۱۳۸۷ تیر ۲۸, جمعه

دیدار شد میسر...!

اعلام حضور معاون وزارت امور خارجه آمریکا، ویلیام برنز، در مذاکرات اتمی با مقامات جمهوری اسلامی ایران با واکنش مثبت مطبوعات و رسانه ها رو به رو شد و آن را "حرکتی بسیار با اهمیت" خواندند. ال ریفورمیستا در ایتالیا از آن استقبال کرد و نوشت این حرکت "روند دیپلماتیکی که تا اینجا توسط اروپائیان تعقیب شده را تقویت می کند." درفرانسه فیگارو می نویسد مشارکت "اینچنین آشکار" آمریکا "به ایرانیان پیامی بسیار روشن می فرستد که با حضور آمریکا فشار دیپلماتیک تا چه اندازه جدی است." هندلزبلات آلمان معتقد است " اروپائیان ضعیفتر از آن هستند که به تنهایی بحران اتمی ایران را حل کنند" در حالی که فرانکفورتر الگماین زیتونگ امیدوار است " این حرکت به نیروهای منطقی در ایران قدرت بخشد." استریت تایمز سنگاپور می نویسد "دریافت تضمین امنیتی که آمریکا به ایران حمله نکند و یا از حمله اسرائیل به ایران حمایت نکند" بیش از هر مشوق دیگری بر ایران تاثیر می گذارد و با این کار " ممکن است گره کور برنامه اتمی ایران کم کم باز شود."

شان مک کورمک سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرده است که ویلیام برنز در این ملاقات شنونده خواهد بود و گفتگوهای دو جانبه صورت نخواهد گرفت. گروه پنج بعلاوه یک بر مبنای قطعنامه های شورای امنیت از ایران می خواهد غنی سازی را متوقف کند و این در حالی است که آیت الله خامنه ای از این امر به عنوان خط قرمز نظام نام برده است.

چی فکر می کنین؟

آیا این آغازی نو در روابط دو کشور است؟
آیا این اتمام حجت کشورهای پنج بعلاوه یک با جمهوری اسلامی است؟
آیا آمریکا موضع خود را تغییر داده است؟
آیا تهدیدهای اخیر باعث تغییر موضع جمهوری اسلامی شده است؟

۱۲ نظر:

yokozuna گفت...

اولا در ایران هر کس بر ضد رژیم مصاحبه کند سرش بالای چوبه دار است پس این مصاحبه شما چیزی را ثابت نمیکند بعد هم آیا این آماری که آقای حسامی اعلام میکند صحیح هست ما خودمان بسیار آمریکا را دوست میداریم تقریبا 80 % مردم ایران نظر من را دارند و همچنین شما از نظرسنجیهای خود صدای آمریکا هم میتوانید به این موضوع پی ببرید

ناشناس گفت...

به نظر میرسد این آخرین فرصت برای رژیم ایران است زیرا دو راه حل اساسی در بین دولت مردان آمریکاست . آیا رژیم ایران با گفتگو میتواند مسائل هسته ای - حقوق بشر و تروریسم را حل نماید این نظر در بخشی از دولت بوش حاکم بود و با تقویت دموکراتها دارد عملی میشود اگر چه همه ی تحلیل گران با شک و تردید به آن نگاه میکنند . نظر دوم همانطور که بولتن صریحا ذکر میکند امکان حل و فصل مسائل از طریق گفتگو وجود ندارد رژیم ایران را فقط باید سرنگون کرد البته ایشان ذکر نمیکند که با چه روشی سرنگونی امکان پذیر است جنگ ؟ سیستم های جاسوسی ؟ و ....؟

ناشناس گفت...

با سلام، منطقی این است که مثل قبل در نظر بگیریم همیشه آمریکا به فکر منافع خود به هر قیمتی و همچنین به سرانجام رساندن موضوع هسته ای ایران قبل از انتخابات آمریکاست.فقط امیدوارم حقوق ملت ایران محفوظ بماند.من به آمریکا بی اعتمادم

رستم از شاهنامه گفت...

سلام وفا جان صحبتهای مارو سانسور میکنی برادر ؟ فکر نمیکنم چیز بدی گفته باشم غیر از یک شوخی کوچیک با اوباما .دلیل سانسور رو میتونم بدونم که دفعه دیگه تکرارش نکنیم؟یا شما هم وزارت ارشادی عمل کردین؟اگر هم کلا با ما مشکل دارین دیگه اون یک حرف دیگست.براتون آرزوی موفقیت میکنم در ادامه کار ژورنالیستیتون.

وفا گفت...

رستم عزیز من کامنتی دریافت نکردم اگه لطف کنی دوباره بفرستی ممنون میشم.

- بامداد گفت...

بقول بجای mosi در کامنت پست پیشین : داستان بوی بدی گرفته!!!
علیرغم نظرات متفاوت درباره ی وقوع جنگ با اینکه شواهد حاکی از آن بود (و شاید همچنان باشد) که گزینه ی درگیری نظامی محتمل تر است -گرچه یک پریود زمانی هم درست از آب در نیاید- عاقبت می بینیم که کار به مذاکره کشیده..
اینروزها آنها که جمهوری اسلامی را با آن سرعت بر مصدر قدرت نشاندند از در نامهربانی وارد شده و در نتیجه ی تفکرشان (تفکری که برایش هزینه های بسیاری صرف شده..) مبنی بر پیکره بندی مجدد بدنه خاورمیانه، جمهوری اسلامی (حکومتی که سرکش شده و دیگر در منطقه قابل اعتماد نیست..) هیچ راهی جز ترک قدرت ندارد.. امروز بر کسی پوشیده نیست که هسته ای شدن رژیم اسلامی حاکم بر ایران آنچنان ابعادی نداشت که بخاطرش ملاها را تحت فشار بگذارند( که دیدیم متاسفانه فشارش هم بر کجا و بر که وارد آمد:مردم) وگرنه بنابر تقاضای ضمانت امنیتی که آنرا پیوسته در طول این کشمکشها با زاری و گاه از میان غرشهای مبارز طلبانه از قدرتهای جهان تقاضایش را داشتند٬ برای بقای سلطنت خلیفه ای و خانواده گی خود بر بیش از 80 میلیون ایرانی و کشورغنی اشان ایران فورا" از فعالیتهای هسته ای دست می کشیدند.. اما گویا پدرخوانده گان جهان در این برهه میلی به همکاری آنها ندارند و پر واضح است که طبق اراده شان هر نوع مقاومتی را کوبنده در هم بشکنند.
این خبر را بخوانید:
«احمد خاتمي با اشاره به مذاکرات هسته اي که فردا ميان جمهوری اسلامی و گروه پنج به علاوه يک انجام خواهد شد گفت: برخي در صدد بهانه جويي هستند همانطور که اگر انرژي هسته اي نباشد حقوق بشر را بهانه مي کنند و اگر آن هم مطرح نباشد حقوق حيوانات را بهانه مي کنند»
خیلی برایم جالب بود که مدتی قبل بالاخره راجع به منظور و محتوای این خبر یک نفر (آقای بهمن آقایی دیبا) در صدای امریکا، گذرا توضیحات شفافی داد و تصور میکنم اینها موضوعاتی هستند که نادیده گرفتنشان = است با کانالیزه شدن در فراوانی اخبار و در نهایت رسیدن به مرز سر گیجه و ابهام در مواجهه با فرضا همین مذاکره ای که میان جمهوری اسلامی و امریکا در جریان است.. با اینهمه جمهوری اسلامی نمیتواند و نمی بایست در میان روسیه٬ چین٬ اروپا٬ امریکا که بشدت مشغول ترتیب دادن خود در برابر هم هستند بیاید و بگوید منهم بازی..! چنانچه اینرا به هر زبان (با قول همکاری..! یا با تهدید و چنگ و دندان نشان دادن..) که گفت جدی گرفته نشد
از نظر متصدیان امر -جهانی شدن- ٬ خیلی از دولتهای کنونی دنیا غیر لازم بشمار میآیند و چاره ی دیگری جز پذیرش این حقیقت برای حاکمان خرد و درشت وجود ندارد و این شروع از خاورمیانه ی ثروتمند و همیشه ی تاریخ بحرانی پر بیراه و خارج از قائده نبوده
توده های مردم همیشه جز ۱ نقش ندارند و آنها هم که اداره کننده گان جامعه ی آنان هستند در اقلیت٬ حکومت بر اکثریت را بعهده داشته اند اما مردم جهان در آینده ای نه چندان دور شاهد وضعیت جالب و تازه ای خواهند بود -ایفاگری یکپارچه ی همان نقش همیشگی اشان در کنار هم- با این تفاوت که اینبار هیئت اداره کننده ی آنان دیگر پراکنده گی سابق را ندارد و اگر این پدیده ی در جریان٬ روبه رشد و فراگیر بطور منطقی، بدون اینکه بیرحمانه تدوین شود پا بگیرد احتمالا بسیار بهتر خواهد بود از اینکه یک جماعت کثیر میلیونی در یک محدوده ی جغرافیایی بنام کشور! بیایند و بر خود از خود حاکمانی را بگمارند و در بیشتر موارد با این کار خود را در چاله ای گرفتار کنند که دهها سال زجر و ظلمت و تباهی و غارت را متحمل شده و هیچوقت هم راهی برای خروج از آن را نیابند..
کار ما مردم: ظاهرا باید بنشینیم و تماشا کنیم چه میشود

نويد گفت...

با تغييرات و تحولات ايام گذشته نمي توان چندان به نتيجه کوتاه مدت خوشبين بود ولي با توجه به اين نکته که انسان ذاتا به اميد زنده است مي توانم بگويم که خوشبينانه ترين نتيجه رفع خطر و سايه درگيري نظامي و بعد از آن تعليق کوتاه مدت تحريم هاي وضع شده در جهت جلوگيري از تشديد وضعيت نابسامان اقتصادي مردم مي باشد. در ميان مدت افتتاح دفتر کنسولي آمريکا مي تواند فارغ از دخالتهاي غرض ورزانه دول اروپايي !! باعث تشکيل پيش زمينه هاي لازم براي گفتگوي مقامات دو طرف در ايران و يا تبادل بي واسطه پيامها بين ايشان باشد. اين سياست قادر خواهد بود در ميان مدت با تخفيف بحرانهاي کلامي جاري و بدور از واکنشهاي هيجاني ايران را راغب به تعليق ميان مدت سازد. اما در بلند مدت تبيين طرح صلحي در خاورميانه که نقشي در خور براي ايران در آن ديده شده باشد و مباني امنيتي جمهوري اسلامي در آن مد نظر باشد قادر خواهد بود با استفاده از خدمات مستقيم دفتر حفاظت منافع دو طرف ايران را بسوي بي طرفي در اين موضوع سوق دهد و با مذاکرات بيشتر روند ايجاد دموکراسي مدني را تسريع بخشد.

حسین از آلمان گفت...

خوب مبارک. دلیلی برای شادی وجود دارد؟ از این نقطه نظر که این نوع "دیدارها" بتواند خطر جنگ را کم کند، بسیار مثبت است ولی همانطور که قبلا گفته ام آمریکا و حکومت اسلامی بتوانند حداکثر در زمینه ی مسئله ی اتمی و عراق و لبنان به یک سری نتایجی برسند ولی مطمئن باشید که ما هرگز شاهد دوستی حکومت اسلامی با آمریکا نخواهیم بود. هر اتفاقی هم که بیفتد، ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی باید کار خود را بکنند و "دیدارهای" این دو طرف آنها را سست و بی روحیه نکند.

رستم از شاهنامه گفت...

وفا جان جدا از کامنت قبلی که بدستتون نرسید میخواستم بی یک مطلب دیگه که این روزا در تفسیر خبر و میز گردی با شما خیلی باب شده اشاره کنم.آن هم اینکه مجریان صدای آمریکا برای اینکه بیطرفی خود را نشان دهند سوالاتی عجیب و غریب که معمولا باب طبع رژیم است از میهمانان خود میپرسند مثلا یکدفعه میپرسند "مگر حق ایران نیست بمب اتمی داشته باشد؟" خوب این سوالها اصولا در مقابل کسانی باید پرسیده شود که توانایی جواب دادن به آنرا داشته باشند.اگر همچین سوالی پرسیده شود و مهمان محترم در جواب کم بیاورد که شبکه شما هم میشود مبلغ کارهای غلط رژیم.من بدون اسم بردن از کسی تقاضا دارم در مورد مهمانان شب گذشته که خود شما میزبان آن بودید تجدید نظر فرمایید تا برنامه شما غنای بیشتری یابد.من نمیدانم این آماری که به عنوان مثال اعلام شد که اکثریت مردم ایران با رابطه با آمریکا مخالفند از کدام کتاب در آمده.تا آنجا که من میدانم حتی خودرهبر انقلاب هم طبق گفته های خودشان از این رابطه بدشان نمی آید"البته بشرط منفعت ". چه برسد به مردم عادی.
در اخر این مطلب را اظافه کنم که این روزها تماس گرفتن از ایران با صدای آمریکا برای مردم عادی سخت و چه بسا قابل ردیابیست.لطفا به کسانی که به اسم مردم ایران از داخل با شما تماس میگیرند تا جو برنامه هارا خراب کنند اجازه خرابکاری ندهید.

وفا گفت...

علی از اصفهان در ایمیلی به تفسیر خبر نوشته است:

"به نظر شما چرا امریکا که می گفت ما در کنار ملت ایران ایستاده ایم چرا حاضر شد با مخالفان آزادی ایران مذاکره و به ملت ایران پشت کند با تشکر علی اصفهان"

سپهر گفت...

پيش از پاسخ به چار پرسش شما وفا ِ گرامي، كوتاه هدف و موقيعت
اين دو كشور را بازگو مي كنم. به ديد من، هدف رژيم تهران
ماندگاري در قدرت بهر قيمتي است و هدف امريكا دست نيافتن
ايران به جنگ افزار اتمي و پيشرفت در عراق و افغانستان و
لبنان و اسرائيل و فلسطين است.
تاكيد ِ امريكا كه راه حل نظامي آخرين راه هست، نه تعارف است و نه
تنها براي ترساندن ايران. نگر به گرفتاري هاي موجود امريكا در خاورميانه
و به همراه آن هزينه سرسام آور آن و همچنين با توجه به دشواري در پيش بيني
ابعاد هزينه و گرفتاري هاي جنگ تازه، و افزون بر آن همسو نبودن ديدگاه جهاني
با اين جنگ احتمالي، در اين گام، اين گزينه از گزينه هاي رده نخست ِ امريكا نخواهد بود.
اما آنگاه كه تهديد براي اسرائيل جدي شود، اسرائيل دست بكار خواهد شد و امريكا
نيز بدون سبك-سنگين كردن محاسبات ريز و درشت بالا از اسرائيل پشتيباني خواهد
كرد.
رژيم ايران اگر اكنون شرايط جامعه جهاني را بپذيرد و حتا از آنان تضمين امنيتي بگيرد،
و پيوند هاي فرهنگي و آمد و شد را با جهان غرب گسترش دهد، آنگاه از انقلاب مخملي
هراس دارد و اگر شرايط آنان را نپذيرد، از تحريم هاي بیشتري چون تحريم بنزين و بانك
مركزي و .. و بدنبال آن از شورش هاي مردم ايران هراس دارد. بنابراين بهترين تاكتيك ايران
در اين گام از "ديپلماسي" وقت كشي است و به اميد آنكه "از ستون به ستون فرج است" در انتظار
تغيير پارامترهاي جهاني مي ماند.
رقيق شدن موضع امريكا در اين گام را بايد بيشتر با ديدن گام بعدي بررسي كرد. امريكا
با اين گام دو هدف عمده دارد. نخست گرفتن هرگونه بهانه از ايران. دوم همسو كردن جامعه جهاني (اروپا، روسيه، چين)،
چه دولت ها و چه مردم با خود، براي جنگ احتمالي در گام يا گام هاي بعدي.

تا چه بازي رخ نمايد بيدقي خواهيم راند*** عرصهء شطرنج رندان را مجال شاه نيست (حافظ)

با سپاس
سپهر از آلمان (يكي از دوستاران شما)

ناشناس گفت...

چجوری می توان گفت که اروپا و آمریکا از مردم ایران و فعالان ایرانی حمایت می کنند در حالی که با با حکومت ایران ملایمت نشان داده و برای رهبران جمهوری اسلامی که شمن مردم ایران هستند مرزها و حد وحدود قائل می شوند آیا چنین سیاستی یعنی حمایت حکومت ایران و قدرت دادن دست حکومت ایران ضربه ای محکم بر پیکره مردم و فعالان دانشجویی نیست ؟

ساتیار از تهران