۱۳۸۷ خرداد ۲۹, چهارشنبه

مشوقهای بسته پیشنهادی جدید

خاویه سولانا به همراه هیاتی از مدیران سیاسی چین، فرانسه، آلمان، روسیه و بریتانیا به تهران رفت تا بسته پیشنهادی جدید را با مشوقهای آن به دولت جمهوری اسلامی ارائه دهد.

این بسته بر استراتژی دو جانبه پیشنهاد مذاکره و فشار بر جمهوری اسلامی برای اجرای تعهدات بین المللیش تاکیدی مجدد می گذارد. سیاست تعلیق در برابر تعلیق.

به گفته وزارت امور خارجه آمریکا این بسته مزایا و امتیازات وسیع و گسترده ای را به کشور ایران و مردمش تعهد کرده است. این مزایا شامل موارد زیر می شود:

  • همکاری در حمایت از ایران برای استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای از طریق کمکهای فنی و اقتصادی، حمایت ایران برای ساخت راکتورهای آب سبک با بهره مندی از آخرین فناوریها و ضمانت عرضه سوخت هسته ای، و همکاری درباره مدیریت سوخت مصرف شده و زباله های اتمی
  • مشارکت اقتصادی، خصوصا حمایت ایران برای شرکت در سازمان تجارت جهانی و سرمایه گذاری مستقیم و داد و ستد با ایران
  • توسعه ساختار انرژی متعارف ایران
  • همکاری با ایران در حمل و نقل، هوانوردی غیر نظامی، محیط زیست، کمکهای اضطراری و زمینه های آموزشی
  • کمک به توسعه کشاورزی ایران
  • گفتگو بر سر مسائل امنیتی و سیاسی منطقه

تنها شرط شروع مذاکرات و انجام این تعهدات از طرف گروه پنج بعلاوه یک، تعلیق غنی سازی به شکلی قابل تشخیص توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی از طرف جمهوری اسلامی ایران است.

چی فکر می کنین؟

۱۱ نظر:

ناشناس گفت...

بسته پيشنهادي شايد يك بسته كاملي است كه تمامي خواسته هاي ايران را در مذاكرات قبلي كه ايران خواستار آن بود را شامل مي شود ولي تا پايان سال بعد كه دوره رياست جمهوري محمود است پاسخ به اين بسته ويا هر بسته ديگري منفي است
محمود كه خود را در پايين ترين شرايط محبوبيت داخلي و بين الملل مي بيند هيچ گاه به رايزن هاي دولت خود اجازه اين را نميدهد كه اين بسته را قبول كند و براي همين، مقدمات اين كار را از قبل انجام داده و خود نيز بسته پيشنهادي را به سولانا مي دهد تا مسئله را به نحو ديگري حل كند
اين در حالي است كه بسته 5+1 اين بار تمامي شرايط ايران را كه در گفتگوهاي چند ساله ايران منجر به چند تحريم شده بود را در بردارد و اين آخرين بسته پيشنهادي براي ايران خواهد بود كه اين چنين شرايط مناسبي را از طرف غرب براي گروه ايراني در نظر مي گيرد، چون پس از رد اين بسته ريس جمهور آمريكا "بوش" حداقل يك تحريم جامع ديگر را براي ايران با اتحاد كامل كشورهاي عضو شوراي امنيت براي ايران تا پايان دوره رياست جمهوري خود خواهد داشت و همچنين در سطح بين الملل نيز ساير كشور ها نيز روابط تجاري خود را با ايران كاهش داده و هرگز براي ايران بسته پيشنهادي ديگري فرستاده نخواهد شد جزء انزوا و ترد شدن از جامعه جهاني.
البته از ديد كلي ايران دير يا زود مي بايستي خود انجام پروژه هاي هسته اي را كنار بگذارد و اين به علت عدم دانش فناوري هسته اي در ايران مي باشد. گواه اين امر را مي توان در بيان رسمي دولت ايران از تغيير برنامه هسته اي ايران از حالت نظامي به حالتي كه بيان گر اين است كه فقط خواستار تامين سوخت براي نيروگاههاي خود هستيم مي باشد، و همچنين تاييد صحت اين موضوع از سوي كشور هاي ديگر. كه نشان دهنده اين است كه مقامات ايران نيز خود به اين مسئله رسيده اند كه هرگز بتنهايي توانايي اين كار را نخواهند داشت و اين كار از عهده دانشمنداني كه در اختيار دارند هرگز برنخواهد آمد

حال موضوع ديگر اين است ايران كي به اين فهم برسد كه توانايي ساخت سلاحهاي هسته راباشرايط فعلي ندارد و دست از پروژه هسته اي خود كه رويايي بيش نيست بردارد و از بسته پيشنهادي 5+1 در جهت ساخت زير بناي اقتصادي خود استفاده كند.
ايراني كه امروز در شرايط بدي بسر مي برد از كار افتادن و يا پايان يافتن عمر مفيد صنايع مادر ايران و نياز روز افزون ايران به اين بخش گواه بر نياز ايران به سرمايه گزاري و كمك ميباشد
ايراني كه با مشكل از رده خارج شدن نيروگاهاي برقي خود و نياز به افزايش توليد برق تا سال آتي دارد، افزايش توليد برقي كه تقريبا معادل با دو برابر توان فعلي نيروگاه هاي خود مي باشد
كمبود گاز در در پايان امسال كه بخاطر عدم تكميل و بهره برداري از فاز هاي 9 ،10 اسدلويه و همچنين به شكست منجر شدن ذخيره گاز در ميدان سراجه قم براي زمستان است
كمبود شديد در تامين آّب مورد نياز براي بخش كشاورزي كه تنها راهكار دولت در اين زمينه اين بوده كه محمود وكابينه اش حاضر هستند تا بيل در دستشان بگيرند و با چلك و دبه به آبرساني زمين هاي كشاورزي بپردازند كه اين تعداد نيروي نام برده حتي به تعداد عمله وكارگر مرد نياز براي يمك مزرعه شايد باشد پس اگر اين راهكار است وضعيت ساير مناطق ؟ كه اين ديدگاه ريس جمهور يك كشور 70 ميليوني براي حل مشكلات كشاورزي است


حال ديد گاه نهايي ايران چه چيزي ميتواند باشد به طور كامل معلوم نمي باشد و غير قابل حدس هم نمي باشد بارفتارهاي ايران در طول اين چند دهه كه از اين اقدامات خارج از منطق زياد انجام داده است از ماجراي هجوم به سفارت آمريكا كه اگر از همان ابتدا موضوع با ديپلماسي خوبي حل ميشد مي توانست به نفع ايران حتي تمام شود ولي به خاطر حركت اشتباه شخصي خميني منجر به نابودي و تحريم شديد ايران شد و بدون اينكه در نهايت براي ايران ارمغاني داشته باشدگروگان ها آزاد شدن. و موضوع فعلي ايران هم به احتمال زياد پاياني جزء اين نخواهد داشت

بهروز شریفی زادگان گفت...

آقلا وفا سلام بنظر من حکومت بسته جمهوری اسلامی پاسخ این بسته رو سر بسته تر از همیشه نمیده . من در خصوص وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران روزانه مطلب مینویسم فکر میکنم بدردت بخورد البته امیدوارم آدرس وبلاگ بنده .www.golgole.blogfa.com

حسین از آلمان گفت...

من به عنوان یک ایرانی اصلا بسته، مسته ای برام مهم نیست. در مرحله ی اول باید از شر لمپنهای اسلامی رها شد در یک ایران آزاد جنبه های مختلف چرخه ی سوخت اتمی باید به بحث گذاشته شود و اگر در پایان به نتیجه رسیدیم که حتی بمب اتم هم نیاز داریم، اروپا و آمریکا خر کی باشند که برای ما تعیین تکلیف کنند.

ناشناس گفت...

سلام
مشکلی که برای جمهوری اسلامی وجود دارد این است که در صورتی که بسته پیشنهادی پذیرفته شود , حکومت در برابر این پرسش مردم قرار می گیرد که چرا همین امتیازات بسته پیشنهادی را از راه مذاکره و بدون تحمیل چندین قطعنامه تحریمی بر ایران بدست نیاورد و یا حداقل تلاش نکرد که از روش های معقولی بدست آورد .

surena گفت...

آیا در جوامع دمکراتیک جهت جلوگیری از جرم و جنایت و ایجاد امنیت اجتماعی به بزهکاران مشوق ارائه می شود؟آیا در این صورت بزهکاری در جامعه افزایش پیدا نخواهد کرد؟باید پرسید بر اساس کدام عمل مثبت و پسندیده ای عکس العمل ارائه بسته مشوقهای پیشنهادی انجام شده است؟ مگر اینکه بپذیریم حفظ منافع تعدادی از کشورهای فرصت طلب که نمایندگان آنها در رکاب آقای سولانا رنج سفر به ایران را برخود پذیرفته اند باعث این تصمیم گیری نسنجیده سیاسی شده است.اگر این روشهای سیاسی در مناسبات بین الملل روال عادی بخود بگیرد به مرور شاهد نابودی جوامع مدنی خواهیم بود.

خرمدین گفت...

مشکل اینجاست که این مشوقها که برای یک جامعه و حکومت نرمال می تواند خوشایند و تشویقی باشد برای حکومت اسلامی چیزی جز تنبیه نیست.
ایا بنظر شماپذیرفتن رشد اقتصادی, حفظ محیط زیست,اجازه ورود به تجارت جهانی وپذیرفتن مقررات آن و...بقیه مشوقها معنای دیگرش پایان جمهوری اسلامی نیست؟
آیا به خاطر این بسته زجر وشکنجه انتظار دارید غنی سازی را متوقف کنند و از ساخت بمب هسته ای دست بکشند؟
بس بفرمائید اگر غنی سازی نکنید کمکتان میکنیم حقوق بشر هم رعایت کنید وروزنامه ها هم ازاد باشند...

خرمدین گفت...

وفای عزیز
وبلاگ مرا هم که گمان نکنم حتی یک بازدید کننده هم تا بحال داشته,فیلتر کردند!!
بنظر تو این همه زحمت و نیروی فراوانی
که برای چنین کارهائی صرف میکنند,نشانه چیست؟

ناشناس گفت...

مسئله این است اگر با قبول این پیشنهادات زندگی مردم بهتر شد آنوقت متقاضی بهترین میشوند و از نظر سردمداران مردم ایران لیاقت بهتر و بهترین را ندارند و بعد از آن بهانه ای برای فشار باقی نمیماند

ناشناس گفت...

درود
به نظر من این روزها که رییس جمهور محترم مدیریت امام زمانی پیش گرفته و طبق فرموده های ایشان عمل میکند شاید بهتر بود آقای سولانا بسته پیشنهادی به همراه مشوقهای بسته را به قم میبرد و داخل چاه می انداخت شاید که حداقل فرجی میشد
با سپاس از وفا کامران کمالی

سپهر گفت...

وفای گرامي با درود بر شما،
به ديد من آن بند نانوشته در بسته پيشنهادي يعني تضمين امنيتي و ماندگاري
براي سردمداران رژيم كنوني از همه چيز مهم تر است. امام شان در سال
1366 حفظ حكومت را مقدم به نماز و روزه و حج دانست. توجيه آن براي
مردم براي آخوند بسيار آسان است، آنان هميشه "كلاه شرعي" و اصل فقهي
"اكل ميته" (پارسي: خوردن مردار) را در كيسه دارند. دولت خاتمي نيز با اين
نيرنگ به انگلستان تضمين داد كه دولت بدنبال كشتن رشدي نيست. بياد دارم
واعظي پس نوشيدن جام زهر خميني و پذيرفتن آتش بست، نداي پيروزي سر داد و
گفت، اگر پذيرفتن قطعنامه سازمان ملل يك شكست است، عراق يكسال پيش از ما
شكست خورده است. دريغ كه آلفرد نوبل فراموش كرد مدال "سنگ پا" را براي شاخه
ويژه اي از "دستاورد" آدمي اختصاص دهد. آنگاه هيچ كشوري را در جهان توان هماوردي
با ما نبود. ;-).
ديگر اينكه ميانگين فرهنگ و دانايي مردم ايران خيلي بيشتر از سردمدارانشان نيست.
بايد كمي هم از خر خيال پائين آمد، برخي از كشورها همچون اسپانيا و يا كشورهاي بالكان
فرهنگ بالاتري نداشتند/ندارند، اما جايگاه جغرافيايي به دادشان رسيد. مي دانم كه جمله واپسينم
"پوپولِر" نيست و مرا ميان خوانندگان شما محبوب نخواهد كرد، اما گاهي بايد آب سردي به
چهره پاشيده شود تا شايد بيدار شوييم.

محمدرضا گفت...

با سلام،
به نظر من مشكل برنامه ي هسته اي ايران مخالف بودن ايران با اسرائيل و امريكا است و گرنه در حال حاضر ما شاهد همكاري هند و امريكا در زمينه هسته اي هستيم.كشوري كه حتي عضو NPT هم نيست.من با سران جمهوري اسلامي ايران موافق نيستم، حتي خواهان ارتباط بين ايران و امريكا هستم چرا كه همكاري اين دو كشور به نفع هر دوي انها خواهد بود. از يك طرف هم ايران از اين عقب ماندگي خلاص مي شود و از طرف ديگر امريكا هم مي تواند بزرگترين مشكل خود در خاورميانه را حل كند كه همان ايران مي باشد را، حل كند كه اين نيازمند كوتاه امدن دو طرف در اين زمينه مي باشد.به اميد روزي كه چنين اتفاقي رخ دهد و ديگر مشكلي بين اين دو كشور نباشد...