۱۳۸۸ خرداد ۱۶, شنبه

مصاحبه کرباسچی با صدای آمریکا

video

چی فکر می کنین؟

۲۶ نظر:

یک ایرانی آگاه گفت...

سیصد میلیارد تومن بدون هیچ سند و رسید و مدرکی در زمان شهرداری احمدی نژاد ناپدید شده اونوقت فریاد مافیا مافیای احمدی نژاد و ادعاهای عدالت دوستیش گوش فلک و کر کرده !!

طنز ایرانی گفت...

احمدی نژاد با سیصد میلیون از شهرداری اردبیل شروع کرد
بعد با سیصد میلیارد تومن از شهرداری تهران
و حالا هم با سیصد میلیارد دلار نفت ایران معوم نیست چکار کرده که ملت داره در فقر و بدبختی دست و پا میزنه ! از قدیم گفتن تخم مرغ دزد شتر دزد میشه !

ناشناس گفت...

سلام
در این دوره شاهد استفاده از ابزار صدا و سیما به جای روزنامه ها برای ایجاد هیجان در میان مردم هستیم.
تا حدود چهار ماه پیش میان مردم سردی فضای سرد انتخابات را می شد به راحتی دید که با ایجاد برنامه های تبلیغاتی مناسب و استفاده از مناظرات فریبنده رادیو و تلویزیونی به خوبی توانسته اند فضای هیجانی را در جامعه بوجود آورند و من از نزدیک شاهد هستم کسانی که اصلا نمی خواستند در این انتخابات ( انتصابات ) شرکت کنند با دیدن این برنامه ها شب ها تا ساعت دو و یا سه شب در خیابان ها به نفع کاندیدای مورد نظر خود داد و بیداد می کنند و فکر می کنند اگر نامزد ( نامرد ) مورد نظر آنها پیروز شود واقعا شق القمر خواهد کرد و به گفته های خودش وفا دار خواه ماند ؛ و مطمئنا پس از چهار سال مانند دیگر اسلا ف خود خواهد گفت دشمنا ن من نگذاشتند من درست کار کنم.
روباهی شیر جوانی را با فریب بالای کوهی کشاند و با آه جانسوزی گفت یادش به خیر پدر خدا بیامرزت هر وقت به اینجا می آمد مستقیما با یک پرش خودش را بالای آن قله میرساند . شیر جوان با خود گفت من هم مثل پدرم باید بپرم .
کمی عقب رفت و هنگامی که خواست بپرد ترسید ؛ روباه گفت اتفاقا پدرت هم بار اول می ایستاد ولی بار دوم خیلی عقب می رفت و هنگامی که خون جلوی چشمانش را می گرفت و با یک سرعت بالا می پرید و خودش را بالای آن قله می رساند.
شیر وقتی تحریک شد رو باه گفت اکنون چشمانت قرمز شده است و مطمئنا این بار پیروز خواهی شد .
شیر جوان با عصبانیت دور خیز کرد و با سرعت تمام پرید ولی نا گهان خود را در پایین تپه و در حال نابودی و مرگ دید .
روباه شروع به دریدن شیر از سمت ران کرد و شیر خواست تا در این لحظات آخر انتقام بگیرد ؛ به روباه گفت نزدیک تر بیا و از گوشت لذیذ سینه ام بخور که روباه در جواب گفت به آنجا هم خواهیم رسید.
کسانی که فکر می کنند با شرکت در این انتخابات می توان کاری کرد واقعا کوته فکر هستند مگر بت فروشان را نمی بینند که مدام در حال تراشیدن بت های جدید هستند و به قول دکتر شریعتی « برای مغازه دار فرقی نمی کند مشتری کدام جنس را می خرد ؛اصل خرید مشتری است » .
اردتمند
ا ر

ناشناس گفت...

essسلام و شبتان به خیر
درمورد حادثه زاهدان باید گفت که این خود زنی سیاسی می باشد تا القا کنند که بعله مملکت درخطر است و اگر مردم در انتخابات ( انتصابات ) شرکت نکنند در آینده امنیت نخواهد بود و مردم را دشمنان با ترور ازبین می برند.
یک : اگر ماموران امام زمان توانستند پس ازچند دقیقه عاملان حادثه را پیدا کنند مگر در خواب بودند که نتوانسند قبل از انفجار جلوی آن را بگیرند.
دو :اهل سنت از انفجار این حادثه چه سودی می برند در حالی که بر عکس آزار و مزاحمت ایجاد کرده برای اهل سنت. یک سری افراد راجمع کرده وبهزاهن اعزام می کنند به نام ماموریت .
سه :گروه ریگی یا هرکس دیگر که این حادثه را انجام داده برای رضای حکومت و از عوامل آن بوده و گروه جندالله هم وابسته به رژیم است هرچند در ظاهر مخالفت می کند ولی کارهایش اساسا مؤید حکومت است. وقتی که حکومت دنبال بهانه می گردد کار های این گروه سوژه تبلیغاتی مناسبی برای فریب افکار عمومی است.
چهار : اگر هدف اصلی مخالفت با نظام می باشد چرا در یک جای گمنام بمب میگذارند وبعدا به امام جمعه هم حمله می کنند تا قضیه راآب و تاب بیشتری بدهند .
پنج : پیدا شدن یک بمب الکی در هوا پیما هم یک بهانه است برای ایجاد هیجان در جامعه و در آستانه انتخابات( انتصابات )
شش : ممکن است در روزهای آینده اتفاقات دیگری هم بیافتد ودر صورت نیاز ؛ بحران تبلیغاتی در لبنان یا فلسطین ویا حتی در اسراییل درست بکنند تا مردم را بیشتر فریب دهند . چون در هنگام نیاز داخلی سخنان اسراییلیان دشمن هم به نفع حکومت تمام می شود.
ارادتمند
ا ر

ناشناس گفت...

بدرقه ملوانان متجاوز انگلیسی از طرف ریئس جمهور یعنی احمدی نژاد نشانه ترس از اولتیماتوم انگلیس و ننگ و آبروریزی برای ایران بود ملوانان را باید با اردنگی بیرون مینداختند نه با هدیه و بدرقه رئیس جمهور !!!
احمدی نژاد خجالت بکش

ناشناس گفت...

اطلاعیه مهم جنبش ما هستیم

تا پیروزی میر حسین فقط یک یا حسین مانده است.

امروز ایرانیان اصیل به میر حسین موسوی سید بزرگوار پیرو خط کوروش و داریوش رای میدهند.

میشل رهنورد ایران رهنورد حقوق زنان در چهارچوب قوانین شریعت پاک و آسمانی اسلام ناب محمدی خواهد بود.

امروز جوانان فهیم و فرهیخته می دانند که حقوق بشر از تعالیم دین اسلام می جوشد و مردم فریب سکولارهای تحریم کننده انتخابات را نخواهند خورد و دسته دسته به موسوی رای خواهند داد تا جامعه مدینة النبی و حقوق بشر اسلامی که آرمان شهدا و امام راحل(ق) است بر ایران حاکم گردد.

رای به موسوی = شکست احمدی نژاد
رای به موسوی = شکست تحجر
رای به موسوی = جامعه مدنی و آزادی شرعی
رای به موسوی = تداوم انقلاب اسلامی
رای به موسوی = تجدید میثاق با راه امام خمینی

جوانان در 22 خرداد به نظام جمهوری اسلامی بار دیگر رای آری خواهند داد در رفراندوم 22 خرداد شرکت کنید.

سپاه جاویدان شاخه کاوه آهنگر

ناشناس گفت...

در مورد اتهامات به احمدی نژاد

چرا هیچ کدام از رقبا مدرکی رو نمی کنند
اگر می توانستند رو می کردند

یه قانون میگه کسی که تو بحث هیچ نداره شروع به تهمت زدن می کنه

هیچ کدوم مدرک ندارن فقط چرت و پرت می گن

مثلا میر حسین که واقعا ... می گه

امیربلندیان گفت...

خسته نباشی وفاجان:هر چند محتوای مصاحبه را بدلائل فنی و غیره نتوانستم دریابم...اما شخصن هم کرباسچی را شخصیتی مقبول نمیدانم.به این دلیل که وی از جمله چهره های نان به نرخ روز خور نظام ج.ا بوده سوار بر موج و بادبان بر موافق باد حرکت کرده و میکند.سخنان وی هنگام مصاحبه با رادیوفردا هنوز بیادم هست که گفت رادیوفردا رسانه ای استکباریست و .....حال با صدای امریکا مصصاحبه کرده...تحول و تکامل فکری را میپذیرم اما آیا این تغییر و تحول و یا بعبارت درستتر "چرخش صدوهشتاد درجه ای" سیری طبیعی داشته؟ بیش ازین وقتتان را نگیرم...
ج.ا مملو از این دریوزگی هاست.

رئیس جمهور هاله نور ! گفت...

به ناشناس طرفداراحمدی نژاد
فکر میکنم احمدی نژاده که باید مدرک نشون بده که سیصد میلیارد تومن بدون هیچ سند و رسید و مدرکی در زمان شهرداری احمدی نژاد کجا ناپدید شده !!
احمدی نژاد این پول رو بدون نشان دادن محل خرج برداشته و حالا از کرباسچی مدرک میخوای ?!!
میگم عجب جوکی هستی تو مردم از خنده !!

هاله نور گفت...

به ناشناس طرفداراحمدی نژاد
برای اینم مدرک میخوای ?

چرا باید احمدی نژاد بره به بدرقه چند متجاوز انگلیسی ?

کجای دنیا متجاوزان به خاک میهن رو با هدیه و کت شلوار و رئیس جمهور بدرقه میکنن ?!!

نکنه برای این فیلم بدرقه هم مثل فیلم هاله نور قلابی بوده ?!!

سیروس مرتضوی گفت...

اینجانب از خوانندگان مطالب سید ابراهیم نبوی و از ارادتمندان ایشان هستم چون در صدای آمریکا ایشان صحبت می کند یک پیام برای ایشان که از پیروان سید بزرگوار سبزینه است دارم:
بسمه تعالی
سلام بر تو سید جاهل یا جاهل هدایت شده.

هرچند که شما در گذشته رویکردی در جهت منافع سکولارها و لیبرالها داشته اید اما همین اندک عقل و شعوری که برایتان باقیمانده و مردم را تشویق به حضور در انتخابات می کنید نشانه عرق آریایی و ارادت شما به خاندان عصمت و طهارت است.
بی گمان گذشت تاریخ نشانمان داد که حذف تمام نیروهای جاهل و کم خرد به صلاح حکومت اسلامی نیست و اینک قلم توانای یک غیر خودی بی تقوا را در راستای حفظ نظام الهی شاهدیم.
امروز در مسجد به برادران می گفتم که اگرکسی خون رسول الله در رگهایش باشد ولی در خلاب رشد کرده باشد باز بواسطه سیادتی که دارد نسبت به هم پالیکی هایش باز به حقیقت التزام دارد و این باعث سرور و خوشبختی و عاقبت به خیری اش خواهد شد.
انشااله جنبش 22 خرداد بر عکس بلوای ننگین 2 خرداد که باعث تفرق در نظام الهی شده بود، سبب خیر و برکت برای نظام شده همگی در سایه ولایت آقا امام خامنه ای با تدبیر و مدیریت سید همیشه سبز -که پرورده مکتب امام راحل(ق) است- الباقی نیروهای سکولار و لیبرال را به مزبله دانی تاریخ انداخته نظام را برای سالها بیمه سیدالشهدا کنیم.
احمدی نژاد نفوذی صهیونیست ها جهت بی آبرو کردن نظام اسلامی بوده و انشاالله دستش رو خواهد شد.
قلم بزن سید که راه توبه هیچ گاه بسته نیست.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما

سیروس مرتضوی

ناشناس گفت...

سلام وفای عزیز ،
برای من بسیار جالب بود! ؛ سه موضوع جالب در سایتهای خود جمهوری اسلامی که خالی از لطف نیست شما و بینندگان عزیز به انها نگاه کنید .

تصاويري از پروژه پرافتخار دولت نهم
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=50968

***

دخالت آشکار ارگانهای نظامی در انتخابات ایران و جانبداری از احمدی نژاد
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=51121

***

خارج شدن قطار از ریل در هنگام افتتاح پروژه ی تبلیغاتی دولت http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=8650

با سپاس و بهترین درودها به وفای عزیز و دست اندرکاران صدای آمریکا - نیلو از تهران

ناشناس گفت...

دمکراسی یعنی پاسخگوئی به همه، بیان خلافکاری ها و دزدی هااز اصول دمکراسی است و نیاز به مجوز قوه فضائیه ندارد ولی باید فرصت پاسخگوئی متقابل نیز باشد. توجه داشته باشیم عملی ممکن است جرم نباشد ولی مقبول هم نباشد،ولی دانستن آن حق مردم است خصوصا در مورد یک کاندیدای ریاست جمهوری،حال چه گرفتن 300 ملیون تومان هبه باشد!!!و یا سابقه یهودیت رئیس جمهورفعلی!!بهرحال برنده مردم هستند که از راز های مگو آگاه می شوند

شهرام بیطار گفت...

درود بر شما آقای مستقیم عزیز
چیز زیادی نگفت ، تأکیدش بر روی همون 5 تا بیانیه کروبی بود که قبلاً خود کروبی هم توی مناظره ها اعلام کرده بود . به نظر من این 2 تا نخودی ها یعنی کروبی و رضایی فقط برای این وارد بازی شدن که خورده رای های ریخته شده رو جمع کنن و نذارن رای جبهه خودشون به جبهه مقابل انتقال پیدا کنه . عملاً تو جناح اصلاحات همه طرف موسوی هستن و کروبی هیچ پایگاه مردمی نداره . من صحبت های کرباسچی رو دیدم و صحبت های مهاجزانی رو هم نگاه کردم . هر 2 تا عملاً همون حرف های کروبی رو دنبال کردن و مطلب جدیدی نگفتن


با درود و سپاس فراوان : شهرام

ناشناس گفت...

هر چه بگنددنمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک

ناشناس گفت...

با سلام و احترام به وفای عزیز ،

وفا جان ، اجازه می خواهم که نظر خودم را در رابطه با موضوع "انتخابات ریاست جمهوری ایران" که بی ربط به موضوع این پست نیست ، بگویم .
گرچه من فکر می کنم با انتخاباتی کاملاً مهندسی شده (از سوی سازمانهای گوناگون و هرم های قدرت ناشناخته) در ایران روبرو هستیم ، ولی از دید من این انتخابات (در مواردی) شاید با انتخاباتی که تا به حال حافظه ی تاریخی من و ملت ایران در طول 30 سال گذشته به یاد داریم ، انتخاباتی منحصر به فرد باشد .
گذشته از حرفهای شعارگونه از جمله اینکه : "میزان رای ملت است" و یا اینکه شرکت در انتخابات "وظیفه و واجبی شرعی یا ملی است" ، من فکر می کنم افرادی که رای می دهند ، گذشته از عقیده و آرمانشان ، با رای خود اعتقادشان را به جمهوری اسلامی ثابت می کنند ؛ حال تصور کنیم که طرفداران میرحسین موسوی اغتشاش گر و طرفداران انقلاب مخملی نامیده شوند! دایره ی تنوع انتخاب در جامعه ی انتخاباتی امروز ما تا این حد تنگ و تنگ تر شده است .
بنظر من مردم در این انتخابات ، فارغ از هر نتیجه ای که در بر خواهد داشت ، در آینده ای نزدیک بهای این انتخاب را خواهند پرداخت ؛ بعبارت دیگر نتیجه ی این انتخابات در سطح داخلی و بین الملل در زندگی مردم ملموس تر خواهد بود .
***
شاید روند تبلیغات انتخاباتی در این دوره چالش های زیادی بوجود آورده باشد ؛ بطوری که مردم کشور را که تا چند هفته قبل در مورد مسائل سیاسی جنب و جوش نداشتند به یکباره به تکاپو انداخته باشد . مردمی که (شاید) دوست دارند حق آنها از دموکراسی چیزی فراتر و بیشتر از یک برگه باشد .
شاید تا چند هفته ی اخیر بسیاری تمایل شرکت در انتخابات نداشتند و آشنایی لازم را با کاندیداها کسب نکرده بودند ، که به یکباره با جناح گیری هایی که از سوی کاندیداها شاهد بودیم ، انتخابات اهمیت پیدا کرد . خوب این بیشتر شبیه یک معجزه می باشد ...!
***
انتخابات سال گذشته ی ریاست جمهوری ایالات متحده را به یاد دارم که کاندیداها از یک سال پیش برنامه هایی مدون و کارشناسی شده را برای ارائه به مردم داشتند ؛ در آن زمان شاید پرداختن به موضوع انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ، در تلویزیون صدای آمریکا برای من ایرانی تکراری و کسل کننده شده بود ، ولی باید قبول کنیم که لااقل کاندیدهای ریاست جمهوری در ایران برنامه ریزی مناسبی ندارند و در واقع شاید عاملی که باعث حضور من در انتخابات شود ، برنامه ی کاندیدایی خاص نباشد! تفکراتی از نوع آقای احمدی نژاد که در برچسب زدن متبحّر است ، در گرفتن اشکال از آقای اوباما تا جایی به چالش افتاد که انتخاب سگ برای فرزند اوباما ، نقطه ضعف و گاف آقای اوباما شده بود! آقای احمدی نژاد از آقای میرحسین موسوی نمی تواند اشکال پیدا کند و سعی می کند که با چسباندن دیگران به ایشان چهره ی او را تخریب کند . حال در سطح خارجی هم برچسب زدن به دولتمردان کشورهای دیگر می تواند با ادعای انحرافات اخلاقی و مثلاً همجنس باز بودن آنان پیگیری شود و این سناریوها نمی تواند ذهن مردم داخل ایران را تا جایی منحرف کند که استفاده ی ابزاری از امکانات دولت برای ستادهای احمدی نژاد توجیه پذیر جلوه کند .
من فکر می کنم ، در یک بازه ی چهار ساله و هر بار به دلیلی و آن هم به بهانه ی انتخابات ، اطلاع رسانی محدود نمی تواند باعث بالا بردن درک سیاسی شود . تا چند هفته پیش شاهد بودیم که نوک پیکان انتقادات از صدا و سیمای حکومتی ایران بلند بود که چرا به مسائل انتخاباتی نمی پردازد ، ولی امروز فقط حجم کمّی برنامه های ارائه شده از تلویزیون حکومتی و جانبدار ایران افزایش یافته و به قدر مسلم در اکثر این برنامه ها ، شاهد برنامه هایی ساختار یافته برای اداره کشور از سوی کاندیداها نیستیم (این مورد را بدلیل مهم بودن از دیدگاه من چند بار تکرار کردم – فاقد برنامه بودن کاندیداها) .

پایان قسمت اول

ناشناس گفت...

ادامه از قسمت اول

***
بحث گزینش کاندیداها و ثبت نام فله ای از آنها هم بنظر می رسد که بی نظیر در تمام دنیا باشد! به طوری که اجازه دادن هر فرد به خود برای نامزد شدن پست ریاست جمهوری ، نه تنها نمی تواند سناریویی برای در آوردن فیلم بازی آزادی! باشد بلکه باعث سرشکستگی من ایرانی خواهد شد که یک فرد بی صلاحیت در چهارچوب قانونی سئوال برانگیز به خود اجازه ی شرکت و حضور در میان نامزدها را بدهد .
دست آخر ، ناگفته پیداست که فهرست نهایی نامزدهای احراز پست ریاست جمهوری اسلامی ایران ، از قبل مشخص بود و در واقع این دایره ی قدرت دست به دست خواهد چرخید و فرد دیگری گذشته از لیاقت و صلاحیتش ، اجازه ی ورود به این کارزار را پیدا نخواهد کرد؟!!!
***
شخصاً اعتقادی به این مسائل که "انتخاب میان بد و بدتر است" و "از ترس افعی به مار پناه ببریم" و "اگر خرشان از پل گذشت دیگر ملت اهمیت ندارند" و مسائلی این چنین ، ندارم ؛ سئوالهای ذهنی من پیرامون سلامت انتخابات و صحت نظارت بر آن می تواند باشد!
من فکر می کنم تاثیر گذارترین رای توده ی مردم ، آرای قشری است که از آن به قشر متوسط تعبیر می شود ؛ همان قشری که در دوره های آغازین انقلاب ایران اکثریت خاموش نامیده می شده و من امروز نام اکثریت خفته را بر آن ، بی مناسبت نمی دانم .
اگر این انتخابات پیش رو را نمایشی ندانیم ، لزوم پرداختن به مبحث اینکه "چرا هزینه ای این چنین گزاف برای حضور حداکثری مردم سر صندوق های رای پرداخت شده است (اشاره به تنش های لفظی و متهم کردن مداوم کاندیداها و زیر سئوال بردن چهره های سرشناس نظام)" ما را به این جواب می رساند که یک نیاز ، سیستم حکومتی را بر آن داشته که با یک خود زنی سیاسی همه ی طیف های فکری را ولو با لج و لج بازی های عقیدتی و طیفی به پای صندوق های رای بکشاند (یعنی افرادی که متمایل به هیچ کاندیدایی نبوده و حاضر به شرکت در انتخابات نبودند ، جهت شکست خوردن کاندیدایی که تنها دوست ندارند رئیس جمهورشان باشد! ، در حالی که شاید برنامه های او را تجزیه و تحلیل نکرده اند ، وادار به حضور در این انتخابات کند) ؛
در طول چهار سال گذشته جدا از مثبت یا منفی بودن سیاست های دولت احمدی نژاد علی الخصوص در سطح داخلی ، مردم نتیجه ی این سیاست ها را کم و بیش در زندگی خود دیدند ؛ در سال 2009 فکر می کنم کمتر ملتی باشد که سیاست های دولتش را در سطح خارجی کم اهمیت بداند و زندگی روزمره را بی تاثیر از رابطه ی کشورش با دنیا بداند و خوشبختانه مردم کشور ما هم اهمیت خاصی برای رابطه و تعامل با کشورهای جهان دارند (البته کم و بیش اینگونه است و من اجازه می خواهم که از کلمه ی ما استفاده کنم) .
***

پایان قسمت دوم

ناشناس گفت...

ادامه از قسمت دوم

اصل انتخابات ، موضوعی بسیار مهم و غیر قابل نفی است ؛ برای کشور ما این موضوع از دوران مشروطیت وجود داشته و اولین تجربه ی دموکراسی ایران می باشد . ولی در طول تاریخ ، بعد از دموکراسی های بزرگ هم شاهد دیکتاتوری بوده ایم ؛ برای مثال فرانسه و به قدرت رسیدن ناپلئون و یا رضا شاه در ایران .
در انتخابات پیش رو در ایران بسیاری مسائل دوباره احیا شد . وعده های انتخاباتی کاندیداها که تشخیص صحت و سقم آنها در سطح حرف و عمل ، بر عهده ی مردم است .
بله ، بنظر من در این انتخابات موضوعاتی دوباره احیا شد ؛ برای مثال با فردی شاهد بودیم که در انتخابات گذشته شعار عدالت را سر می داد ؛ من فکر می کنم ، درک این شعار کلی برای هر فرد ایرانی تعبیری جداگانه دارد ؛ حال فرض کنید که رئیس جمهور کشور شما در سازمان ملل حرف از عدالت بزند . لااقل عدم نیل به عدالت اسلامی (که خود فعل برقراری عدالت ، زیر مجموعه های بسیاری دارد – از جمله معرفی مفسدان اقتصادی و ...) در دولت آقای احمدی نژاد ایشان را بر آن داشت که در واپسین روزهای ریاست جمهوری خود ، افکار عمومی مردم را به بازتعریفی از وعده های خود و مفهوم عدالت و علی الخصوص معرفی مفسدان اقتصادی ، وادار کند . آقای میر حسین موسوی آقای احمدی نژاد را دروغگو نامید ؛ خوب ، واضح است که در صورت عدم رسیدن به عدالت وعده داده شده از سوی احمدی نژاد ، عدالت (شاید عدالت اسلامی و وعده داده شده در سازمان ملل) زیر سئوال خواهد رفت (و شاهد هم رفته باشد) ؛ وقتی مردم ایران که شعاری جهانی به نام عدالت را از آقای احمدی نژاد می شنیدند ، باید خود را برای شنیدن دروغ هایی بی نظیر (و در سطح جهانی!!!) نیز آماده می کردند که عملاً آقای احمدی نژاد برای رسیدن به وعده ی خود ، حاضر به صرف کردن این دروغ ها بوده است . دروغ هایی که در واقع شان مردم یک کشور را پایین آورده ، به گداپروری منجر شده ، فضای جامعه را به شدت امنیتی کرده ، منجر به دیکتاتوری شده ، آزادی های مدنی مردم را از آنان گرفته و ... .
در روند سخت تعامل و باز کردن باب گفتگو با ایران همانقدر کافی است که بدانیم برای مثال تعریف درستی از مسائلی چون عدالت و ... در میان دولتمردان آمرییکا و ایران وجود ندارد .
***
در کنار مسئله ی دروغگو پنداشتن یک کاندیدا ، مسئله ی فساد مالی و در واقع عبارت دزد بودن قرار دارد . این تقسیم بندی دروغگو و دزد بودن را برنامه ای موسوم به مناظره ی انتخاباتی ، پدید آورد . نمی توان در مورد واقعی بودن یا نبودن این موضوع اظهار نظر کرد که "جمهوری اسلامی در راه حفظ بقای خود حاضر شده که بیست و چند سال سابقه ی خود و چهره های سرشناسی چون آقای رفسنجانی ، آقای ناطق نوری ، آقای خاتمی و ... را فدا کند و حضور حداکثری مردم را در روز انتخابات با این عمل تضمین کند" ولی مردم در مقام قضاوت کننده به این مطلب فکر خواهند کرد که ، چرا معرفی افراد موسوم به استفاده کننده از بیت المال در روزهای آخر ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد اتفاق افتاده است؟ آیا این نمی تواند این معنا را بدهد که آقای احمدی نزاد ، برای رسیدن به عدالت (و در گام های بعدی نمونه های کوچکی مثل معرفی مفسدان اقتصادی) به زمان بیشتری نیاز دارد .

پایان قسمت سوم

ناشناس گفت...

ادامه از قسمت سوم

آقای احمدی نژاد به عنوان کاندیدای مورد حمایت رهبری با تکیه بر چه مسائلی عملاً اکثر دولتمردان و چهره های برجسته ی نظام را مشکل دار معرفی کرد ؛ آیا این مسئله انداختن سنگ در تاریکی بواسطه ی بالا بودن درصد برنده شدن رقیبش آقای میرحسین موسوی نبود؟ یا اینکه او شاخه ای را می برد که خودش بر روی آن نشسته است؟ یا دلیل قابل اعتنا تر آن است که انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد می تواند پایانی همیشگی بر چند صدایی باشد ، و در آن صورت تک صدایی مطلقی را شاهد خواهیم بود که در آن مجالی برای رقابت اصلاح طلبان (حتّی از نوع حکومتی!) و اصولگرایان حکومتی نباشد .
***
واقعاً در مناظره های انتخاباتی کاندیداها ، شاهد فقدان ادب و نزاکت بودیم . باز هم برای من جای سئوال دارد ، چرا کمتر از برنامه های در دست و پیش بینی شده سخنی به میان می آید و اکثر زمان برنامه و مهمتر از همه زمان میلیونها ایرانی در میان هوچی گری ها و متهم کردن های بدون سند و آمارهای غیر قابل باور و دروغین هدر می رود .
یا در سطح شهر ، در سخنرانی های انتخاباتی برق میکروفون قطع می شود ؛ استانداری تهران به طرفداران میر حسین موسوی اجازه ی گردهمائی نمی دهد و متعاقب آن به طرفداران رئیس جمهور محترم اجازه داده می شود و امکانات لازم هم برای ایشان فراهم می شود (حال باز هم کاندیدایی بگوید که من ستاد انتخاباتی ندارم!!!) ؛ روزنامه ی یاس نو در چند هفته 5 بار توقیف می شود!!!
بسیار جالب است برای افرادی که منادی رفتار انسانی و اسلامی هستند ، شاهد رفتارهایی هستیم که بی مانند است . از جمله قانون مصونیت فردی که توسط رئیس جمهور یک کشور (آقای احمدی نژاد به عنوان حافظ قانون اساسی!) زیر پا گذاشته می شود . به هر حال معرفی مفسدان اقتصادی و ارائه ی لیست بلند بالای احتمالی آنان ، باعث موضع گیری مقامات دستگاه قضائی ایران هم شده که این کار را وظیفه ی رئیس جمهور نمی دانند .
در کنار عدم رفتار و گفتار صادقانه و شفاف نامزدهای ریاست جمهوری ، مسائلی همچون مظلوم نمایی هم بیش از گذشته ، جلوه گر شده است . آقای احمدی نژاد چنان رو به جلو فرار می کند که گوئی مظلوم این کارزار است . با وجود حمایت سازمانهایی مثل صدا و سیما ، بسیج و سپاه ، تمامی وزارتخانه ها و امکانات دولتی و حتی امامان جمعه و هیئت های مذهبی! شاهد هستیم که ایشان با کنار هم قرار دادن تمامی نام ها (رفسنجانی – خاتمی – کروبی و ...) خود را تنها در مقابل چند نفر برای رقابت انتخاباتی ، قلمداد می کند . مراسم سخنرانی آقای خامنه ای در سالروز فوت آقای خمینی مکانی برای تبلیغ انتخاباتی احمدی نژاد می شود!
واقعاً کلمه به کلمه ی اظهار نظرهای این کاندیداها جالب توجه است و شخصاً احساس تاسف می کنم . در روزهای اخیر شاهد اوج گیری امدادهای غیبی! در راه توسعه و تکمیل پروژه های عمرانی بوده ایم (جالب توجه از ریل خارج شدن قطار آزمایشی و کج شدن خطوط یکبار مصرف! راه آهن است) ؛ یا شاهد افزایش افراد موسوم به لباس شخصی جهت جلوگیری از تبلیغات انتخاباتی نامزدی خاص از سوی طرفداران آقای احمدی نژاد هستیم که به نوعی خاطره ی شعبان بی مخ ها زنده شده است و حتی در مواردی نیروهای انتظامی هم دچار ضرب و شتم شده اند! شاهد اختلاف استادان فن ترجمه در ترجمه ی نامه ی انگلستان به ایران در رابطه با موضوع آزادسازی ملوانان و ضرب العجل تعیین شده هستیم . شاهد هستیم که نظارت بین المللی بر انتخابات می تواند توهین به ملت باشد!!!

پایان قسمت چهارم

ناشناس گفت...

ادامه از قسمت چهارم

چه کسی از امنیتی تر شدن فضای کشور ، تلاش در جهت القای حس ترس و خودزنی کردن در آستانه ی انتخابات سود می برد؟ اینکه مسئول ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد در زاهدان اعلام کند که آقای میر محسین موسوی خود فرد بدی نیست ولی اطرافیانش بد هستند ، همانند پیامبر اسلام که اطرافیانش (خلفا) بد بودند ؛ این عمل ، علاوه بر نا امن شدن یک شهر می تواند احساسات مذهبی ، طایفه ای و ملی را بر انگیزد!!!
استفاده ی وسیع از امکانات دولتی را برای ایاب و ذهاب مردم ، جهت حضور در مراسم سخنرانی انتخاباتی (علی الخصوص آقای احمدی نژاد) در شهر اصفهان شاهد بودیم .
و نیز جانبداری از آقای احمدی نزاد توسط سپاه و حضور بسیجیان در مراسم مختلفی که ستادهای ایشان سازماندهی کرده اند . موضوع جمع آوری شناسنامه ی سربازان در پادگانها ، آقای محتشمی (مسئول صیانت از آرا) را بر آن داشت که نامه ای به سرلشکر فیروز آبادی ستاد کل نیروهای مسلح بنویسد . گرچه شاهد موضع گیری های مختلفی در قبال این موضوعات از سوی افراد مختلف شاهد هستیم ، ولی این موضوعات توسط مسئولین ذیربط قویاً تکذیب می گردد!!! در کنار این مسائل محافظت از صندوق های رای به سپاه واگذار شده و آقای میر حسین موسوی در اظهار نظری جالب می گویند که "بسیجیان می توانند از آرا به مانند ناموس خود دفاع کنند"!؟
***
یک نکته از هزاران عاملی که دو کشور بزرگ در درک متقابل از هم دچار مشکل هستند ، به نظر من این مسائل است . شاید درک موضوعات مختلف در دو جامعه ی گوناگون ایران و آمریکا برای شهروندان این دو کشور هم میسر نباشد چه برسد به دولتمردان این دو کشور .
نکته ی جالب دیگر ، نظرسنجی های خیالی دو رقیب عمده (احمدی نژاد و میر حسین موسوی) است که به مانند آمارهای اقتصادی ، تورم و بیکاری صداهای مختلف و متناقضی شنیده می شود . به مانند زمانی که سازمان بسیج اقتصادی (مرجع کوپن دهنده) جمعیت کشور را 80 میلیون اعلام می کرد و سازمان ثبت احوال جمعیت ایران را 70 میلیون!!! به ناگاه شاهد هستیم که روزنامه ی کیهان و سایت رجا نیوز و خبرگزاری فارس (و رسانه های حامی احمدی نژاد) احمدی نژاد را پیروز انتخابات ، آن هم بطور قاطعانه می دانند و از سوی دیگر رسانه های حامی میر حسین موسوی هم در نظرسنجی های (ندیده و نشنیده) او را برنده ی انتخابات می دانند .
ولی قدر مسلم اینکه در میان این هیاهو ها و تبلیغات داغ انتخاباتی و تنور داغ تر وعده و وعیدها که نا آشنا برای مردم نیست ، مردم سختی ها و مشکلات ناشی از سیاست های غلط دولت و تحریم ها (علی الخصوص در 4 سال گذشته) را عمیقاً حس می کنند و شاید مرهمی بر این درد طرحهای صدقه ای احمدی نژاد و پخش کردن پول در آبادی ها و قریه ها! باشد که شاید آرای قشر پایین جامعه را با خود همراه سازد .
من هم معتقدم آرای قشر متوسط جامعه ، بیشترین تاثیر را در انتخابات پیش رو خواهد گذاشت . شاید به نسبت جمعیت ، شهرهای توسعه یافته ، درصد کمتری از مردم را شاهد باشند که در روز انتخابات رای خواهند داد .

پایان قسمت پنجم

ناشناس گفت...

ادامه از قسمت پنجم

گذشته از مصاحبه هایی که تلویزیون های مختلف (و اکثراً غربی) با مردم در روز انتخابات خواهند کرد و مصاحبه شوندگانی که با آب و تاب سخن خواهند گفت ؛ ولی این 3 هفته کجا و چهار سال کجا؟ به واقع چه زمانی منطق جای خودش را به احساسات خواهد داد؟ در روز انتخابات چند مصاحبه شونده خواهند گفت که برای نشان دادن حضور و ادای تکلیف به صحنه آمده ام و برای اینکه مشت محکمی بر دهان آمریکا بزنم؟! شاید هیچ مصاحبه شونده ای نگوید ، برای معرفی مفسدان اقتصادی رای می دهم یا دیگری بگوید برای اینکه نمی خواهم یک دروغگو رئیس جمهورم باشد! در آنروز چندین بار وزارت کشور اطلاعیه خواهد داد که بدلیل حضور چشمگیر مردم پای صندوق ها ساعت رای گیری تمدید می شود ؛ دقیقاً نمی توان گفت چند نفر برگه های سفید به صندوق می اندازند ، چند نفر نام کاندیدای مورد نظرشان از طریق سکه انتخاب خواهد شد؟ تا آنجا که حافظه ی تاریخی شخص من اجازه می دهد ، از همان آغاز گفته شده که این دوره بدلیل موضع گیری کشورهای غربی از اهمیت مضاعفی برخوردار است ، پس لزوم رای دادن ملت دو چندان می شود! درست است که شان کشور از همه ی این مسائل بالاتر است ، ولی من از موضع گیری های این کاندیداها حس کردم که حتی انتخاب این چهار نفر (به عنوان نامزد) در بالابردن شانی که من متصورم ، موثر نیست .
***
چند روز بعد نتیجه ی انتخابات مشخص خواهد شد ، ولی در هر بار برگزاری انتخابات نوعی تمرین و امتحان برگزار می شود ؛ امتحانی برای آزمون دموکراسی .
اینکه رئیس جمهوری انتخاب شود که هولوکاست را نفی کند ، یا دیگری قراردادهای اقتصادی با چین ببندد مهم نیست و اصلاً اهمیت ندارد که چرا تیم ملی به جام جهانی نرفت و پیروز انتخابات لبنان بر خلاف خواست ایران بود! ، مهم نیست چرا آقای کوشنر برای پیشواز آقای متکی از پله ها پایین نیامد ، مهم نیست که هواپیماهای ما با نذر و نیاز از زمین بر می خیزند ، مهم نیست که چرا آقای شهرام جزایری به آقای کروبی پول داده است ، و اصلاً مهم نیست که هزینه ی فروش نفت در سه سال با سی سال برابری کرده است ، و شاید شورای نگهبان در تعیین اینکه یک فرد دروغگو یا مصلح را تائید صلاحیت کرده مردّد باشد! ، هر ملتی ارزش و شانی دارد که خریدنی نیست ، خواه کاندیدایی اعلام کند که ماهیانه پول می دهیم یا دیگری سخن از سهام عدالت بزند ؛ شخصاً برای من مهم این است که فکر کنم آگاهی و شعور سیاسی خود را افزایش داده ام و اگر رای می دهم چهارچوب قدرت رئیس جمهور و انتظارات منطقی ام را از مقام رئیس جمهور بدانم ، ولی به هر حال تصمیم گیری و انتخاب با مردم عزیز است .
***
با سپاس و تشکر از صبر و حوصله ی شما - با بهترین دورها و آرزوها – نیلو از تهران

پایان قسمت ششم و پایان کل پیام

مصطفی گفت...

وفا عزیز در مورد خودکار های جادویی چینی که بعد از 10 دقیقه رنگشان میپرد به مردن اطلاع دهید

رستم گفت...

با درود، انتخابات نزدیکه وفا جان. یک پست خیلی جدی در رابطه با انتخابات بزن که ما هم هرچه دل تنگمان خواست بگوییم.
یادت نره بنده با وجودی که انتخابات را تحریم کردم ولی یک کل کل هم با آن پیشگوی برنامتون داشتم اون هم اینکه این دوره احمدی نژادی در کار نخواهد بود.
البته بنده دلایل خواص خودم را داشتم که اگر وقت کنم تا قبل از انتخابات آن را در وبلاگ خودم خواهم گذاشت تا یک موقع فکر نکنید چشم بسته زیر آبی رفتیم، بلکه این تحولات سیاسی از درون و بویژه برون بود که مارا پیرو نظریه دور انداختن مهره سوخته ای بنام احمدی نژاد کرد.
زین پس میتوانید احمدی نژاد رو یک مهره سوخته شده حساب بیارید .

جالب است که آقای احمدی نژاد در تمام گفته های انتخاباتیشون همچنان با تاکید از بی اثر بودن تحریم ها و فشارهای خارجی صحبت میکنه در صورتی که خبر نداره که یکی از بارز ترین اثرات این تحریمها و فشارها همین است که نظام حاضر شده بخاطرش مهره ای مثل احمدی نژاد را در سطل زباله قرار بده.

ناشناس گفت...

درود بر شما
من یکی از افرادی بودم که به شخصه انتخابات رو تحریم کرده بودم.اما مناظراتی که از تلویزیون پخش شد من و وادار کرد که به این فکر کنم ایا لیاقت من اینه که 4 ساله دیگه دروغگویی بنام احمدی نزاد بر من حکومت کنه کسی که ایرانو تو باطلاقی فرو کرد که در اومدنش با کرام الکاتبینه .
من اینو قبول دارم که تا ولایت فقیه پا برجاست این حکومت اصولش تغییر نمی کنه اما لااقل فروعش وتغییر بدیم شاید دریچه ای برای تغیرات اساسی باز بشه.من چند شب گذشته رو تو ستادهای نامزدها گذروندم. متاسفانه شاهد فقر فرهنگی حاکم بر ستاد احمدی نزاد بودم.عده ای از مردم فقیر که با چند کیلو سیب زمینی حاضرن شناسنامه که سهله مملکت و خودشونم بفروشن و جماعتی که در این 4 سال از این دولت خیری بهشون رسیده که البته عدشون به نسبت کمتر بود مشاهده کردم.که فیلم هاش الان همه جا هست.
من از تمام کسانی که تصمیم به سکوت دارن تمنا می کنم که با حضورشون در انتخابات امید رو به ایران برگردونن.
سرنوشته ما تنها در دسته ماست
شاهو از ارومیه

ناشناس گفت...

باور کنید کسی به اندازه خامنه ای ناراحت نیست از این حجم عظیم جمعیت. او دوست ندارد که چنین جمعیتی را ببیند. او دوسی داشت همواره که نظرش در انتخابات اعمال شود با هر قیمتی که شده ولی این سری موفق نشد نشد... زیرا احمدی نژاد می رود و موسوی ریس جمهور می شود

صدیقه گفت...

در پاسخ به دوست ناشناس که گفتند اگه موسوی یا کروبی مدرکی از پولهای گمشده در زمان احمدی نژاد دارند چرا رو نمی کنند باید عرض کنم:
1- آقای احمدی نژاد برای اثبات اتهاماتش به رفسنجانی و ناطق و ... چه مدرکی ارائه داد؟
2- اینکه مجلس تا به حال چندین بار از رئیس جمهور خواسته در مورد 1 میلیارد پول ناپدید شده توضیح بده و احمدی نژاد سکوت می کنه یعنی چی؟
من نه از رفسنجانی، نه از موسوی و نه از احمدی نژاد دفاع نمیکنم، مملکت ما با میلیاردها تومن پول نفت -که در زمان احمدی نژاد درآمد نفتی ما به اوج خودش رسید- چرا هنوز اسیر فقر و بدبختی هست؟
دوستان عزیز بدون تعصب و از روی واقعیات قضاوت کنیم.