان مشکلی نباشه
وبلاگ من :
http://satiariran.blogspot.com

ساتیار از تهران
بدرود

حسین از آلمان گفت...

این شد یک کار حسابی. منظورم این گونه نشستها و یا صحبتهای مشابه ای است که در گذشته در رابطه با "تاریخ پر افتخار ایران" از زبان مقامات آمریکایی شنیده شده. حتی اگر این گونه صحبتها به قصد تعارف هم باشد که هست، باز هم کار اپوزیسیون مخالف حکومت اسلامی را راحت می کند. ما ایرانیان هیچ عیبی ندارد که در مبارزه با لمپنهای اسلامی بیشترین کمک را از بزرگترین قدرت اقتصادی، نظامی دنیا بگیریم(منهای حمله ی نظامی). تیز بازی و زیرکی و استفاده از دیگران برای رسیدن به مقصود چرا همش در انحصار دیگران باشد؟ ما ایرانیان با تمام ادعایی که در تیز بودن داریم هنوز باید خیلی چیزها را یاد بگیریم.

سینا گفت...

سام به همه
دوست عزیزم ساتیار
دوستان عزیزم الان اوضاع فرق کرده و شرایط مثل 100 سال پیش نیست که کشورها همدیگر را استعمار کنند. دنیا چه بخواهیم چه نخواهیم دارد به سمت یکپارچگی حرکت می کند. امروز دیگر منافع کشورها دارد بیشتر و بیشتر به هم وابسته می شود. پیشرفت کشورها جدا از هم نیست . عقب ماندگی چند کشور جلوی پیشرفت سایرین را هم می گیرد.پیشرفت کشورهای عقب تر باعث به وجود آمدن بازارهای جدید تر به روی کشورهای پیشرفته تر می شود. به عنوان مثال همین نشت کشورهای اروپایی و امریکا را در نظر بگیرید که روی یارانه های محصولات کشاورزی بحث شد. تصمیم بر این است که با کاهش یارانه ها به کشورهایی مثل کشورهای افریقایی و هند و برزیل و چین و ... کمک شود تا درآمدهای خود را افزایش دهند. علت این تصمیم چیست؟ با افزایش درآمد این قبیل کشورها و پیشرفت آنها علاوه بر اینکه می توانند بستر اقتصادی خود را بهتر بسازند، بازار خوبی هم برای محصولات کشورهای اروپایی و امریکایی خواهند بود. می بینید که روابط امروز دنیا بر پایه برد-برد است. اگر این طور نباشد جای سوال است نه اینکه بگوییم چرا کشورها در صدد کمک به هم هستند.
حال این قضیه برد-برد چه زمانی جواب می دهد؟ زمانی که حکومت های کشورهای عقب تر برنامه ای برای پیشرفت داشته باشند و به مردم خود جوابگو باشند وگرنه این افزایش درآمدها نه تنها کمکی به پیشرفت این کشور و در رده بالاتر به پیشرفت جامعه بشری نمی کند که هیچ باعث پسرفت هم می شود و کدام کشورها به مردم خود پاسخگو هستند؟ کشورهایی که دمکراتیک باشند، کشورهایی که در آنها آزادی باشد.
پس اینکه اروپایی ها یا امریکایی ها نگران وضعیت دموکراسی در سایر کشورها باشند عجیب نیست. بله قبول دارم که آنها به فکر خودشان هستند ولی احتمالا و به نظر من حتما آنها موضوع بالا را هم در نظر دارند. به نظر من آنها به رابطه برد-برد هم فکر می کنند.
در ضمن به ضررهایی که شرکت های اروپایی و مخصوصا امریکایی در مورد تحریم های ایران چه در زمان موضوع اتمی و چه در قبل تر در زمانی که موضوع حقوق بشر مطرح تر بود را در نظر بگیرید. آنها ضررهای بزرگی هم در راه اصلاح و مبارزه با حکومت ایران متحمل شده اند.
با سپاس به خاطر وقتتان

رستم از شاهنامه گفت...

به نظر شما آیا تا زمانی که کشورهایی مثل روسیه و چین در سازمان ملل حق وتو دارند و در واقع نماینده کشورهای دیکتاتوری در سازمان ملل هستند میشود به فشار جهانی بر کشورهاییی مثل ایران امیدوار بود؟ لیست کشورهایی که تا بحال از الطاف این دولتها بهره مند بودند عبارتست از صربستان ،برمه،زیمبابوه،جمهوری اسلامی...
آیا براستی زمان آن نرسیده تا دست این دولتها از داشتن حق وتو در سازمان ملل کوتاه شود تا ملتهای تحت ظلم حمایت کامل جهانی را در کنار خود حس کنند؟

FARA گفت...

وفاي عزيز
ما اين صحبتهارا از آقاي بو ش خيلي شنيده ايمم متشكريم بخصوص صحبتهاي از جمله قدر دادن به تاريخ وتمدن كهن ايرانيان وگروگان گرفتن ما توسط اقليت بي سواد وآدمكش آخوندهاو...
اما الان وقت عمل است . اگر آمريكا چند ما كت موشك نه خود موشك به شهرهاي بزرگ ايران بزند آخوند هااز ترس انتقام مردم از همان لحظات اول گورشان را گم مي كنند .
لاقل آقاي بوش طرحي را به سازمان ملل ببرد مبنني بر اينكه :
اگر كشوري دمو كراتيك نباشد ويا انكه انتخابات آزاد نداشته باشد و يا اينكه 50% آراي مردم را نداشته باشد كرسي سازمان ملل از آن كشور گرفته شود و تمام ارتباط بين ملل المللي با آن كشور قطع شود
در آن صورت است كه آن كشور بدون جنگ وخونريزي وبه راحتي توسط مردم آن كشور سرنگون خواهد شد.

ساتیار گفت...

درود بر شما و زنده باد پارس
درود بر دوست عزیز سینا

سینا جان در مورد این مسئله که کشور های قدرتمند جهان برای برد در مقابل برد تلاش می کنند موافق نیستم به دلیل این که تا زمانی شما بازنده ای نداشته باشید برنده ای نخواهید داشت اگر در ایران مردم در زیر فشار نباشند و فقر رو در بغل نگیرند کشورهایی مانند آمریکا، آلمان، فرانسه، ایتالیا و روسیه کشورهای قدرت و تکنولوژی نخواهند بود بخاطر این که باید کشوری بازنده باشه و کشوری پیروز چون این ها بر سر همین مسئله که کدام بهتر باشه با هم در جنگ هستند و فکر می کنی که چطور اجازه می دهند که کشوری مثله ایران با توانایی هایی که دارد و در تاریخ نشان داده علیه قدرت آمریکا و کشور های دیگر جهان قد علم کند اکنون هم آمریکا و کشوری های دیگر جهان به منافع خودشان در ایران دست رسی دارند و این هم نیازی نیست که مردم کشور بدانند چون دولت خودش در بهریت رفاه زندگی می کند و کشورهای دیگر هم برای کنترل مردم به او کمک می کنند چون نیازی های آن ها به این روش بهتر برآورده می شود. زمانی که ایران نفت های سرزمین را مفت و بی ارزش به کشورهای جهان می دهد که به او کاری نداشته باشند و تا زمانی که کشورهای قدرتمند هم بر سر دولت و هم بر سر مردم کشور کلاهی به این بزرگی می گذارند چه نیازی هست که به نوع زندگی مردم در داخل اهمیت بدهند ولی خوب این مسئله تا زمانی هست که سر و گوش سردم داران دولت تکون نخورد یعنی زمانی که این حکومت برای کشوری های پیروز یک کبریت بی خطر باشه ولی اگر زمانی احساس کنند که این حکومت داره خطرناک می شه به سادگی با سیاست های خیلی زیبا برای شما و من این حکومت رو تغییر می دهند که خودمان هم متوجه نخواهیم شد مانند حکومت شاهنشاهی ایران که در آن اواخر در حال تغییراتی اساسی بود که اگر ادامه پیدا می کرد امروز بسیار خوشایند برای ما ایرانیان ولی ناخوشایند برای کشورهای قدرتمند بود به همین دلیل کشورهای قدرتمند از این که یک کشور قدرتمند دیگری به جمعشان اضافه شود خوششان نمی آید این دنیای زشت سیاست هست ولی آن ها باید یک سری رول ها و نقش ها رو بازی کنند که در دید جامعه بین الملل زیبا باشد.
دلایل زیاد هست ولی این جا درست نیست که بگم....

فرارای عزیز
زمانی که کشور آمریکا در حال سود بردن از ایران هست با وجود این حکومت سرکوب گر هیچ نیازی نیست که چنین کاری رو بکند و نفع خودش رو بخاطر یک سری انسان در ایران به خظر بیاندازد

دنیا از ایران می خواهد که نفت رو بجای مصرف در داخل کشور و پیشرف کشور ، به دنیا با قیمتی پایینتر بدهد و اگر هم زمانی این حکومت هم مثله شاه بخواهد که نفت رو بی ارزش خارج نکند و در فکر پیشرفت باشد در عرض چند روز کله پا خواهند شد...

بدرود
ساتیار از تهران

حسین از آلمان گفت...

لازم می بینم که در مورد نظرات "ساتیار" چند کلمه ای بنویسم.
بخشهایی از صحبت تو درست است. به این معنی که همه می خواهند که برنده باشند و چه دلیلی دارد که برای خود رقیبی بسازند. در اینکه از زمانی که غرب (نه تنها غرب بلکه روسیه و ژاپن هم مخصوصا روسیه پرونده ی خیلی سیاهی دارند) برتری اقتصادی، نظامی، علمی پیدا کردند دیگر کشورها را به استعمار کشیدند و بخشی از ثروت امروز آنها از دزدیهای گذشته است. ولی اینکه ما فکر کنیم تمام دنیا نشسته دارد برای ما توطئه می کند و ما هم تا ابد "حسین مظلوم" هستیم خیلی ساده بافی است. دنیا و مسائلش بسیار پیچیده تر از این حرفاست. برای اینکه صحبت به درازا نکشد فقط بگویم که هیچ چیز بدتر از این نیست که خود را دست کم بگیریم و بقیه ی دنیا راآنقدر گنده کنیم که وقتی خود غربیها بشنوند که ما چقدر فکر می کنیم کارشان درست است، خود تعجب می کنند که آیا واقعا ما اینقدر قدرتمندیم که خود خبر نداریم؟!

بامداد- گفت...

دیدگاه آقای بهمن آقائی دیبا در تفسیر خبر دیشب (شنبه شب ۵مرداد) بسیار به واقعیت نزدیک بود

بامداد - گفت...

مراوده و هماهنگی های پس پرده٬ اظهارات رسمی شخصیتها و متعاقبا انتشار اخبار همچنان حکایت از جدی شدن تدریجی موضوع برخورد نظامی با جمهوری اسلامی دارد
در این مدت حمله نظامی مرتبا" بمنظور خنثی کردن خطرات یک رژیم دینی مسلح به ابزار اتمی و انهدام تاسیسات مربوطه اش مطرح بوده اما همچنان همان موضوع یکدست سازی خاور میانه از وجود نظامهای شرور که تاریخ مصرفشان گذشته و دیگر بازدهی زمان ایجادشان را ندارند مورد نظر است.
تصورات امیدوارانه ی جمهوری اسلامی درباره اوباما٬ وقت کشی٬ تاثیرات تهدید٬ اهمیت تجهیز و دفاع برای باقی ماندن بر سر قدرت٬ یا چشم داشت به تعهدات فرمانبردارانه در زیر لحاف معروف ملا به اربابان جهان.. تماما بی نتیجه یا بعبارت روشنتر بی جواب و بی محل ماند!
فقط "فعالیتهای اتمی را متوقف کنید" دنگی پی در پی است که گوش ملایان را میخراشد
علمای شیعه در طول تاریخ پر فراز و نشیبشان در این کشور یک دور حکومت کردن به ما را طلبکار بودند (اینرا چه کسی تشخیص داده بود خدا عالم است!!) دست کشیدن از قدرت و فرار برای آنها امری غم انگیز و ناممکن است تا جائیکه حاضرند برای پایداری تا یک نفس بیشتر هم که شده تمام مردم و مملکت را به خاک و خون بکشند و بعد که روزگارشان میرفت تا تکرار آنچه بر صدام گذشت بشود به ثروتهای ملی که از ایران خارج کرده و در گوشه گوشه های دنیا سرمایه گذاری نموده اند پناه ببرند..
خامنه ای جدا حق داشت حرکت رو به جلو را اینقدر محکم ادا کند
امیدوار باشیم اگر رویاروئی نظامی صورت گرفت لااقل این امکان برای مردم ایران محاسبه شده باشد تا بتوانند از درون کشور آنها را ناگزیر و ناچار از ترک قدرت کنند و اگر نه تنها با موجی از بمباران و ویرانی روبرو خواهیم بود و سپس تکرار همان روزها و سالهای تلخی که ۳۰ سال بر ما تحمیل شد

ناشناس گفت...

http://www.next-president.blogfa.com
حمایت بوش از دانشجویان غیر از اینکه تهمت ارتباط با بیگانه را برای فعالین به همراه داشته باشد هیچ ارمغان دیگری برای فعالین دانشجویی ندارد.

رضا از كهگيلويه(بلاد شاپور) گفت...

سلام و خسته نباشيد
در مورد ngo هايي كه در ايران فعايت هاي فرهنگي مي كردن و در زمينه هاي حقوق بشر هم فعاليت مي كردن با چند نفر كه تو اين كار باشن گفتگو كنين .و اينكه ـ آيا اين ngo ها اينقدر براي رژيم اسلامي خطرناك هستن كه جلوي فعاليتشون رو بايد بگيرن.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حتا اونقدر تحت فشارن كه حاضر نيستند به هيچ ngo اي مجوز فعاليت بدن يا بتونن نشست هاشون رو برگزار كنن.اگه اين ngo ها واقعن تاثير گذار هستن چرا ساز مان هاي مربوط در خارج از كشور به اونها كمك نمي كنن.
rezaekvanian@gmail.com

ناشناس گفت...

با درود
راستش من هم با حرف ساتيار موافقم آخه توي اين تاريخ رو ميبيننم هر دفعه چيزي بر وفق مراد امريكا و انگليس تو ايران يا حتي دنيا نبوده سعي در تغييرش كردن الانم يا تواناييش رو ندارن يا نمي خوان به هر حال چندان رغبتي به تغيير اوضاع ندارن امريكا كه تو افغانستان و عراق گير افتاده انگليسم كه معلومه

درخشان پور گفت...

آزادی یعنی دارندگی ِ بلاغت برای برازندگی ِ بلوغ . رشد ِانفرادی در هر دنیای بزرگ و کوچکی که مدعی تمدن و فرهنگه مضحکترین و منفورترین بالقوه ایه که عملا دشمن تراشه . هر فردی و هر ملتی و هر دنیایی وقتی برازنده رشد هستن که دارنده شیوایی پنداری ، کرداری و گفتاری باشن . مهمترین دارایی ها ی ما آرزوهای ما ست و آرزوها همواره منظر ِ آینده از نظاره گاه ِ امروز هستن . هر فردی یا اجتماعی که سودای رشد داره این بدیهیات رو بخوبی درک می کنه و راههای عملی رسیدن به اون و موانعش رو بدرستی می شناسه . بنابراین تک رو نخواهد بود چون در جهان اقتصاد ، خود رو پروردن یعنی دشمن آفریدن حتی اگر پرورش روحی و معنوی باشه . هزار نمونه از این پرورشها و آفرینشها در طول و عرض و عمق و ارتفاع تاریخ انسانی وجود داره که بنده نیازی به اشاره نمی بینم . لذا آزادی رساست اگر پندار ، کردار و گفتار ِ خواهانش رسا باشه و بلوغ برای انسان فرض شده اگر بلاغت مفروض شده باشه . ما ایرانی هستیم اما بیشتر از اون انسانیم و آرزوی رشد جریانی طبیعی برای ما و ایده آلی آزادی خواهانه ست ولی باید این رو بدرستی بفهمیم و تفهیم کنیم که تنها رشد ِ جمعی معنی داره و این نماز نیست که بشه اون رو با هر بهانه ای فرادی خوند . دنیای امروز هم متقابلا سعی در تفهیم این سیستم داره و اگر سعی می کنه مطمئنا اول اون رو فهمیده . ما چاره ای جز درک این مطلب و رسیدن به مطلوب جمعی نداریم . ما مجبوریم و اما اجباری که نه تنها نشونه بیچاره گی ما نیست بلکه گویای مقام انسان امروزیه که هر حالتی رو در قلمرو خویشاوندی خودش می گیره . پیشینه ها بی ارزشن وقتی امروز درک نشه اما ما ملتی هستیم که همواره با حفظ پیشینه آینده رو ساختیم . ما هیچوقت عمارتمون رو خراب نکردیم تا آباده ای دیگر بر ویرانه اون بنا کنیم بلکه همیشه اون رو بر له نیکی و بر علیه پلیدی باز سازی کردیم . نیاز امروز درک ِ درست ماست از آزادی ، رشد و آبادی . باید بدونیم که در جهان ارزشها ، نفرات همیشه در خدمت جمع هستن و خدمات بالابرنده ارزشهاست .

وفا گفت...

مسعود جان مطلبی که به انگلیسی فرستاده بودی خواندم و با تو موافم که جای بحث و هم فکری داره ولی اگه برات امکان داره به فارسی بفرستی می تونم تو بلاگ بزارمش که مورد استفاده همه قرار بگیره و مطلبی توی ترجمه از بین نره. ازت ممنونم که با این همه دقت مطالب رو جمع آوری کردی

ناشناس گفت...

کوروش از ایران
با درود
فکر میکنم هیچ موقع آقای بوش یا دیگران به ما کمک نمیکنند چون دلیلی برای این کار وجود نداره
اونها مثل هر حکومت دیگری به فکر منافعشون هستند و اگر ایران اون رو تامین کنه چرا باهاش سر دشمنی داشته باشند؟
فکر میکنم کسی مثل احمدی نژاد خیلی خوب میتونه با کله شقی هاش عمر جمهوری اسلامی رو کم کنه
اگه یه بار دیگه رفسنجانی یا خاتمی بیان 1000 سال به عمر اینا اضافه میشه چون باج دادنو خوب بلدن
سپاس

ناشناس گفت...

آمریکا هیچ تمایلی برای آزادی در ایران ندارد زیرا تا کنون هیچ رژیمی در دنیا مانند جمهوری اسلامی به آمریکا و اسرائیل خدمت نکرده است با دخالت ایران در ماجرای فلسطین احزاب فلسطینی را ویران کرد در گیری اعراب با اسرائیل به درگیری با خودشان و سمت و سویش به سمت ایران کشیده شد ناوگان جنگی آمریکا سالها نمی توانست وارد خلیج فارس شود ولی به بهانه ی ایران وارد شد در ماجرای طالبان در مقابل روسیه و همینطور طالبان و آمریکا ایران طرف آمریکا بود در ماجرای عراق با آمریکا همکاری کرد . اینها خدمات گذشته ی جمهوری اسلامی به آمریکاست . همین در حال حاضر اعتراضات مردمی در ایران توسعه یافته و رادیکالیزه شده است جنبش زنان یعنی نیمی از جمعیت ایران در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده اند اگر این پتانسیل آزاد شود منطقه ی خاورمیانه که همه ی زنان تحت ستم سیستم مردسالاری هستند را منفجر خواهد کرد کوچکترین ضعف جمهوری اسلامی و قدرت مردم ایران باعث تقویت این نیروهای منطقه میگردد این انفجار بزرگ همه ی حکومتهای منطقه را با خطر روبرو خواهد کرد اینست که آمریکا خواهان آزادی مردم ایران نیست . میتوانید به صحبتهای پهلوی ها در مورد ایران نگاه کنید تا بیشتر متوجه شوید بخصوص اشرف پهلوی .فرهاد - فریاد

ناشناس گفت...

سلام مي شه ايميلي را كه مي شه از طريق آن فيلتر شكن گرفت را برام به ايميلم بفرستيد. با تشكر
a.amiri8711@yahoo.com

Korosh گفت...

من نمیدانم این روحیه آمریکا ستیزی کی میخواهد در میان هم میهنان ما از بین برود؟ چرا از سخنان چرزیدنت بوش قدردانی و حمایت نمی کنیم؟ چرادر هنگامی که همه دنیا به ما اهانت میکنند، از سخنان رییس جمهور یگانه ابرقدرت مبنی بر تایید تاریخ و تمدن ایران استقبال نمی کنیم؟ البته اغلب ایرانیان با نظرات پرزیدنت بوش کاملا موافق هستند و از تلاشهای وی در جهت کمک به جنبش دموکراسی ایران قدردانی می ککند.باشد که همه ما این روحیه را داشته باشیم و دست یاری به سوی خود را به گرمی بفشاریم.