۱۳۸۶ بهمن ۱۰, چهارشنبه

دهه سالگرد انقلاب

از دو روز دیگه مراسم و تشریفات دهه فجر با سرودهای انقلابی و شعارهای همیشگی این روزها مثل "انقلاب ما انفجار نور بود" و "این انقلاب را خدا پیروز کرد" و ...باز در بلندگوهای مدرسه و بازار می پیچد. برای بسیاری از ما و شما که هم سن و سال انقلابیم تا بوده همین بوده. اما برای بسیاری دیگر جریانی متفاوته. فرصتی است که تو این روزها نظرهاتون رو درباره انقلاب و "دستاوردهاش" با هم درمیون بزارید.

آیا انقلاب برای شما یادآور یک حماسه است؟ آیا انقلاب بعد از این همه سال به تاریخ ایران پیوسته و دیگه باید نگران امروز و فردا بود؟ آیا هنوز با انقلاب و ارزشهایی که وارد جامعه کرده مشکل دارید؟

چی فکر میکنین؟

۳۰ نظر:

hhl گفت...

سلام به همه دوستان

انقلاب سال 57 از ابتدا یک انقلاب دانشجویی و دانشگاهی بود. ولی در طی این 29 سال سعی شده این طور به ما قبولونده بشه که با سخنرانی آیت الله خمینی در دهه 40 پایه گذاری شده.
این انقلاب مثل بقیه کارهای ما ایرانی ها بسیار خوب شروع شد ولی نیمه کاره ولش کردیم و گذاشتیم به امان خدا. این کار در نوع خودش حماسه بوده ولی نتیجه حماسی در پی نداشت. یعنی در واقع مسیرش طوری عوض شد که به تدریح تبدیل به یک فاجعه برای ملت شد.
این انقلاب هم در طول این 29 سال دستاورد قابل توجهی نداشته. چون مردم ایران از حداقل هایی که یک حکومت می تونست طی این همه سال برای مردمش مهیا کنه بی بهره اند. (گاز رو عرض می کنم!!!)

سيد صدرا گفت...

شايد اگه جنگ عراق به ما تحميل كرد گريبان ايران رو نمي گرفت ، مي شد گفت كه وضعيت از اين كه هست خيلي بهتر مي بود.
در ضمن خب ما تو خيلي از مسائل تجربيات خوبي داشتيم. مثل پزشكي ، صنايع نظامي و مهندسي نانو.
البته اينم در نظر داشته باشين كه امسال انقلاب اسلامي 29 ساله مي شه و اين در مقابل خيلي از انقلاب ها و زمان حكومت معاصر كمتره.
شما توجه داشته باشين كه در كشوري مثل انگليس حدود 800 سال پيش پارلمان داشتن يا مثلآ فرانسه حدود 200 ساله انقلاب كرده و يا خود ايالات متحده.
درسته كه اين وسط به خيلي از اهداف انقلاب نزديك نشديم ولي خب ، بي انصافيه اگه بگيم اين انقلاب هيچي نداشت. حداقل تو خيلي از مسايل استقلال داريم و تا قبل از دولت نهم روز به روز پيشرفت مي كرديم و اگه دولت كنوني قدم به قدم به سند چشم انداز نزديك مي شد آينده ي خوبي در انتظار بچه هاي ما بود.
راستي ؛ ما نبايد اشتباه هاي دولتي كه خود مردم بهش راي دادن به گردن انقلاب بندازيم.

ناشناس گفت...

vafa jan enghelabe ma enfejare noor bood. mishe baraye man enfejare noor ro tarif konid? baba bayad be aghaye khomeini jayezeye nobel dar physic ro bedim vaghean.

ناشناس گفت...

وفای عزیز درود بر تو.
هدف انقلاب در ایران اساسن بدست اوردن ازادی سیاسی و حق حکمیت مردم بر سر نوشت خودشان بود. مردم در زمان حکومت شاه خیلی ازادی داشتند. مخصوصن ازادی دینی و ازادی پوشاک وغیره. متاسفاده انقلاب غصب شد و به بیراه نتیجه ان همین است که میبینیم.یک دیکتاتوری دینی که صد برابر بد تر از حکومت شاه است. پاینده باشید.

Sepehr .B گفت...

salam
enghelab
mozakhrafterin kalame i ke az doran koodaki ta be emrooz shenidam
vaghti migan enghelab
adam yade ist bazrasihaye to khiaboona miofte
adam yedeh mardome goshne va mohtaj be noone shab to mahale haye paein shahr tehran miofte
adam yedeh gir dadanaye alakie basijiyaye moft khor miofte
adam yede .....
hamash yade chizaye bad miftim
faghat mikham beporsam in enghelab bejoz badbakhti faghr va sakhti baraye ma che dastavardi dashte
man doa mikonam az in enghelaba baraye hich keshvari etefagh nayofte ke ...



be omide azadi

حسین از آلمان گفت...

من در سال 57 چهار سالم بود و چیزی یادم نمی آید. ولی وقتی تاریخ انقلاب و اتفاقات قبل و بعد از آن را مطالعه می کنم یک موضوع برای من روشن می شود. اینکه مردم انقلاب کردند برای آزادی و استقلال از نظر من واقعیت ندارد. همیشه نخبگان و بخش فعال یک جامعه است که خط و سرنوشت یک کشور را تعیین می کند. کل هنر سیاست در مدیریت افکار عمومی است (در همه جای دنیا). از دید من انقلابیون در آن زمان از شاه دموکراسی می خواستند بدون اینکه خود دمکرات باشند. انقلابیون کما بیش آنچیزی را به دست آوردند که جهانبینیشان را تشکیل می داد. این به این معنی نیست که طرفداران رژیم پیشین حق به جانب بگیرند. نتیجه:«انقلاب اسلامی ایران و کل تاریخ ایران برای نسل جدید درسهای آموزنده ی بسیاری دارد. امیدوارم ما آنقدر حس مسئولیت داشته باشیم که روز ی فرزندان ما با افتخار به نسل پدرانشان بنگرند»

ناشناس گفت...

شاید نکته ای که در حال فراموشی است، وضعیت آموزش ما بعد از انقلاب. شاید بگویم بدترین آموزش را در دنیا داریم.از آموزش در دبیرستان بگیر تا دانشگاه. دانشجوسان تز های خود را از کتاب فروش های اطراف دانشگاه تهران می خرند. در دنیا متاسفانه مدارک ایران از اعتبار بر خور دار نیست. پزشکی ما دیگر در دنیا خریدار ندارد، حتی کشور های عربی دیگر پزشکان ایران را قبول ندارند...

بی وفا گفت...

دوستان عزیز سلام

یادم نمیره که از خمینی پرسیدند احساس شما از اومدن به ایران چیه ؟ ایشون پاسخ دادند : هیچی !!!!

و این نقطه آغاز انقلاب بود.
واقعاً شرم آوره.

ما که اون موقعها بچه بودیم ولی من هنوزهم در تعجبم که اون همه ملت این پاسخ رو یا نشنیدند یا شنیدند و نفهمیدند.
به نظر شما کدوم یکی درسته؟

در پاسخ باید به دوستمون آقا سیدصدرا بگم که عزیز من جمهوری اسلامی رو نمیشه با صد من عسل قورتش داد حالا شما چطوری میخوای این ننگ تاریخ ایران رو ماس مالی کنی من نمیدونم. شما میگی یعنی ماهم مثل انگلیسیها 800 سال تحمل کنیم تا وضعیت درست بشه. خواهش بنده از شما اینه که "برو بابا بزار یکم باد بیاد" شاید این هم از دست آوردهای انقلاب اسلامی باشه که من بلد نیستم یعنی ماس مالی کردن گندکاریهای تاریخی، که به گمانم استاد این روش ، جناب احمدی نژاد هستند.
چون وقتی رفت سازمان ملل گند زد گفت هاله نور دیدم دور سرم میچرخه ، البته منظور اصلی ایشان این بود که چون سرم گیج میرفت نفهمیدم چه گندی بالا آوردم ولی بیچاره روش نشد حرفش رو رک بگه. ولی شما ماشالله چشم نخوری روتون کم نیستا. نگران نباش عزیز اگه نتونستی تا حالا جیباتو پر پول کنی و وقت لازم داری ، 800 سال یکم زیاده ، چند ماهی وقت داری، فقط کمی عجله کن چون مردم ما و ملت آمریکا 800 سال یا 200 سال وقت ندارند تا صبر کنن جمهوری اسلامی اصلاح بشه و شمارو هم راضی کنن. شرمندتم که در این مورد نمیتونم کاری برات بکنم. البته اگه بخوایم دموکراتیک فکر کنیم ، شماهم داری نظرت رو بیان میکنی ولی متاسفانه نظرت دو زار هم نمی ارزه.

بگذریم که وقت اندک است برای بیان این همه درد.

مطمئنم که 98 درصد ملت ایران امیدوارند که این دهه ، دهه آخر حضور این رژیم باشه.و 98 درصد اطمینان دارم چنین نیز خواهد بود. چون خورشید همیشه پشت ابر نمی مونه.

فکر کنم اگه بجای این آقایون چند راس گاو و گوسفند بزاریم راس حکومت بهتر باشه ، حداقل گاو و گوسفند یه چیزی حالیشون میشه.

فکر کنم که طرفدارای رژیم حاکم ایران دیگه کم کم خودشون هم حالشون از این حکومت بهم میخوره چه برسه به ملت که همون سال اول انقلاب این حالت بهشون دست داد.

با عرض پوزش از دوستانم اگه بی ادبی کردم.

قربان همگی
بی وفا

پدرام گفت...

صدرا جان باید هر چیزی را با هم نوع خودش مقایسه کرد. مهمترین مثال تاریخی که جمهوری اسلامی مانند آن است حکومت کلیسا در قرون وسطی ست ، نه پارلمان بریتانیا.
انقلاب ایران حاصل کینه ی اقلیت مذهبی موجود در گروه های ملی و مارکسیست از شاه بود. این کینه چنان چشم این گروه را کور کرده بود که فقط برایشان به پایین کشاندن شاه ارزش داشت و به هیچ وجه به جانشین و فردای پس از این سقوط فکر نمی کردند. در نهایت هم همگی تاوان پس داند. از مردمی که نمی دانستند آتوپیای آقای خمینی همان چیزهایی ست که در رساله ی شان نوشته اند ، نه آن شعار های دور از عملی که امثال شریعتی فریاد می زدند ، تا به اصطلاح روشنفکرانی که برای خاموش کردن کینه ی خود از شاه ، آینده ی یک ملت را ویران کردند.
در خوشبینانه ترین حالت ، انقلاب با روی کار آمدن دکتر بختیار و تسلیم شاه در برابر قانون مشروطه می توانست پایان بهتری داشته باشد. اما افسوس از "عمامه پرستی" که بارها در طول تاریخ ملت ایران را در سراشیبی نابودی انداخته... و افسوس از "جبرگرایی" و "هر چه خدا خواست پنداری" که امروز مردم را به توده ای مسخ شده و بی خبر تیدیل کرده... افسوس

فدات وفا جان.

ناشناس گفت...

با سلام
من 2 ماه پيش از انفجار نور به دنيا اومدم و اگر مي‌دونستم چي مي‌خواد بر سر مردم ايران بياداصلا نمي‌اومدم، باري فكر مي‌كنم مردم ايران در حق رژيم پهلوي حتي اگر تا حدودي خصوصيت ديكتاتوري داشت، نمك‌نشناسي كردند، چرا كه اين پدر و پسر ايران را از آن وضعيت عقب افتاده قاجار وارد مرحله مدرن نمودند، والا ايران امروز كشوري مي‌بود مانند افغانستان كه در دوره قاجار از ايران جدا شد. رژيم پهلوي قابليت اصلاح داشت اما جمهوري اسلامي ديگر قابل اصلاح نيست و تغيير آن هزينه‌هاي بسيار گزافي براي مردم ستم‌ديده ايران خواهد داشت،اميدوارم ايرانيان به اين نتيجه رسيده باشند كه به نظامي سكولار نياز دارند و ديگر ايدئولوژي را جايگزين خرد جمعي نمي‌كنند.
زنده باد آزادي، پاينده باد ايران

علي از همدان

sina گفت...

با سلام به وفای عزیز و سایر دوستان!
به عقیده ی من انقلاب 1357در نتیجه ی ناپختگی سیاسی روشنفکران درونی که تحت تاثیر شرایط جهانی اون زمان قرار گرفته بودند همچنین ضعف دستگاه سلطنتی در مدیریت بحران جامعه متاسفانه بوقوع پیوست. اما مهمترین عامل به نظر من کودتای 28 مرداد بود این کودتا ضربه ی بزرگی به حکومت شاه وارد کرد. پس از این ماجرا حکومت شاه علناً مشروعیت خودشو در بین مردم از دست داد و شاه فقید و روانشاد ایران هرچه سعی می کرد در جهت اصلاح وضع مملکت در حوزه های داخلی و خارجی عمل کنه عملاً این تلاش ها از سوی عامه ی مردم و نیز قشر روشنفکر و تک بعدی اون زمان که خاطره ی تلخ برکناری دولت مردمی و منتخب زنده یاد محمد مصدق رو اون هم با حمایت یک دولت خارجی در ذهن داشتند این تلاش های شاه رو باور نداشتند و گمان می کردند همه ی کارهای اون مرحوم خیانت به مملکته .در واقع نکته ی کلیدی ماجرا همین جاست شاه مشروعیت خودشو در بین مردم بعد از این کودتای شوم از دست داد و مردم ما که عادت داشتند و یا هنوز هم دارند همه چیز رو سیاه و سفید ببینند شاه رو یک خائن و دست نشانده پنداشتند و این موضوع همزمان با ضعف مدیریت فکری جامعه از سوی حکومت موجب سوء استفاده ی جریان های مرتجعی مانند روحانیت و نیز جریان های چپ آرمانگرا ولی علناً احساساتی و غیر واقع بین از افکار عمومی مردم برعلیه مملکت شد.اما اون چیزی که امروز برای نسل ما اهمیت داره اینه که از این اشتباهات درس بگیریم وباور کنیم این انقلاب بوقوع پیوسته و از ماست که برماست. نسل ما هم باید به تاریخ دنیا جواب پس بده و چه زیباست که افتخار ورود و نهادینه شدن دموکراسی در این کشور به نام نسل ما ثبت بشه!ما در بهمن 57 نقشی نداشتیم اما می تونیم در اینده ی ایران نقش داشته باشیم. ببخشید اخرش یکم شعاری شد. به امید آزادی ایران بدون خونریزی!

شهریار از آخن گفت...

وفا جان گفتی انقلاب و کردی کبابم

از آنجاییکه میدانم باید کوتاه بنویسم لذا چنین نیز میکنم:
در ایران دوران انقلاب من جوانی بیست ساله بودم و شاهد آنکه ما همه چیز داشتیم (هر که بگوید نه دروغ گفته) بجز آزادی مخالفت با نظام.تنها گروهی که آزادانه فعالیت داشت و حتی از حمایت مالی دولتی نیز برخوردار بود ، گروه مذهبیون بود.
حکومت ، مردم را در کارهای کشوری دخالت نمیداد و سعی داشت آنها را در رفاه نگاه دارد و می پنداشت که مردم هنوز به آن رشد فرهنگی و سیاسی نرسیده اند که لیاقت دمکراسی را داشته باشند.
البته که ما فرهنگ دمکراسی را نداشتیم و در این رشته همواره تجدید شده ایم ولی روشنفکران ما نیز جامعه را همان میز گرد کافه ای میدیدند که هفته ای یک روز تشکیل داده در مورد دمکراسی و آزادی و ..... بحث میکردند.
آنها جامعه خرافی و دخیل بند ایران را نمی شناختند و با خود گفتند ، روزی که شاه برود ما به حمایت مردم ، ملا ها را به مساجد خواهیم فرستاد. اینجا را کور خواندند و یک ملت را دو دستی ، با همدستی به ملاها سپردند.
انقلاب 57 نتیجه فقر فرهنگی اجتماعی یک ملت و حمایت اجنبی از یک گروه دینی برای مقابله با شوروی و باز داشتن ایران از رشد فرهنگی ، اجتماعی و نظامی بود که به سرعت به سوی آن می تاخت.

دانشجوی تهرانی گفت...

سلام به همه هموطنان
انقلاب ما توسط مردم ایران برای این بود که آزادی مردم بیشتر،زندانی سیاسی کمتر،شکنجه متوقف،قانونمندی بیشتر،وضع اقتصادی ملت ایران بهتر،آب و برق و تلفن وگاز رایگان،معنویت مردم(همه ادیان)بیشتر شود.
اما...
ای وای خدای من،چه اشتباهی کردیم!
چه جیزایی می خواستیم،وچه جیزایی عایدمون شد!هنوزم که فکرش رو می کنم مغزم سوت میکشه.
البته من 31 سالمه و در اول انقلاب 2 سالم بود،ولی از کسانی که این انقلاب رو به ما و خودشون تحمیل کردند میشنوم که : این انقلاب توسط انسانهای به ظاهر خداپرست دزدیده شده.
ای آدمها از انسانیت بویی نبردن،جه برسه از خدا وپیامبر و امامان معصوم.
به نام دین بر مردم ظلم میکنن.به نام دین مردم رو میکشند و به نام دین شکنجه میدهند.
نمیدونم بین خودشون هم که خصوصی صحبت میکنند باز هم حرفی از دین وخدا هست یا نه؟!
در تلویزیون رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه ، صحنه های بوسیدن دست شاه ، چاپلوسی درباریان به دور شاه رو نشون میدن،اما صحنه های چاپلوسی در ایران فعلی صدها وبلکه هزاران بار رقت انگیزتر و تهوع آورتر انجام میشه.
به جایی رسیدیم که دیگه نمایندگان مجلس (سرسپردگان ولایت) ته مانده لیوان تف مالی احمدی نژاد(آلت دست رهبر) رو به عنوان تبرک سر میکشن و رو خودشون می پاشن!
بسیجیان کله پوک ، جای پای بوگندوی خامنه ای رو به عنوان عطر گل محمدی ، میلیسند و طوطیای چشم میکنند!
ملت ایران حکومت به این ننگینی در تاریخ به خود ندیدن...

سيد صدرا گفت...

اول بهتره سعي كنيم از احساسات دوري كنيم.

من نمي گم كه 800 سال تحمل كنيم. ولي بايد صبر داشت. گفتم كه ، جمهوري اسلامي 8 سال درگير يه جنگ ناخواسته شد. جنگي كه خيلي از صنايع مادر ما رو فلج و بعضي رو هم به كلي نابود كرد. خب ، براي كمر راست كردن بعد اين جنگ زمان لازمه. نه 800 سال ولي بيشتر از 20 سال زمان لازمه تا به شكوفايي درستي برسيم.

اما درباره جيبم. الحمدلله چه قبل انقلاب و چه بعد انقلاب وضع مالي خانواده ي ما متوسط بود و اگه سختيي بوده براي ما هم بوده ، چون از همين مردميم و جدا از مردم نيستيم ... بهتره بحث رو شخصي نكنيم.

اما در جواب عزيزم ، آقا پدرام.
اول خدا خيرت بده كه تهمت نزدي و توهين نكردي!

من كلآ نظام جمهوري اسلامي رو با هيچ نظامي مقايسه نكردم چون اين يه نوع حكومت جديده كه با يه جهان بيني متفاوت و يه حكومت داري متفاوته در يه زمان متفاوت. به خاطر همين نه قابل مقايسه با قرون وسطاست و نه قابل مقايسه با نظام شاهنشاهي انگلستان ، فقط خواستم يادآوري كنم كه چه مقدار زمان لازم بوده تا ميوه ي اين كشور ها به ثمر برسه و كلآ دموكراسي تو اين كشورها چه مدت زمامداري كرده تا به اينجا رسيدن.
در مورد انقلاب قبول دارم كه اصل اراده مذهبيون تو ايران باعث انقلاب بود ولي اين مذهبيون اقليت نبودن. همينطور كه ماركسيست ها و ملييون اكثريت نبودن. مردم ما هميشه ( و حتي همين امروز ) به باور هاي مذهبي خودشون تعصب دارن ، حتي اگه با حكومت نباشن و اين رو مي شه تو ايام محرم ديد.
و اين طور هم نبوده كه مردم اطلاعي از رهبر آيندشون نداشته باشن چون حتي قبل از سقوط رژيم انقلاب رهبر داشت و اين آيت الله خميني بود كه نبض رهبري رو در دست داشت.
شاه به مشروطه اعتقاد داشت (بنا به سخنراني خودش قبل از معرفي بختيار در صدا و سيما) ، ولي اين اعتقاد به مشروطه بين مردم جايي نداشت چون اصولآ مشروطه رو به قول شيخ فضل الله نوري مشروعه نمي دونستن و راي اكثريت مردم در سال 58 به جمهوري اسلامي ( كه از پسوندش مشخصه كه نظامي غير سكولاره ) نشون دهنده ي اينه كه مردم به سمت يه حكومت دين دار تمايل داشتن و به گفته ي شما نتيجه ي عمامه پرستي رو در نهضت ملي شدن نفت و قراردادهاي رويتر و تالبوت و قضيه ي قند و و غيره ديده بودن.

كلي تايپ كردم. منو بسه.

در ضمن ... مردم حال حاضر ايران جزو با اطلاع ترين مردم دنيا هستن و بي خبري كمتر بهشون مي چسبه. اينو تو تاكسي هاي ايران به خوبي متوجه مي شين! :d

سید دم سیاه استخوانی گفت...

آقای سید صدرا
یعنی میگی 800 سال صبر کنیم درست میشه؟! یعنی امیدوار باشیم؟ جان من اگه 800 سال کمه تعارف نکن ، میخوام راحت باشی، 200 سال دیگم به خاطر روی ماه نشسته رهبر معظم روش ،سر راست 1000 سال دیگه!!! ما میریم 1000 سال دیگه بر میگردیم ایران ... بای بای

خشایار گفت...

انقلاب 57 به نظر من حرکت بزرگی بوده و نشان دهنده قدرت ایرانیان در مواجهه با استبداد است
هر چند که باید اعتراف کرد این انقلاب نتایج بدی به دنبال داشته و امروز دوباره به سمت استبداد در حرکت هستیم
به نظر من باید از انقلاب 57 درس بگیریم تا دوباره اسیر جهل و از بد اسیر بدتر نشویم

کیوان گفت...

وفای عزیز
کوتاهترین پاسخهای ممکن برای سوالهایت
1.هیچ پدیده اجتماعی ای حماسه نیست. حماسه راه نقد را می یندد و تنها ستایش را می پذیرد. انقلاب ایران یک پدیده اجتماعی بود که در موجزترین کلمات یک فاجعه تاریخی برای ایران به ارمغان آورد. اما فراموش نکنیم که تمام کشورهای مدرن و پیشرفته هم فاجعه های تاریخی ای مشابه وحتی عظیمتر را تجربه کرده اند. برای ایران و ایرانی دنیا به پایان نرسیده است.
2. برای نسل من 40 ساله، انقلاب هیچگاه به تاریخ نخواهد پیوست. تاسف آور است اما نسل ما به ناگزیر همیشه از خود خواهد پرسید که "اگر انقلاب نشده بود آنگاه ..." . شایدو امیدوارم که نسل بعدی انقلاب را به عنوان یک پدیده تاریخی و عینی نگاه کند .
3. من با ارزشهایی که با و در نتیجه انقلاب بر ایران حاکم شد مشکل جدی و غیر قابل حل دارم. چرا که انقلاب ایران تنها انقلابی است که ارزشهای کهنه و پوسیده ای را که، قرنها در بطن جامعه حضور داشتند ولی بدلیل رشد ارزشهای انسانی تر و والاتر در کوران تاریخ ، و در سالهای اخیرتر ارزشهای مدرن، به گوشه ای رانده شده بودند نه تنها به مرکز جامعه بازگرداند بلکه بر آن حاکم کرد.

كاوه اهنگر گفت...

مردم ايران در ناداني انقلاب كردند. و باورهاي خرافي كه از صفويه به ارث برده بودند و نيز زيركي آخوندها باعث شدكه خميني گجستك اين انقلاب را از مردم بدزد. همه اين افرادي كه بعد از انقلاب به دنيا امدند و همه انقلابيون اگر در دهه 40 كمي كتاب خوان بودند و كتاب ولايت فقيه خميني جلاد را ميخواندند. هيچ وقت اينده خود رابه چنين شخصي واگذار نميكردند.من خودم هم از متولدين بعد از انقلاب هستم ولي كمي هم مطالعه ضرر نداره!!
ميگويند كه ما در خيلي از رشته ها موفقيت داشتيم. خوب شكي نيست. ولي ايا اين پيروزي ها به انقلاب ربطي دارد؟
جوانان باهوش ايراني كه مدال مي اورند چه ربطي به جمهوري جهل و جور و فساد داره؟
اينها نشان دهنده ذهن باهوش و خلاق ايرانيست كه دست اخر نيز مجبورند از اين مملكت فرار كنند.
ميگويند در طول اين 30 سال فلان تعداد پل ساختيم .صدها كيلومتر جاده كشيديم. بيسوادي را از بين برديم.يكي نيست بگه كه: اينها كه وظيفتون بود.اگه هر دولت و نظام ديگري نيز غير از اين نظام بر پا بود تا الان 100 برابر اينها كار كرده بود.
قياس مع الفارق نيز مي كنند:
ايران قبل از انقلاب مثلا 5 ميليون با سواد داشت. حالا مثلا 20 ميليون.خوب چه ربطي داره جمعيت ايران هم 2 برابر شده!
اگه حتي اون پدر و پسر به اصطلاح طاقوت بودند فكر ميكنيد وضع مان خرابتر از حال بود؟
به هر حال فرا رسيدن اين دهه زجر را به تمامي ايرانيان وطن دوست تسليت عرض مي كنم.
ضمنا جشن سده را نيز به تمامي فرهنگ دوستان اين مرز و بوم تبريك ميگويم. هر چند يك روز با تاخير
ايران سربلند
ايراني سرافراز
و پرچمن سه رنگ شير و خورشيد نشان ان هميشه در احتزاز باد
درود بر ازادي و حاكميت ملي
ممنون وفا جان
ببخشيد پر حرفي كردم
همچنان منتظرم تا از مهندس مشيري دعوت كنيد.
خدا نگهدار

هزاران سال تمدن ورستم پهلوان گفت...

سوال :
از این وضعیت بوجود آمده(انقلاب و بدتراز آن احمدی نژاد) چه کسانی متنفع شده اند؟
جواب:
1- رژیم جمهوری اسلامی:شامل افرادی بیسواد وناشایست که با به دست گرفتن نفت و ندادن حتی یک ریال آن به مردم بخصوص با قیمت 100 دلاری آن بر مردم حکومت میکنند و هیچ مشکلی هم در پیش ندارند.(نمی دانم چرا باید ملی شدن نفت را گرامی بداریم)
2- آمریکا : با افزایش قیمت نفت به اقتصاد اروپا و مهمتر (برای آمریکا)به اقتصاد چین فشار میاید و رشد آن را کم میکند.
3- روسیه:هر چه در آرزوهای رهبران شوروی بود و آنها را به گور بردند این انسان نماها دو دستی تقدیم روسیه کردند.
4- اسراییل : از هر گونه بحران در منطقه استقبال میکند بخصوص کسانیکه هولوکاست را زیر سوال ببرند بسیار خرسند میشود.
5- اعراب همسایه و هم دین و برادر و هم... که چشم دیدن ایرانی سربلند را نداشته و ندارند و در ضمن ایران ضعیف باعث رشد آنها میشود.
6- اروپا:نفت میخرند بشکه ای 20 تا 70 دلار تبدیل میکنند به مواد دیگر میفروشند کیلویی 250 دلار و..
7- کشورهای عقب مانده ترازایران (ونزوئلا و آمریکای جنوبی و آفریقایی و...)
سوال دوم را شما جواب بدهید:
آیا این همه عامل قدرتمند خواهند گذاشت تا ایران ما آباد شود؟ آیا برایند این همه نیرو با خواست مردم ایران به سمت خواست ما خواهد رفت؟؟

arash گفت...

سلام
واقعا نمیدونم چی بگم وقتی کامنت صدرا رو خوندم.
ما رو چی فرض کردید شایدم خودتونو.
کلام شما رو توی حرفهای آقای حقیقی هم دیدیم.نمیدونم خوابید یا خوتونو به خواب زدید شاید هم میخواهید ما رو خواب کنید .
این انقلاب چه دست اوردی برای مردم داشته جز افزایش جرم و فساد ودزدی و چاپلوسی وگدایی وارزان شدن مرگ ووووووووووو
از اینکه هرکس بتواند نظر خود را ابراز کند خوشحال میشوم ولی تاریخ را تحریف نکنید.
جناب صدرا بدانید حکومتی که خود را نماینده خدا میداند دروغگو ترین حکومتهاست.
یک مثال کوچک هم میزنم:
خمینی در بهشت زهرا گفت:"آب مجانیه برق مجانیه اتوبوس مجانیه ما علاوه بر رفاه اقتصادی رفاه معنوی برای شما می آوریم"
کدوم یک از حرفهای ایشون به وافعیت پیوسته "هیچ کدام"
اگر نیت راست داشته وبعد نتونسته باید از مردم عذر خواهی میکرد نه اینکه مقام او جانشینش انقدر بالا رفته که جز اطاعت محض چیزی قبول نمیکنند حتی کوچکترین انتقاد.آنهم در جایی که 80درصد قدرت کشور متمرکز است.
آیا این پیشرفت است یا این هم نتایج جنگ با عراق.
اگر باعلم به اینکه دروغ میگوید آن حرفها را زده که من مطمئنم اینطور بوده چون شنیدده ام که ایشون در این مورد گفته اند:"خدعه کردم"
یعنی کلک زدم دیگر جای بحث نیست .
حکومتی که با دروغ سر کار بیاید چندان نپاید.
همچنان که آقای گنجی اعتراف کرده اند که در دوران لنقلاب در مورد حکموت دروغ میگفته اند

پدرام گفت...

خوب صدرا جان نگاه شما به تاریخ با اون چیزی که من می بینم تفاوت فاحشی داره. البته اینجا جای صحبت جامع نیست اما من وقتی به مشروطه فکر می کنم با افتخار به یاد مردم قهرمانی می افتم که در این راه جان باختند ، نه کسی مثل شیخ فضل الله نوری که سینما را حرام می دانست (به تاریخ مراجعه کنید). بدون شک حمله ی صدام به ایران تاثیرات منفی زیادی بر اقتصاد و سیاست ایران داشت. ولی آیا فراموش کرده ایم که در ژوئن 1982 (تنها دو سال بعد از جنگ)، زمانی که هنوز ایران آسیب چندان شدیدی ندیده بود و دنیا عراق رو به عنوان متخاصم می شناخت ، در حالی که صدام به بهانه ی حمله ی اسرائیل به لبنان حاضر به عقب نشینی شد و کشورهای عربی پرداخت هفتاد میلیارد دلار غرامت به ایران رو تعهد کردند ، این جمهوری اسلامی و آقای خمینی بود که با طرح در خواست صد و پنجاه میلیارد و سپس اعلام فتح کربلا در سخنرانی ش موجب شد جنگ شش سال دیگر طول بکشه و آن فاجعه بر سر مملکت بیاد؟ آقای خمینی خودشان جنگ را نعمت دانستند چون باعث تحکیم پایه های قدرت ایدئولوژیک حکومت و ایجاد بهانه برای سرکوب می شد. چطور ما همه ی مشکلات رو به گردن جنگ بیاندازیم؟ بیاید حداقل تاریخ مکتوب و مستند معاصر رو تغییر ندیم.

احمدی گفت...

سلام وفا؛
این آقایان حکومتی انقدر ترسو شده اند که حتی میترسند آن سرودها و ترانه های حماسی را هم پخش کنند

سعید حومه تهران گفت...

انفجار ما انقلابی کور بود !!!
درود بر آقای مستقیم عزیز و دوستان .
وفا جان سن من کمتر از سن انقلاب است ولی درک میکنم عوامل متعددی که همه در کنار هم دست به دست هم داد تا امروز این حکومت بر ما حاکم باشد و هم بلای جان ما شود و هم بلای جان غرب و هم بلای جان خود !
توجه کنید که انقلاب ایران بدون در نظر گرفتن مسئله جنگ سرد نباید بررسی شود . من اعتقاد ندارم که اروپا و امریکا آمدند و خمینی را بر سرکار آوردند ولی بنظر من غرب تمایل به حکومت اسلامی در ایران داشت برای مقابله با کمونیست .
در داخل ایران فضای آنزمان و ناآگاهی چه در بین روشنفکران و دانشگاهیان و چه در بین لایه های مردم همه و همه عامل دیگری بود . مردم به اهل مذهب اعتماد داشتند . بنظر آنها روحانیون قابل اعتماد بودند و بزرگترین درسی که ایرانیان بعد از انقلاب گرفتند این بود که روحانیون هم آدمیزاد هستند و شیفته مادیات و قدرت .
مردم در آنزمان آزادی سیاسی میخواستند ولی مذهبیان موفق شدند از رگ مذهبی خاورمیانه ای ناشی از نفوذ فرهنگ عرب استفاده کنند و یکه تاز عرصه سیاسی ایران شوند . و با حذف تمام افراد سرشناس که روزی (امروز ) میتوانستند برای این حکومت دردسر ساز شوند و نقش رهبری داشته باشند ترور کردند در داخل و خارج .
ولی امروز ..
حتی خود حکومت هم میداند که برای بقا لازم است نسل جدید را همراه خود داشته باشد . ینست که با شیوه های جدید آموزشی و روانشناسی کار خود را به جلو میبرد . ولی این حقیقت دارد که خواب راحتی ندارد و در اصل متوجه شده که نسل جدید با توجه به نقش رسانه ها و فرهنگ رو به رشد جهانی شدن میتواند برایش درد سری بزرگ باشد . اینست که خواب راحتی ندارد . و دوستمون راستا میگه که این حکومت ترسیده است . بله این حکومت ترسیده و حکومتی که ترسیده است بسیار بسیار خطرناک هم هست . بنابراین هیچ بعید نیست که بدنبال ایجاد بحران در ابعاد وسیع از جمله درگیری نظامی باشد . ولی از آنجا که نگران متلاشی شدن بعد از درگیری با امریکاست دو به شک شده و میخواهد غرب تنها به چند نقطه ( مراکز هسته ای ) حمله کند و آنوقت این حکومت میتواند نسل جدید را هم در کنار خود بیابد . ... میبخشی که از موضوع اصلی منحرف شدم و زیاد نوشتم.
سالروز انقلاب اینروزها برای مردم طرفدارش فقط یک تجدید پیمان در تنفر از آزادی و امریکا شده است و برای عموم مردم روز بی ارزشی است که یادآور سرخوردگی و اندوه و حسرت است. بزرگترین حاصل این انقلاب هم نابودی فرهنگی گسترده و ناهنجاریها و گسترش بی اعتمادی و گسترش دو روی بود مخصوصا تزویر و ریا . حالا ضررهای مادی و ضررهایی هم که به تمام منطقه و خاورمیانه وارد شده به کنار .
تنها نکته مثبتی که از این انقلاب بیرون آمد این بود که مردم به آگاهی بیشتر اهمیت بدهند ولی حکومت برنامه های بسیاری را پیاده میکند که مردم را در جهل نگهدارد و بی اهمیت شدن نسبت به مسائل مهم را ترویج میدهد. دقیقا بر عکس کار شما در صدای امریکا. با امید به اینکه این حکومت بزودی از بین برود و روشنایی بر تیرگی پیروز خواهد شد .
با تشکر

سيد صدرا گفت...

اول يه چيزي بگم كه من اصلآ دوست نداشتم در مقام پاسخگويي باشم ولي وقتي اسم برده مي شه مجبورم ديگه.

اون بنده خدايي كه گفته بود امام درباره برق و آب و اينا دروغ گفت بگم كه در سال 85 (سال گذشته) براي بخش خونگي قيمت فروش برق به خونه ها 107 ريال بوده در حالي كه قيمت تمام شده برق تو اون سال 447 ريال بوده. يه درصد ساده بگيري مي فهمي كه بيشتر از 75 درصد از برق رو مجاني به دست مي آريم. تو بقيه بخش ها از قبيل عمومي و تجاري و كشاورزي هم در همين حدوده و فقط در بخش صنعتي كمي كمتره. اين از برق.

درباره اتوبوس. الان تو تهران شما مي تونين با 20 تومن (200 ريال) از ميدون آزادي برين تهرانپارس. اين مبلغ رو فكر مي كنم اگه به گدا بدين با چوب دنبالتون كنه.

درباره يارانه آب اطلاع درستي ندارم ولي مي دونم كه حدود 75 درصد ، يارانه به آب شهري تعلق مي گيره.


خب اما درباره تاريخ و مشروطه و جنگ و آقا پدرام جان!

همونجوري كه شما گفتي نگاه منو شما خيلي فرق مي كنه. من هم به نهضت مشروطه افتخار مي كنم ولي ياد كليه شهداي اين نهضت مي افتم و از اين ناراحت مي شم كه اگه اين نهضت به درستي مسير خودش رو طي مي كرد الان ايران سابقه 101 سالگي دموكراتيك بودن مملكت رو جشن مي گرفت. ولي حيف.

اما درباره جنگ. ببينين قبول هر صلحي در هنگام جنگ بايد جنبه هاي سياسي اقتصادي و از همه مهمتر نظامي رو بررسي كرد.

درباره وضعيت مناطق صفر مركزي بايد گفت كه اكثر صنايع مادر ما تا سال 62 مورد هجوم عراق قرار گرفته بود و تازه جنگ نفت كش ها هم شروع شده بود. پس مي بينين كه هميچين وضعيت خوب نبوده چون در سال هاي ابتدايي جنگ بود كه عراق قدرت ويرانگري زيادي داشته و نظام ايران آمادگي درگيري تو جنگ رو نداشته و صدمات خيلي زيادي از هجوم هاي هوايي و حمله به پاليشگاه ها و كارخونه ها و پل ها و جاده ها و ... رو خورده.

درباره بعد سياسي طبق قطعنامه اگه اشتباه نكنم 517 كه تو اون سال براي پايان جنگ صادر شد شوراي امنيت فقط به اين بسنده كرد كه از دو طرف خواهش كنه كه «اقدامات خصمانه» رو پايان بدن. هيچ اشاره اي به طرف متجاوز نشد بود و هيچ حركت محسوسي تو اين قطعنامه ديده نمي شه.

اما درباره بعد نظامي. وقتي يه منطقه اي تو جنگ تصرف مي شه مهمترين اقدام بعدي تثبيت موقعيت و جلوگيري از پاتكه. من نظامي نيستم ولي مي دونم كه اگه ما مي خواستيم همون موقع صلح رو قبول كنيم (در حالي كه هنوز خيلي از مناطق و بلندي هاي ايران در اختيار عراق بود) هيچ امكاني براي دفع حملات احتمالي رژيم بعث نبود در ثاني هيچ موقعيتي براي استقرار نيرو هاي نظامي در منطقه نبوده.

قبول اين صلح حماقت بود. چون بعد از فتح خرمشهر سير پيروزي هاي ايران و پيشروي ايران آغاز شده بود كه منجر به گرفتن يه سري امتياز شد كه مهمترينش مشخص شدن متجاوز بود.

ما مي ديديم كه عملآ با صدور قطعنامه 549 عراق بايد ايران رو ترك مي كرد ولي تا سال 69 همچنان بخشي از خاك ما اشغال بود!! و با حمله عراق به كويت و نامه صدام به آقاي هاشمي تو اون سال عقب نشيني عراق شروع شد. ضمن اينكه سال صدور قطعنامه 66 بود ولي تو سال 67 منافقين با حمايت كامل عراق وارد خاك ايران شدن!‌پس مي بيني كه صلح تو اون مقطع كار غلطي بوده. كسي هم تاريخ رو عوض نمي كنه برادر عزيز من.

arash گفت...

سلام
جناب صدرا
در کامنت من نکاتی بود که شما به قسمت اصلی ان توجه نکردید.من در حرفهای شما فرار از واقعیت را میبینم امید که اشتباه کرده باشم اولا انکه من نه اتوبوس مجانی میبینم نه برق نه آب .
نه اینکه رفاه مادی و معنوی مشاهده میکنیم.
بالعکس هر روزه شاهد افزایش تعداد و بهای تعرفه های گوناگون هستیم که هر سازمان بنا به سلیقه یا قدرت از مردم اخذ میکند.
دوم-منظور من عدم پاسخ گویی بخشی از حکومت است که بیشترین سهم از قدرت دارد.من میخواهم ایشان از نمایندگی خدا استعفادهد.هدف من از بازگویی این دروغها نه باز خواست آن خمینی است که گفته :
"اقتصاد مال خر است"
بلکه قصد فقط تقدس زدایی از جایی است که شما ان را معظم له یا ایت اله میخوانید.جایگاهی که مردم را عددی حساب نمیکند که بخواهد به انها پاسخ گوید .بسیار جالب که در تبلیغات مذهبی خود روایت هایی از حضرت علی می اورند که در برابر قاضی با یک یهودی خود رابرابر میدانسته .ایا این جایگاه تاب شنیدن کوچکترین انتقاد را دارد.
در مورد جنگ:
جناب صدرا امیدوارم در این جنگ بیهوده صدمه ای به شما نرسیده باشد .
اما من که عزیزترینم را در این جنگ از دست داده ام,احساس میکنم زجر خانواده هایی را که عزیزانشان رااز دست داده اند یا سالها چشم به راهشان بوده اند تا دست اخر مشتی استخوان تحویل بگیرند.میبینید چقدر کشته در راه حفاظت از وجب به وجب خاک ایران وسلامتی من وشما.

براستی این همه کشته ارزش ان را داشت تا فقط عراق متجاوز خوانده شود واینکه هنوز غرامت های جنگ را نپرداخته .در حالی که در ان وضعیت نا متعادل اوایل انقلاب با پایان جنگ و دریافت غرامت از کشورهای عربی شاید وضعیت بهتر از این بود شاید هم مراکز قدرت منافع خود را برای ایجاد حکومت دلخواه خود و سرکوب به بهانه جنگ در ادامه ان میدیدند.
در حالیکه هم اکنون دریای مازندرن را بخشیده اند.عراق نسبت به ایران ادعا دارد.میخواهند باامارات مذاکره کنند.حتی بحرین هم برای ایران شاخ و شانه میکشد.اینهم حتما پیشرفت است؟!!
نکته دیگر اینکه شما فجایع بسیاری را که در این رژیم اتفاق می افتد به هیچ می انگارید.رژیم گذشته هم اشتباهاتی داشت ولی در حال حاضر کسی جرات کوچکترین انتقاد را از مقام خدا گونه ندارد.ایا این هم پیشرفت است؟
در مورد فجایعی که در این رژیم همیشه در حال پیشرفت است!چه نظری دارید
اینها سیاه نمایی نیست حقیقت است.
مسائلی از قبیل :فحشا, ارتشا, فروش دختران به کشورهای عربی, سهل الوصول شدن مرگ ,اختلاف طبقاتی, عدم ازادی بیان و و و و
از اینهمه به یک مورد اشاره میکنم
ارزان شدن مرگ:
1-تلفات ناشی از ادامه یک جنگ بیهوده
2-اعدام های دهه 60
3-تلفات ناشی از استاندارد نبودن جاده ها و مرگ سالانه بیش از 25000نفر
(خیلی بیشتر از تلفات ارتش امریکا در جنگ عراق)
4-اعدامهای هر روزه انهم در ملا عام
5-مرگ های ناشی از استاندارد نبودن وسایل گازی
6-مرگ های ناشی از سرما انهم در جاده های اصلی با توجه به قابل پیش بینی بودن وضع هوا
7-مرگ های ناشی از نبود پزشکان متخصص وامکانات کافی در بیمارستانها
8-مرگهای ناشی از نبود مدیریت وتخصص در کار گروههای امداد
9-مرگ های مشکوک در زندانها
10-قتل هنرمندان وفعالان سیاسی
11-...
12-...
جناب صدرا باز هم بگویم .این تنها مشتی نمونه خروار است.
از چه چیز این رژیم دفاع میکنید .

بی وفا گفت...

جناب آقای صدرا جان عزیز

ترو به اون خدایی که فکر میکنی میشناسی ولی نمیشناسی بسه.

لازم نمیبینم دوباره جوابتو بدم چون یه مطلب نوشتی 10 تا پاسخ گرفتی یکی از اونها من بودم ولی 9 تای بقیه چی ؟

پس خواهش میکنم متوجه باش که با چند نفر طرفی .
به قول دوستمون ما 1000 سال به خاطر شما عمر جمهوری اسلامی رو تمدید کردیم پس دیگه ناراحتی نداره.
ضمناً خواهش بنده از شما و دوستان شما اینه که وقتی مطلبی نوشتید و جوابتون رو گرفتید پس لطفاً دوباره ادامه ندید چون هم وقت دیگران گرفته میشه هم شدت خشم دوستان بالا میره که به نفع هیچکس نیست . خصوصاً حضرت عالی.

اما درپایان بنویسم.
حکومتی که فکر نماینده مجلس اون صبح تا شب دنبال سکس و عیاشیه.
حکومتی که کلیه سردمداراش هر شب پای منقل تریاک و افیون می نشینند و اینو ملاک همکاری میبینند.
حکومتی که به راحتی آدم میکشه.
حکومتی که انسانهای درست رو ظرف چند روز به فساد میکشونه.

اگه باقی بمونه دنیا رو به نابودی میکشونه .

عزیز من موضوع فقط ایران ما نیست بلکه دنیا در خطره.

و من همین جا اعلام میکنم که اگه جلوی اقدامات این حکومت هر چه سریعتر گرفته نشه با روش خزشی جمهوری اسلامی دنیا نیز پس از گذشت چند سال به فساد کشیده خواهد شد.

sina گفت...

با سلام به سید صدرای گرامی.
جناب صدرا اگه داستان ضحاک رو خونده باشید در اون زمان ضحاک یک استشهاد نامه درست کرده بود و از کهتران و مهتران دور و برش می خواست اونو امضا کنند تا به خیال خام خودش به عدالت و پاکی اون گواهی بدن و به اصطلاح روی جنایات خودش سر پوش بذاره. عده ی زیادی هم پای اون امضا کردن حالا یا از ترس یا از حماقت یا چون خودشونم دستشون به جنایت آلوده بود. اما امروز امثال شما هم دارن زیر همون استشهاد نامه رو حالا به هر دلیلی انگشت می زنن. صدرای عزیز چشم رو بروی حقیقت بستن و رد کردن واقعیات دردی رو از کسی دوا نمیکنه چون آفتاب همیشه پشت ابر نمیمونه. شما هم تا دیر نشده می تونید از صف پایمردان دیو خارج بشید و به صف کاوه ی آهنگر بپیوندی. انتخاب با خودتونه .اما یادتون باشه بلاخره باید به وژدان خودتون و به تاریخ جواب پس بدبد.

هيچكس گفت...

سلام.يكي از بچه ها از معلم فيزيك كه حزب اللهي هست پرسيد:
آقا انفجار نور يعني چي؟؟
معلم هم جوابش رو كاملاً طبق قوانين نور فيزيك داد.
بعدش دانش آموز پرسيد،يعني سال 57 انفجار نور اتفاق افتاد؟
معلم كه تازه دوزاريش افتاده بود گفت:آقا جريان رو سيساسيش نكن!!!!!!

پدرام گفت...

خوب صدرا جان فکر می کردم بتوانیم بحث مفیدی داشته باشیم. اما کامنت اخیر شما (به خصوص توضیحاتتان در مورد پول آب و برق و...) به من این احساس را القا کرد که یا شما استعداد زیادی در طنز دارید ، یا درایران زندگی نمی کنید و یا... بنابراین ضمن احترام از ادامه ی بحث صرف نظر می کنم. اما به شما توصیه می کنم این استدلالات در مورد لزوم ادامه ی جنگ را یکبار جلوی کسانی مثل پسر عمو های من بگویید که در سال 65 یتیم شدند. شاید آن وقت پاسخ بهتری بشنوید.

اما می خواهم بحث دیگری را مطرح کنم. آن هم ادعای پیشرفت های علمی ایران پس از انقلاب است.
چند سوال دارم:
1) ملاک سنجش پیشرفت چیست؟ آیا فاکتور زمان را هم باید به حساب ولایت فقیه گذاشت؟ مدتی پیش در مراسم سوم یکی از اقوام ، یک آخوند بالای منبر از در و دیوار و همه چیز می گفت الا خویشاوند ما. رسید به این نکته که مهمترین دستاورد انقلاب پیشرفت های علمی ست و مصداقش این بود که پیش از انقلاب چند خانواده ی ایرانی کامپیوتر داشتند و چند نفر از موبایل استفاده می کردند!!
2) آیا می توان ثابت کرد که در صورت روی کار نیامدن جمهوری اسلامی ، با در نظر گرفتن سرعت و شتاب پیشرفت های علمی پبش از آن ، وضع علمی ایران امروزه پایین تر بود؟
3) و از همه مهمتر. چرا باید آنچه را که حاصل تلاش جوانان با استعداد ایرانی ست (همان هایی که با کمترین امکانات می سازند و معنای امنیت روانی و مالی را فراموش کرده اند) به حساب حکومتی گذاشت که سرانش متعلق به تفکری هستند که فروید و دوش حمام را بزرگترین فتنه های استکبار برای تهدید مسلمین می شمردند؟

خیر عزیزان! همان "نخبه ی جوانی" که آقای خامنه ای تحسین می کنند ، همان دختر جوان پزشک که از رتبه های بالای رشته ی خود بود ، به جرم نشستن با یک پسر در پارک ، در بازداشتگاه کشته می شود. شما را به خدا دروغ و شعار را بس کنید. باور کنید کمی فکر کردن - ورای تلقینات ذهنی که روز و شب از صداو سیما و مطبوعات حکومتی در مغز مردم می کنند - ضرری ندارد.

ناشناس گفت...

من دولت تعین می کنم من تو دهن این دولت می زنم
اینقدر نگویید من این من شیطان است.
هر دوی این سخنان از زبان رهبر انقلاب جاری شده به نظر شما جالب نیست؟