۱۳۸۷ بهمن ۱۹, شنبه

نامه سرگشاده به جامعه بهایی

بیش از ۴۰ نفر از نویسندگان، دانشگاهیان و شخصیت‌های فرهنگی و هنری ایرانی خارج از کشور، با انتشار بیانیه‌ای نسبت به رفتار جمهوری اسلامی ایران نسبت به شهروندان بهایی ابراز تأسف و شرمساری کرده‌اند. در این بیانیه آمده است به عنوان انسان‌های ایرانی، ما از آنچه که در یک قرن و نیم گذشته در ایران نسبت به بهائیان روا شده شرمساریم. این بیانیه می‌افزاید که هر ایرانی از هر نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، باورهای سیاسی یا دیگر عقاید سزاوار همه حقوق و آزادی‌های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر است.این بیانیه می‌‌افزاید ما شرمساریم از اینکه در طول ۳۰ سال گذشته، کشتن بهاییان آنهم تنها برپایه باورهای مذهبیشان، منزلت قانونی پیدا کرده است و بیش از ۲۰۰ بهایی بر این اساس کشته شده‌اند.
بخوانید و بگوئید چی فکر می کنین؟
متن نامه
نامۀ سرگشاده گروهی از دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان،
روزنامه نگاران و فعالان ایرانی در سراسر جهان،
به جامعه بهایی:

ما شرمگینیم!
یک و نیم قرن سرکوب و سکوت کافیست!


به نام نیکی و زیبایی، به نام انسان و به نام آزادی

به عنوان انسان ایرانی، از آنچه طی یک و نیم قرن گذشته در ایران، در حق شما بهاییان روا شده است، ما شرمگینیم

ما بر این باوریم که هر ایرانی باید بتواند "بی هیچگونه تمایزی، بویژه از حیث نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، دین، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر،" و همچنین منشاء قومی یا "اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر وضعیت دیگر از تمام حقوق و همه آزادی های ذکر شده" در منشور جهانی حقوق بشر بهره مند شود، اما بهاییان ایران از اولین روزهای ظهور آیین بهائیت، تا به امروزبه خاطر باورهای دینی خود از بسیاری از حقوق انسانی محروم بوده اند.

بنا به شواهد و مستندات تاریخی، ازابتدای شکل گیری آئین بابی و سپس بهائی در ایران، هزاران تن، تنها به دلیل این باورهای دینی خود، به تیغ تعصب و خرافه به قتل رسیده اند. تنها در نخستین دهه میلاد این آیین، نزدیک به بیست هزار تن از وابستگان آن در شهرهای مختلف ایران به قتل رسیدند.

ما شرمگینیم از اینکه در آن دوران صدایی در مخالفت با این کشتار بربرمنشانه ثبت نشده است و
ما شرمگینیم از اینکه تا به امروز نیز صداها در محکومیت این جنایت هولناک جسته و گریخته و نارسا بوده است.
ما شرمگینیم از اینکه علاوه بر سرکوب شدید نخستین دهه های حضور بهاییان، در صد سال گذشته نیز، این گروه از هموطنان ما مورد حمله های ادواری قرار گرفته، منازل و محل کار آنها به آتش کشیده و تخریب شده و به جان و مال و ناموس آنها تجاوز شده اما جامعه روشنفکری ایران در مقابل این فاجعه خاموش مانده است.

ما شرمگینیم از اینکه طی سی سال گذشته قتل بهاییان، تنها به جرم باورهای دینی شان شکل قانونی به خود گرفته و بیش از دویست بهایی به قتل رسیده اند و
ما شرمگینیم از اینکه گروهی از روشنفکران فشار علیه بهاییان را تئوریزه کرده اند.

ما شرمگینیم از سکوت خود در مقابل اینکه بسیاری از سالمندان بهایی پس از ده ها سال خدمت به ایران، از دریافت حقوق بازنشستگی محروم هستند.
ما شرمگینیم از خاموشی خود در مقابل اینکه هزاران جوان بهایی، به دلیل باورهای دینی خود و صداقت در بیان این اعتقادات، از امکان تحصیل در دانشگاه ها و مدارس آموزش عالی ایران محروم هستند.
ما شرمگینیم از سکوت خود در مقابل اینکه کودکان بهایی به دلیل باورهای دینی والدین خود، در مدارس و معابر مورد تحقیر قرار می گیرند.
ما شرمگینیم از خاموشی خود در مقابل این واقعیت دردناک که در میهن ما فشار و تحقیر علیه بهاییان به طور سیستماتیک اعمال می شود، تعدادی فقط به خاطر این باور دینی در زندان به سر می برند و خانه ها و محل کار آنها مورد حمله و تخریب قرارمی گیرد و گاه حتی آرامگاه های مردگان این گروه از هموطنان ما از تعرض به دور نمی ماند.
ما شرمگینیم از سکوت خود در برابر سیاهه طولانی، اندوه بار و دهشتناکِ حق کشی های نهادینه شده در قوانین کشور ما علیه بهاییان، و بی عدالتی ها و فشارهای دستگاه های رسمی و غیررسمی در مورد این گروه از هموطنان

ما شرمگینیم به دلیل اعمال جنایت ها و بی عدالتی ها و ما شرمگینیم به دلیل سکوت خود در برابر این اعمال.

ما امضا کنندگان این نوشته، از شما بهاییان، بویژه از قربانیان جنایت ها علیه بهاییان ایران، پوزش می خواهیم.
ما بیش از این دربرابر بی عدالتی در مورد شما سکوت نمی کنیم.
ما در راه رسیدن به حقوق انسانی تصریح شده در منشور جهانی حقوق بشر در کنار شما می ایستیم.

باشد تا عشق و آگاهی را جایگزین نفرت و جهل کنیم.

پانزده بهمن 1387 – سوم فوریه 2009


ابراهیمی هادی – سردبیر شهرگان – کانادا، ونکور
احمدی رامین – استاد دانشگاه و فعال حقوق بشر– آمریکا، یل
الماسی نسرین – مدیر تحریریه شهروند - کانادا – تورنتو
باقرپور خسرو – شاعر و روزنامه نگار – آلمان
برادران منیره – نویسنده و فعال حقوق بشر – آلمان
برومند رویا – مدیر اجرایی بنیاد برومند – آمریکا، واشنگتن
برومند لادن – پژوهشگر، بنیاد برومند- آمریکا، واشنگتن
بیضایی نیلوفر – نمایشنامه نویس وکارگردان تئاتر – آلمان، فرانکفورت
پارسا سهیل – کارگردان تئاتر – کانادا، تورنتو
تقی پور معصومه – بازیگر و کارگردان تئاتر – سوئد، گوته بورگ
تهوری محمد – روزنامه نگار – آمریکا، ماساچوست
جاوید جهانشاه – ناشر – ایرانیان دات کام – مکزیک
جلالی چیمه محمد (م سحر) – شاعر – فرانسه، پاریس
جنتی عطایی بهی - بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر – فرانسه، پاریس
چوبینه بهرام - نویسنده و پژوهشگر – آلمان، کلن
خرسندی هادی – طنز پرداز – انگلستان، لندن
دانشور حمید – بازیگر و کارگردان تئاتر – فرانسه، پاریس
درویش پور مهرداد – استاد دانشگاه – سوئد، استکهلم
زاهدی میترا – کارگردان تئاتر – آلمان، برلین
زرهی حسن – سردبیر شهروند – کانادا، تورنتو
سهیمی محمد – استاد دانشگاه – آمریکا، کالیفرنیا
شفیق شهلا – نویسنده و پژوهشگر – فرانسه، پاریس
شمیرانی خسرو – روزنامه نگار – کانادا، مونترال
شیدا بهروز – منتقد و پژوهشگر ادبی - سوئد، استکهلم
عبدالعلیان مرتضی – عضو هثئت مدیره سی.جی.اف.ای – کانادا، اکویل
عبقری سیاوش – استاد دانشگاه – ایالات متحده، آتلانتا
عبقری شهلا – استاد دانشگاه – ایالات متحده، آتلانتا
فانی یزدی رضا – تحلیلگر سیاسی - آمریکا
فرهودی ویدا – شاعر و مترجم – فرانسه، پاریس
فروهر پرستو – هنرمند و فعال حقوق بشر – آلمان، فرانکفورت
قائمی هادی – هماهنگ کننده کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران - آمریکا
قهرمان ساسان – نویسنده و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو
قهرمان ساقی – شاعر و روزنامه نگار - کانادا، تورنتو
کاخساز ناصر - پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی – آلمان، بوخوم
کسرایی فرهنگ – نویسنده و بازیگر تئاتر – آلمان، ویسبادن
کلباسی شیما – شاعر – آمریکا، واشنگتن
ماهباز عفت – فعال حقوق زن و روزنامه نگار – انگلیس، لندن
مساعد ژیلا – شاعر و نویسنده – سوئد، گوتبورگ
مشکین قلم شاهرخ – هنرپیشه و رقصنده – فرانسه، پاریس
مصلی نژاد عزت – نویسنده و فعال حقوق بشر- کانون کانادایی قربانیان شکنجه – کانادا، تورنتو
ملکوتی سیروس – نوازنده، آهنگساز و استاد گیتار کلاسیک – انگلستان، لندن
وحدتی سهیلا – فعال حقوق بشر – آمریکا، کالیفرنیا

دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و تلاشگران ایرانی حقوق بشر که مایل هستند به جمع امضا کنندگان بپیوندند، می توانند با ای میل های زیر تماس بگیرید. ده روز پس از اولین انتشار، در روز سیزدهم فوریه 2009 این نامه با لیست کامل امضا کنندگان منتشر خواهد شد.
ای میل های زیر تماس بگیرید. ده روز پس از اولین انتشار، در روز سیزدهم فوریه ۲۰۰۹ این نامه با لیست کامل امضا کنندگان منتشر خواهد شد.

niloofarbeyzaie@gmx.at

shemiranie@yahoo.com
پایان متن نامه
در مورد این اقدام چی فکر می کنین؟

۱۲ نظر:

roya گفت...

هرچه مینگریم شباهت حکومت آلمان هیتلری با جمهوری اسلامی را بیشتر درمیابیم در آلمان نازی آزار و اذیت یهودیان به بهانه ضد آلمانی بودن و دشمن اندیشه نازیسم را داشتیم وامروز هم آزار بهاییان به بهانه ضد اسلام بودن و دشمنی با اندیشه و مذهب شیعه را شاهد هستیم نازیها یهودیان را عامل خنجا زدن از پشت به حکومت نازی میدانستند و جمهوری اسلامی هم بهاییان را عامل خنجر زدن به حکومت اسلامی و توطئه گران بر ضد اسلام میداند غافل از اینکه دیانت بهایی هم هزاران پیرو زن و مرد و پیر و جوان دارد که فقط یک عقیده مذهبی دارند و نه یک هدف سیاسی

Mahsa گفت...

اگر مذهب شیعه بر حق است بگذارید هر کس اظهار نظر کند چراازاظهار عقاید مختلف میترسید و جواب آنرا با بستن دهانها با زندان و شکنجه و اعدام میدهید بگذارید هر کس نظر خود را بگوید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

'آوای دوست' گفت...

مفتخر از آنیم
February 6th, 2009

نامه سرگشاده گروهی از روشنفکران و فعّالان ایرانی براى ما، اعضاى شبکه اسلامی دفاع از حقوق بهائیان، واقعاً الهام بخش بود. تغيير و پيشرفت تا زمانى که اشتباهات گذشته شناخته و پذيرفته نشوند و اراده اى براى عدم تکرار آن وجود نداشته باشد، ميسر نيست.

امیدواریم این بدعت آغازگر جنبش هاى بسيارِ ديگرى در درون و بيرون از ايران باشد. متن زير پیام ما براى امضا کنندگان فعلی و آينده این نامه سرگشاده است:

ما مفتخريم که پس از يک دوران سکوت طولانى، اکنون صداهای اعتراض برخاسته است.

ما مفتخريم که اين صداهاى اعتراض رساتر وفراوان تر مى شوند.

ما مفتخريم که جامعه روشنفکران ايران ديگر در برابر حملات فزاینده به بهائیان سکوت نمى کند.

ما مفتخريم که جنبه قانونى که به قتل بى رحمانه بهائيان داده شده بود اکنون مورد سؤال قرار گرفته و محکوم مى شود.

ما مفتخریم که گروهی از روشنفکران مى کوشند اشتباهات بزرگ گذشته را جبران کنند و نشان دهند که اِعمال فشار بر بهائيان ناعادلانه است.

ما به شهروندانی که در داخل و بيرون از ایران در کنار جوانان بهائی که از تحصیل محروم شده اند ايستاده اند، مفتخريم.

ما مفتخريم که شما با صداى رسا بر عليه واقعيت هاى دردناک ايران سخن مى گوئيد.

ما مفتخريم که شما حاضر نيستيد در برابر بیعدالتی، به حاشیه راندن و ستمگری علیه هم وطنان خود به سکوت ادامه دهيد.

ما به شهامت شما و عمل درست شمامفتخریم.

ما به عنوان اعضاى شبکه اسلامی دفاع از حقوق بهائیان به تلاش هاى خودمان براى بالابردن سطح آگاهى عموم نسبت به آزار بهائيان در منطقه مفتخريم اما با تواضع اقرار مى کنيم که اين اقدامات در برابر وحشت، درد و اندوهى که پيروان آئين بهائي در طى دهه ها تحمل کرده اند ناچيز است.

امّا مصمّم هستیم با تمام توانمان برای تضمین عدالت و تأمين نسل های فعلى و آينده بهائیان اقدام کنيم.

http://www.bahairights.org/2009/02/06/we-are-proud-farsi/

ناشناس گفت...

man ham motaasefam ke dolate eslami ba in kare bisharmaneh mojebe azar va koshtan bahayian mishavad.

amir گفت...

ازنظرمن دین یعنی خرافه پرستی و در ایران این خرافه شاخه های مختلفی
داره که یکی از انها بهایی بودن است و دلیل دشمنی حکومت با بهایی ها این است که یکی از ابزارهای اصلی حکومت کردن بر مردم را از سران رژیم میگیرد که همان ظهور امام زمان است

ناشناس گفت...

من هم به نوبه خود به عنوان مسلمان شرمنده ام!!

ناشناس گفت...

نامه سرگشاده جمعی از بهائیان درپاسخ به نامه سرگشاده جمعی ازفعالان حقوق بشر، روشنفکران ،هنرمندان ،نویسندگان وروزنامه نگاران

عزیزان

دفاع شما از حقوق مظلومان و ستمدیدگان مایه افتخار است نه باعث شرمساری
ما جمعی از بهائیان ایران خوشحالیم که میبینیم با این اقدام روشن بینانه شما یکی از مهمترین مراحل رنسانس فکری جامعه ایرانی درحال طی شدن است ، یعنی آن مرحله ای که توجه به حق و حقیقت امری مطلق و بدون در نظر گرفتن منبع و مصدر آن باشد، ونیز مرحله ای که ظلم در هر جا و بر هر کس نفی شود ودفاع از مظلوم بدون توجه به عقیده وجنسیت و نژاد ویا قومیتش مورد توجه قرار گیرد .

باید اذعان کرد که روش جامعه بهائی در تحمل مظالم وارده به گونه ای بوده که شاید در تاخیر چنین واکنشی از جانب شما روشنفکران عزیز ایرانی بی تاثیر نبوده زیرا شما جامعه ای را ملاحظه می کردید که برخلاف معمول ولی برطبق آموزه های دینی خود از ظالمین کینه به دل نمی گیرد ودر صدد انتقام نیست ،برای رفع ظلم ،به خود ظالم تظلم می نماید ودر کمال محبت این فرصت را به او می دهد تا به ظلم خود نگاهی دیگر بیاندازد ،تمام نیروهای منفی وارده در اثر ظلم بر خود را به فعل ظلم منعطف می نماید نه به ظالم ،وهمه وهمه را در طی چند نسل در دوره ای که بیش از یک صدو شصت سال به طول انجامیده با کمال صبر وشکیبائی نه تنها تحمل نموده بلکه هیچگاه نشاط وبالندگی خود را از دست نداده است .

حال دیدن چنین بیانیه تاریخی از جانب شما روشنفکران وروشنگران عزیز ایرانی مرهمی بسیار موثر برزخمهای وارده بر این جامعه مظلوم است .
بگذارید ما نیز اعلام کنیم که برای دفاع از حقوق مسلوبه سایر هم وطنان صرف نظر از سابقه فکری واعتقادی وتعلقشان به هر گروه جنسیتی وقومی ، با روش خود موظف بلکه مکلفیم .

باشد که این همبستگی وگسترش آن در بین آحاد جامعه ،ابرهای تیره ظلم را پراکنده کند وبالاخره خورشید عدالت هر چه زودتر بر این سرزمین که سالیان دراز از آن محروم مانده پرتو افکند .


جمعی از بهائیان ایران

ناشناس گفت...

شكي نيست كه اين اقدمات غلط است ولي آيا بهائيان همان افرادي نبودند كه در زمان اميركبير هم به ايران خيانت كرده وامنيت ملي را به خطر انداختند

آرش گفت...

امروز بار دیگر دیدم و ایمانم به ایقان تبدیل شد که هیچ کار خدا بی حکمت نیست . زیرا دیدم که خدا چه سزاور شیر زنان و شیر مردانی را وارث ارثیه کوروش کبیر که همان آزادی آزادگی است نموده است.
سر تعظیم بر انسانیت و آزادگیتان فرود می آورم.

آراد گفت...

باسلام
اميدوارم روزي برسد. تمامي انسانها آزادانه عقايد خود را ابراز کنند و تمامي مردم ايران با احترام به عقايد يکديگر با هم دوست و متحد باشند.

ناشناس گفت...

مدتی است در پایگاه‏‏های بهائی، نوشته‏‏ای با عنوان "ما شرمگینیم"؛ منتشر شده است. این نوشته حاوی اظهارات عده‏‏ای از هم‏‏وطنان درباره سکوت 160 ساله در مقابل پایمال شدن حقوق بهائیان ایران است. ضمن احترام کامل به نظرات این هم‏‏وطنان انسان دوست، ضمن اعلام انزجار از هرگونه ستمی در حق هر انسانی، ضمن تأیید این موضوع که حقوق برخی بهائیان در ایران نقض شده است و ضمن یادآوری این نکته که شخصاً به هیچ بهائی عالماً و عامداً کوچک‏‏ترین ستمی روا نداشته‏‏ام و معتقدم بسیاری از هم‏‏وطنان نیز در این باره شرایطی هم‏‏چون من دارند و اعلام آمادگی برای جبران هر ستم احتمالی سهوی، این پرسش را مطرح می‏‏خواهم کنم که چرا بیت العدل اعظم(مجمع رهبری جامعه جهانی بهائی)، تا کنون درباره‏‏ی ستم‏‏هایی که به آدمیان غیر بهائی(به قول خودشان "اغیار") در دوران معاصر ما، روا شده و می‏‏شود، سکوت اختیار کرده است؟

بهائیان عزیز، شما از اقدام آن هم‏‏وطنان استقبال کرده‏‏اید، آن را ستوده‏‏اید، برجسته‏‏اش ساخته‏‏اید و به طور گسترده‏‏ای آن را متنشر کرده‏‏اید. آیا جای آن نیست که بیت العدل اعظم هم، چنین کار نیکویی را انجام دهد و با صدور پیامی، شرمگینی خود را در مقابل سکوت طولانی‏‏اش درباره ستم‏‏هایی که به خلق غیر بهائی روا می‏‏شود؛ اعلام بفرماید؟ برخی از همین هم‏‏وطنانی که با جامعه بهائی ابراز هم‏‏دردی کردند با مشکلات فراوانی روبه‏‏رو بوده‏‏اند. بیت العدل برای کدام یک از آن‏‏ها دل‏‏سوزی کرده و در بیانیه‏‏ای مستقل به دفاع از حقوق آن‏‏ها پرداخته است؟ تا کنون بیت العدل، به این همه نسل کشی که در عالم رخ داده و می‏‏دهد، چه اعتراضی نموده است؟ آیا تا کنون بیت العدل درباره، جنایات اسرائیل موضع‏‏گیری داشته است؟ آیا بیت العدل درباره وقایع مربوط به سیاهان آفریقا واکنش عملی نشان داده است؟

شاید هم نیازی به این نبوده است چه براساس آموزه‏‏های بهائی، "نفوسی که از امر بدیع]آئین بهائی[ معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم، و کل از بهائم]چهارپایان[ بین یدی الله محشور و مذکور"(1)، "احبائي هم لئالي الامر و من دونهم حصاة الارض" (2)
ترجمه: بهائیان مراوریدهای امر هستند و غیرایشان ریگ‏‏های زمین هستند.

بنابراین، این توقع بی‏‏جایی است که انتظار داشته باشیم که بیت العدل برای آنانی که چهارپا و ریگ می‏‏پنداردشان، حقوقی قائل باشد. هم‏‏چنین از تفکری که توجیه‏‏گر ظلم و ستاینده ظالمین است، چنین انتظاراتی داشتن، خطا است. جناب عباس افندی(جانشین حضرت بهاءالله) ضمن بدهکار کردن فرزاندان سیاهان به بردگی کشیده به آن‏‏ها توصیه کرده است، "ممنون" کسانی باشند که پدرانشان را به بردگی گرفتند:
"شما]سیاهان آمریکا[ اگر بافريقا برويد سياه های افريقا را ببينيد آن وقت ميدانيد که شما چه قدر ترقّی کرده ايد. الحمد للّه شما مثل سفيدانيد
امتياز چندانی در ميان نيست امّا سياه های افريقا بمنزلهء خدمه هستند. اوّل اعلان حرّيّتی که برای سياه ها شد از سفيدان آمريک بود ... بجهت شما سفيدان آمريکا چنين همّتی نمودند اگر اين همّت نميبود اين حرّيّت عمومی اعلان نميشد. پس شما بايد بسيار ممنون سفيدان آمريکا باشيد و سفيدان بايد بسيار بشما مهربان گردند تا در مراتب انسانی ترقّی نمائيد... مختصر اين است شما بايد بسيار اظهار ممنونيت از سفيدان نمائيد که سبب آزادی شما در آمريکا شدند اگر شما آزاد نمی شديد ساير سياه ها هم نجات نمی يافتند ".(3)

به هر حال اقدام بشر دوستانه برخی از هم‏‏وطنان فرصت تاریخی بزرگی در اختیار بیت العدل بهائی قرار داده است. این فرصت بی‏‏نظیر، از طرفی یک آزمون بزرگ برای رهبران بهائی نیز هست. آیا رهبران بهائی، سکوت 160 ساله‏‏ی خود را در مقابل ستم به خلق غیر بهائی، خواهند شکست؟ آیا بیت العدل خواهد گفت، "ما بیشتر شرمگینیم"؟

پی‏‏نوشت‏‏ها:

1- کتاب بدیع، ص:213

2- ‌مائده آسمانی، ج 4، ص: 353
http://reference.bahai.org/fa/t/b/MAS4/mas4-353.html#pg353

3-خطابات حضرت عبدالبهاء، ج2، ص:41 الی 42
http://reference.bahai.org/fa/t/ab/KA2/ka2-46.html#pg41

ناشناس گفت...

دوست عزیز ناشناس:

از طرفی به اعلام انزجارتان از هر گونه ستمی در حق هر انسانی احسنت و مرحبا میگویم. از طرف دیگر متعجبم که از بیانی از حضرت بهااله که قریب .۱۵ پیش در کتاب بدیع تازل شده آگاهید ولی از صدها بیانات بیت العدل اعظم و موسسات بهایی زیر نظرشان که در سالهای اخیر در بیش از .۱۵ کشور در مورد لزوم عدل وانصاف و رفع ظلم و ستم منتشر شده و در هزاران سایت اینترنتی هم ثبت گردیده آگاه نیستید. آنچه مسلم است کتاب بدیع را مطالعه نکرده اید و این یک بیان خاص را از "نفوسی که از امر بدیع معرضند" به عاریه گرفته اید (یک نگاه سریع در اینترنت نشان خواهد داد که چه نفوس و گروه هایی در ایران ازاین بیان سوء استفاده کرده اند). بله دوست عزیز! هموطنان بزرگواری که بیانیه "ما شرمگینیم" را صادر کردند بلکه جمیع ایرانیان مظلوم وستمدیده نور چشم بهاییان هستند. حساب آنها از معرضین جداست. در جمیع کتب مقدسه از جمله قرآن کریم معرضین به بهائم و انعام یعنی چهارپایان بلکه صد مرتبه بدتر تشبیه شده اند چه که در توحش و سبعیت از حیوانات درنده سبقت میگیرند. آیا غیر از این میتوان قاتلان امام حسین را نامید؟ آیا این لقب سزاوار آدمکشانی که بیش از بیست هزار بابی و بهائی را به خاک و خون کشیده اند نیست؟ اگر حقیقتا از هر گونه ستمی منزجرید چرا با تکرار کذب و دروغ معرضین نام نیک خود را تاابد در نزد حق خدشه دار میکنید؟ اگر انصاف دارید در جواب بعدی به این کلمات برادانه ام بعدازدقت و تفحص دلیرانه به دفاع از حقیقت بپردازید. برای کمک به سعی شما در کشف حقیقت عرض میکنم که:

اولا) بیت العدل اعظم مرکب از نمایندگان انتخابی بهاءیان عالم میباشد نه گروهی ملا یا کشیش یا خاخام تحمیلی که رهبری کنند و خدای ناکرده به غیراز آنچه وظیفه مقرره شان یعنی بسط و اتساع دامنه عدالت در عالم است مشغول گردند. اعضاء منتخبه آن از ایرانی تا اروپایی واز سیاه تاسفید شب و روز برای بهزیستی و رفاه بشریت به خدمت مشغولند.

ثانیا) برای آشنائی با نه تنها پیامها بلکه فعالیتهای مداوم بیت العدل اعظم در زمینه های حقوق بشر، تساوی حقوق زن و مرد، توسعه عادلانه اقتصادی در پنج قاره عام، رفع تعصبات قومی و نژادی، آزادی بیان و اعتقاد، و دها زمینه دیگر بشردوستانه به صدها سایت اینترنتی از جمله www.uhjmessages.org و www.bic.org و http://news.persian-bahai.org مرجعه کنید.

ثالثا) بیانه های مکرر سازمان ملل متحد در محکومیت مظالم و جور و ستم وارده بر آحاد ملت ایران اعم از بهائی و غیر بهائی از جمله اقلیتهای قومی و دینی، دانشجویان، زنان، خبرنگاران و نویسنگان، کارگران غیور، و فرزندان پاک آن مرز و بوم تا حد زیادی نتیجه و ثمره فعالیت مستمر بهائیان با هدایت بیت العدل اعظم میباشد.

و اما در مورد بیان حضرت بهااله در کتاب بدیع:

اولا) این بیان خطاب به ازلیان است که از ابتدای تاریخ بهائی تا هم اکنون که خود را با بزدلی و از راه تقیه در ایران مسلمان جا زده اند از جمله معرضین و دشمنان سرسخت بهائیان بوده اند.

ثانیا)این بیان نقل قولی از حضرت سید علی محمد باب است که به "نقطه بیان" اشتهار داشت: "بنص نقطه بیان نفوسی که از این امر بدیع معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم و کل از بهائم بین یدی الله محشور و مذکور." زبان آثار مبارکه حضرت باب با ادعای قائمیت آل محمد شباهت به قرآ ن کریم دارد.

ثالثا) در قرآن به کرات معرضین و کفار و گمراهان و بیخبران انعام یعنی چهار پایان نامیده شده اند. از جمله در سوره محمد آیه ۱۳ که میفرماید: "آنان که کافر شدند کامرانی میکنند و میخورند همچنان که میخورند چهارپایان و آتش است مقام مر ایشانرا" و یا در سوره اعراف آیه ۱۷۸ که میفرماید: "و بحقیقت آفریدیم برای دوزخ بسیاری را از جنیان و آدمیان که مرایشانراست دلهائیکه نمییابند بآنها و مر ایشانراست چشمها که نمی بینند بآنها و مرایشانراست گوشها که نمی شنوند بآنها آنان چون چارپایانند بلکه ایشان گمراه ترند ایشانند بیخبران." برای اطلاع بیشتر به سوره مدثر آیه .۵ مراجعه فرماءید كه در آن " معرضین" خرهای رمنده یعنی "حمر مستنفر" نامیده شده اند.

از آنجا که کلام به درازاکشید و به حکم مشت علامت خروار است پاسخ سایر انقادات شمارا به وجدان و حس تحری حقیقت خودتان واگذار میکنم تاانشااله در نوشته بعدیتان جبران مافات کنید و نه تنها از تایید تهمت و افتراء "معرضین" اجتناب فرماءید بلکه خود به آن جواب دهید و حسن نیت خود را در نزد حق وخلق اثبات نمائید.

با ارادت،

موهبت