۱۳۸۷ فروردین ۲, جمعه

تفسیر خبر جمعه شب

مروری بر سیاست خارجی آمریکا در هفته.
در برنامه امشب با مروری بر مصاحبه اختصاصی پرزیدنت بوش با صدای آمریکا به سفرهای کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا به روسیه نگاهی می اندازیم. آیا روابط روسیه و آمریکا که در بسیاری از موارد توافق و همکاری در بر دارد در مورد استقرار سپر دفاع موشکی هم به نتیجه خواهد رسید؟ انتقال قدرت در روسیه تا چه اندازه واقعیت دارد و تا چه اندازه بر روابط دو کشور موثر خواهد بود؟
در این هفته معاون رئیس جمهور آمریکا دیک چینی سفری ده روزه به خاورمیانه داشت و از عمان عربستان سعودی اسرائیل سرزمینهای فلسطینی و ترکیه دیدن کرد او همچنین سفری اعلام نشده به عراق و افغانستان داشت. تداوم حمایت این کشورها از مواضع ایالات متحده در منطقه در دستور کار او قرار داشت. اما در عین حال با توجه به استعفای ویلیام فالن در هفته پیش گمانه زنیها درباره احتمال برخورد نظامی با جمهوری اسلامی را زنده کرد.
سناتور جان مک کین امیددار ریاست جمهوری امریکا از حزب جمهوریخواه در سفر هیات نمایندگانی از کنگره که عراق اردن اسرائیل بریتانیا و فرانسه را در دستور کار خود دارد در اسرائیل به تفصیل در مورد ایران و ارتباطاتش با سوریه و حماس با نتانیاهو سخن گفت.
در این هفته وزارت امور خارجه آمریکا بر کنترل بیشتر و تداوم فشار بر جمهوری اسلامی ایران خصوصا در سیستم مالی بین المللی تاکید گذاشت. در برنامه امشب آقای دکتر آرام حسامی استاد علوم سیاسی دانشگاه مانت گاموری آقای ناصر محمدی معاون سردبیر روزنامه کیهان لندن و آقای شایان سمیعی استاد علوم سیاسی، به این رویدادها نگاهی دقیقتر خواهند داشت

۱۵ نظر:

ناشناس گفت...

مظلومیت دولتمردان ایرانی و تبلیغات منفی معاندان نظام مقدس ایران تا آنجا پیش رفته که اگر همین امروز در خبرگزاری های جهانی اعلام کنند که مسئولان یک کشور اسلامی که خودش صدتا درد بی درمان دارد، تصمیم گرفته به یک کشور کمونیستی آمریکایی وام صد و پنجاه میلیون دلاری بدهد، همه فورا فکر خواهند کرد که آن کشور ایران است. بعد اگر بگویند مسئولان نابغه این کشور در حالی تصمیم به اعطای این وام برای تاسیس نیروگاه در کشور آمریکایی را گرفته اند که در کشور خودشان با معضل فرسودگی نیروگاه ها روبرو هستند و هر سال متوسط قطعی برقش از پارسال بیشتر می شود، باز مردم جهان فورا فکر خواهند که آن کشور ایران است. طبیعتا وقتی خود دولت ایران هم اعلام کند کند که « وامی به مبلغ 150 میلیون یورو برای طرح‌های نیروگاهی نیکاراگوئه اختصاص داده است.» باز هم مردم دنیا فکرهایی درباره مسولان و دولتمردان ایران خواهد کرد.

پرسش: به نظر شما مظلومیت دولتمردان یک کشور با مفلوکیت مردم همان کشور چه ارتباطی می تواند داشته باشد؟

ناشناس گفت...

در مظلومیت !! دولتمردان ایرانی همین بس که در حق مردم و ملت این همه ظلم و جنایت انجام میدهند و همچنان مظلوم!! باقی میمانندو ادعای مظلومیتشان گوش جهان را کر میکند.

لیلاوند گفت...

من به بعضی از ناشناس های برنامه شما فکر میکنم که از جمهوری اسلامی دفاع می کند اما جرات اظهار اسمشان را ندارند .آنها باید نگران چه چیزی باشند.یا به پرو گری حاج عباس ها فکرمی کنم که سرشان را توی برف کردن و رفتار متکبرانه و یک بعدی دارند و اما اینکه یک ادم بی سواد که اهل اینترنت باشه برام عجیبه و نقش تخریب چی بازی میکنن
فقط اینکه جمهوری اسلامی معدن ادم های الکنی است که در شرایط بحرانی قادر نیستند برای دفاع از منافع حیاتی کشور در مقابل باج خواهی کشورهایی امثال روسیه و چین و غیره حتی از خودشان دفاع کنند از امریکا و فرانسه هم نمیشه انتظار داشت که تمام حق ملت را به انها پرداخت کنن که اگر اینگونه بود چنین رژیمی تابه حال نبود ...

ناشناس گفت...

نظر اول :پرزیدنت بوش در چند سال اخیر مرتبا مردم و دولت ایران رو از هم جدا می دونند. اما تا کنون اقدامی ملموس انجام نشده و در عمل کلیه فشار ها هم بر مردم و هم دولت ایران اعمال شده به این دلیل در ایران نظر مثبتی در خصوص آمریکا دیده نمی شه و این حرف ها رو یک نظر تبلیغی می دونن. من دانشجوی دکتری هستم هیچگونه تمایلی حتی جهت ساده کردن ارتباطات علمی وجود نداره کلا اگر ایشون نظر مثبتی داشتند می تونستن در عمل اون رو نشون بدن.
نظردوم: به نظر من تصمیم های موجود در سیاست خارجی آمریکا تا حدی شتاب زده هست. مخصوصا در مورد ایران وفکر کنم بسیار پیچیده. به نظرم مشکل ایران با آمریکا بیشتر از مشکل چین با آمریکا در گذشته نیست. در برنامه هاتون بررسی کنین چرا مشکلات راه حل نداره با اینکه هم ایران و هم آمریکا مرتبا نشانه های مثبت ارسال می کنن.
نظر سوم: پرزیدنت بوش گفتن من دوست جنبش اصلاحات درون ایران هستم و از اونها حمایت می کنم می خواستن بپرسم ایشون در دوره 8 ساله اصلاحات ایران چه کارهایی انجام دادند؟ خیلی کارها می شد انجام بشه.
نظر چهارم: ایران در حال حاضر قدرت هسته ای نیست و توان هسته ای هم نداره در حال حاضر جامعه جهانی و دولت آمریکا مشکلات زیادی با ایران دارند اگر ایران با انجام آزمایشی هسته ای به قدرت هسته ای تبدیل بشه واکنش سیاست خارجی آمریکا چگونه خواهد بود؟ اگر فشار ها زیاد بشه مانند کره شمالی ایران چه کار خواهد کرد؟
نظر پنجم: موضوعی که همه روشنفکران و محققین ایرانی رو مشغول کرده سیاست دوگانه است درخواست دارم در موردش بحث کنین در همسایگی ما 3 قدرت هسته ای هستند هند پاکستان و اسرائیل ایران چه کاری باید انجام بده در برابر اونها که ارتباط خوبی هم با ایران ندارند. و چرا آمریکا هیج واکنشی در برابر این سه کشور که به هیچ پیمانی مخصوصا ان پی تی متعهد نیستند انجام نمی دهد؟ آیا این سه کشور که در کانون بحران هستند امنیت منطقه و جهان رو تهدید نمی کنند؟
نظر ششم: به نظرم باید مسیری جهت حل مشکلات نظیر کره شمالی در نظر گرفته بشه امنیت ایران تضمین بشه خیلی از مشکلات حل خواهد شد.
به نظرم در برنامه ها اگر نظرات موافق و مخالف وحود داشته باشه کیفیت بسیار بهتر و دموکراتیک تر خواهد بود در برخی از برنامه این موضوع وجود داره ولی در بعضی خیر ممنون میشم این موضوع دنبال بشه از محققین جوان هم استفاده کنین با تشکر

farzad گفت...

نظر دیگری هم داشتم از کلیه ازانیها می خواهم جهت پیشرفت کشور تلاش کنن و همچنین رسیدن به دموکراسی در ایران اما به صورت کاملا دموکراتیک نه با جنگ و درگیری زیرا این به ضرر همه حواهد بو با تشکر

ناشناس گفت...

در 4سالی که نیروهای کشورهای جهان آزاد پس از سرنگونی رژیم تروریستی صدام در عراق حضور دارند، عوامل رژیم جمهوری اسلامی با بمب گذاری ها و ترور افراد مفید و حمله به نیروهای نظامی آمریکا و انگلیس ، مانع از ثبات عراق و استقرار حکومت جدید در این کشور شده اند. همین عمل توسط عوامل و مزدوران رژیم جمهوری اسلامی در افغانستان ، لبنان و فلسطین هم انجام شده و میشود تا این کشورها هم به صلح و آرامش نرسند. نیروهای کشورهای جهان آزاد در حال حاضر یک دشمن واقعی و بسیار خطرناک ( از لحاظ عملیات تروریستی ) دارند و اگر شر این رژیم را همانند رژیمهای صدام و طالبان ، از سر کشورهای منطقه کم نکنند تا سالها آرامش و دموکراسی در کشورهای عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین برقرار نخواهد شد. بنابر این باید با یک حمله حساب شده به مراکز نظامی و رادیو و تلویزیون ومراکز گاردهای ضد شورش رژیم ، جمهوری اسلامی را فلج کرد. مردمی که بیش از 80 درصدشان در انتخابات شرکت نکرده اند ، کلیه مراکز حساس را تحت کنترل خود در خواهند آورند و آخوندها را به سزای اعمال ننگین 30 ساله شان خواهند رساند.

حاج عباس .ع گفت...

لیلاوند تو به عنوان نماینده جامعه زیر زمینی و ترسو نسل بعد از انقلاب آن قدر خالی از خدا و صفایی که به جای دفاع از حق خودت در این وبلاگ به شخصیت من حمله میکنی . این نقطه قوت یک مبارز نیست برعکس نقطه ضعف شماست . من اون موقعی که بعنوان داوطلب 35 ماه در جبهه های جنگ پوست انداختم و یک عضو بدنم رو از دست دادم فکر نکنم که شما بابا و مامان رو میتونستین تلفظ کنین . من فکرم و عملم اینگونه هست. بر سر معتقدات خودم هستم تا روزی که به منطق مسلط تری دست یابم . تو هم میتونی برسر معتقدات خود باشی و برای معتقداتت جانت را هم تقدیم کنی . پس تو کار خودت را بکن و من هم کار خودم .و به جای این که به من حمله کنی ازخودت دفاع کن . والسلام

وفا گفت...

لیلاوند و حاج عباس عزیز و سایر دوستان محترم. با کمی تغییر در نحوه نوشتن و انتخاب کلمات مناسب تر مطالب خودتون رو بنویسید که محتوای پیامتون فدای نحوه نوشتن اون نشه و بتونیم در فضایی راحت تر تبادل اندیشه و فکر بکنیم. نظرات همه محترمه مشروط به اینکه جنبه توهین و شخصی پیدا نکنه. این نکته برای همه عزیزانی که موافق یا مخالف دولت ایران یا آمریکا یا هر جای دیگه هستن هم صدق می کنه. بیان واقعیات خودش به اندازه کافی گویاست بنابر این احتیاجی به اضافه کردن "صفت" های احساسی نیست. این هم یک پیشنهاد بود اگر دوست داشتید اجرا کنید.

ناشناس گفت...

آزادی ! کی می ایی؟ آزادی با تو هستم چون نسیم در هوا رهایی و چون خون در رگها روانی
من یک ایرانی ام , آزاده ام , اما در بند

آزادی , اه آزادی , اگر بدانی چه بهای سنگینی برایت داده ام دلت برای زودتر امدن به هیجان خواهد امد

آزادی می دانی اوین کجاست؟ نه , نمی دانی چون هرکجا که تو باشی انجا اوین ندارد

راستی تا بحال اسم سنگسار به گوشت خورده است؟

عجب سوال احمقانه ای کردم تو به انسانها شخصیت و هویت و اعتبار می دهی از کجا باید بدانی در جایی که تو نیستی چه می گذرد سنگسار یعنی مرگ وحشیانه آزادی

آره درست شنیده ای در کشور من سالهاست انسانها را به جای تو می کشند آنان به تو کار دارند و به دنبال تو می گردند و برای نابود کردن تو انسانها را می کشند

آزادی دلم گرفته می خواهم برایت درد دل کنم . در گوشه ای از این جهان کشوری است که اگر به حافظه ات فشار بیاوری هزاران سال پیش در همین کشور نام ازادی را برایت انتخاب کردند شاید اگر کمی فکر کنی نام کوروش را به خاطر بیاوری هر چند آن زمان تازه متولد شده بودی و حافظت چون نونهالان بود ولی امروز در همان سرزمین اهورایی, جانورهایی آمده اند که سی سال است مردمان ازادی پرست را زنده به گور می کنند , دهانشان را خونین می کنند که مبادا حرفی از تو بزنند , چشم ها را در می اورند که دنبال تو نگردند , زبانها را می برند , به دار می اویزندشان , سنگسارشان می کنند تا زمزمه های جستجوی تو را به دیگران نگویند.

آزادی دلم می خواهد باز هم برایت حرف بزنم از کشورم که تو نمی دانی کجاست تو هر جا هستی قانون , حقوق , برابری و انساندوستی حاکم است ولی در این گوشه نفرین شده ارزانترین و بی بهاترین خرید و فروش بازار سیاه , زندگی , احترام , شخصیت و هویت انسانهاست . اینان از دل سیاهی های نکبت بار تاربخ آمدند , شادی و محبت را تاراج می کنند و با سنگ , تبر , شلاق عشق را می کشند

ازادی سی سال است من و از هم جنسان من , پدر و برادرانم و صدها هزار انسان وارسته که عاشق تو هستند قربانی شدند فقط با این امید که روزی خواهی امد و من امروز تو را فریاد می زنم .

آگاهی سرآعاز آزادگی است

مهران از پونک

arash گفت...

درود
دوستان من هم فکر میکنم بهتر درباره این "حاجی"زیاد بحث نکنیم چون ارزش نداره فکرمون را براش هدر بدیم .
اون به هر حال نماینده بخشی از جامعه است .(هرچند کوچک)
احتمالا کاره ای هم نیست تا از او جواب بخواهیم.
فقط برام خیلی جالب بود که دیدم مثل جامعه ایران ,اینجا رو هم به اغتشاش کشیده وبازهم مثل ایران بخش کوچکی است که میخواهد امیالش را به همه تحمیل کند .
حاجی اگه واقعا تو جنگ بودی و از کشور دفاع کردی .همونطور که برادر شهید من کرد ما از تو ممنونیم.ولی بدون با مشت زدن به دهان این و آن نمیشود جامعه رو اداره کرد .
بعد از آن هم مردم رو به زور نمیشه فرستاد بهشت.
اگر مسلمانی این است که شما دنبالش هستید پس 99درصد مردم ایران کافرند.
ما همیشه عقیده داشتیم عیسی به دین خود موسی به دین خود.نه اینکه تا شخصی خلاف اسلام ناب محمدی شما حرف زد سروکارش با طناب دار باشد.
اگر دین شما قوی بود جواب مخالفانش رابا کلام میداد نه با خشونت.
به خدا میسپارمت.

حاج عباس .ع گفت...

آقای آرش خواهش میکنم که کمی واقع بین باش .. من بایستی واقعیتی را به شما بگویم که شاید از هیچ مقام مسئولی نشنیده باشی .. و پاسخ تو این است .. هر دوره ای از تاریخ کشورمان کسانی بر سر کار آمدند و با تمام قوا کوشیدند که موقعیت و مقام خود را با تمام قوا حفظ نمایند . و پس از دوره ای یا به وسیله شورش داخلی و چه به وسیله حمله خارجی موقعیت و مقام خود را به نیروی فاتح بعدی دادند.. حالا یا مشروعیت داشتند و یا نداشتند .. و همه از یک اصل اساسی پیروی می کردند .. وآن این است که انکه قدرت دارد پس حق دارد یعنی قدرت مشروعیت می آورد .. امروز قدرت به دست روحانیت شیعه است .. و من نیز در بدنه این قدرت سهم ناچیزی دارم و برای حفظ موقعیت و مقامم هر ایدئولوژی که این موقعیت را برای من تثبیت کند گردن می نهم .. امروز این ایدئولوژی را پسندیده ام و برای من و خانواده ام آرامش .. احترام ..و منافع مادی داشته .. شما اگر جای من بودی کار دیگری میکردی . مسلما نه .. چرا که انسان فقط به دو چیز فکر میکند اول دفع خطر و دوم کسب لذت ومنافع .. اما این که سنگسار میکنند و یا اعدام .. بحث دیگریست که متولی آن من نیستم . ولی من دین خودم را برای کشورم ادا کرده ام .. شما هم بهتر است که وارد تخیلات نشوید ..
و گنده گویی و کلی گویی نکنید .. واقعیت اینه که من منافعی دارم برای حفظ این منافع دیوانه وار خواهم جنگید . اگر تو هم منافع خود را در جای دیگری میبینی پس بجنگ .. من نیز خوب میدانم که حاکمیت شیعه مسلما دوامی نخواهد آورد . اما باز هم میگویم تا وقتی که روحانیت شیعه در کشور حاکمیت دارند من هم مدافع این ایدئولوژی خواهم بود . امید وارم که از جانب من توجیه شده باشی..

arash گفت...

درود
ببین حاجی
من با تو دشمن نیستم.نمیخوام آزارت بدم تا وقتی آزارم ندادی.
و تو قبل ازاینکه مسلمان باشی انسانی .غیر از اون چه جور مسلمانی هستی که جلوی ظلمی که به هموطنات میره رو نمیگیری یا حداقل اعتراض نمیکنی .من هرچی آموزه های دینی شما رو میخونم نوشته ایستادگی جلوی ظلم,دروغ نگفتن رشوه نگرفتن انتقاد از حاکمان حتی خود پیامبر قضاوت عادلانه پس کجاست آموزهای دینی شما .آیا بنا به سلیقه آن را که موافق منافع شماست بکار میبریدویا حتی آنها را تفسیر میکنید
من به نوبه خودم تا جائی که تونستم هرچی برای خودم خواستم برای دیگران هم خواستم.
و فقط دنبال منافع خودم نیستم از اینکه بتونم به انسانهای دیگه کمک کنم واقعا لذت میبرم .خیلی بیشتر از پول و مقام و سکس و....
شعار هم نمیدم چون دلیل نمیبینم که بخوام دروغ بگم .
در مورد دین هم بدون دین فقط میتونه پیشنهاد کنه نه اجبار.
من بارها به وجود خدا شک کردم ولی تحقیق کردم وحالا عاشقانه دوستش دارم
من خدا را فراتر از این ادیان میخواهم.خدای من عده ای را که مثل من هستند برتر از من قرار نداده که به زور هدایتم کنند.
و به همون خدا از تمامی کسانی که دین را ابزاری برای کسب قدرت و ثروت کرده اند متنفرم.
شما "دیوانه وار برای کسب منافع خود بجنگید "ما هم با انسانهای دیگر بسوی جهانی آزاد و پیشرفت بیشتر دوستانه قدم خواهیم برداشت .
در ضمن اگر شما دین خود را ادا
کرده اید من هم برادرم را تقدیم وطن کرده ام ولی هیچگاه از آن برای مقاصد خود استفاده نکرده ام .هر چند قانونی هم بود.
به خدای مهربان میسپارمت.

Royal گفت...

با درود و تبریک بهترین شادباشها به همه مهین پرستان عزیزم، علی الخصوص وفای نازنین
چند روزی است که غیبت داشتم. باید ببخشید. البته در اولین فرصت سری به وبلاگ میزدم.
راستش الان که براتون می نویسم، برنامه میزگردی باشما (دکتر امیر احمدی و مهندس مهر) به اتمام رسید، خیلی سعی کردم تماس بگیرم، اما نشد.
به اعتقاد من آقای حاج عباس مثال کاملا بارزی از از صحبت های دروغ و پر از ریا دکتر امیر احمدی است.
آقای امیر احمدی نگفت که آن اتهامات واهی که در داخل ایران به آن نسبت دادند چه بوده و توسط چه کسانی بوده است. بقول خودشان: گروهی خاص هستند که علیه ایشان فعالیت می کنند. اما این گروه چه کسانی و به رهبری چه کسی است؟
چرا دولت خاتمی نتوانست تدارک ورود ایشان به ایران را ببیند؟ اما آقای احمدی نژاد این کار را انجام داد؟
اگر ایشان به فکر منافع 75 میلیون ایرانی است، چرا دروغ گویی مسئولین نظام را مصلحت اندیشی می نامند؟
مگه مصلحت،(75)میلیون نیست؟
چرا برای ایشان جای خوشحالی است که با لبخند این جمله را بر زبان جاری کرد: همه در ایران آزادند که هر چه می خواهند بگویند و دولت هم آزاد است که هر کاری می خواهد با مردم بکند؟؟؟
اگرآن بوشهری خائن از صحبت های رهبر جمهوری اسلامی چنین برداشتی دارد، چرا در اسلام (که جدایی دین از سیاست)را انکار می کند، رواست که به هر آنچه در رفتار سیاسی جمهوری اسلامی شبه ای دیده میشود به مصلحت نسبت داده
می شود و توجیه علمی و قابل قبول وجود ندارد؟؟؟
امیدوارم روزی برسه که امثال دکتر امیر احمدی ها و حاج عباس ها فقط به فکر منافع خودشان نباشند.

رامین گفت...

درود
بحث ما در اینجا در مورد جنگ نیست اما درباره دوستانی که صحبت از شرکت در جنگ 8 ساله می کنند و دادن عضو و ادعا دارند که در حال حاضر هم در صورت لزوم دیوانه وار و نه از روی عقل و خرد خواهند جنکید .
و در ایران هم با وجود گذشت 19 سال از جنگ تا صحبتی به میان می آید فورآ می گویند رزمندگان خون دادند و شهید شدند و از این مسئله به عنوان ابزاری برای بستن دهانها استفاده می کنند باید عرض کنم که نیروی نظامی هر کشوری در زمان جنگ وظیفه دفاع از تمامیت ارضی را بر عهده دارد و در تمام کشورها افرادی که در جنگ برای میهن جان خود را از دست می دهند قهرمان محسوب می شوند اما نیروی نظامی طبق قانون اساسی حق دخالت در سیاست را ندارد نیروی نظامی حال چه بسیج باشد چه سپاه از یک کشور دفاع نمی کند تا در آن نهادهای دموکراتیک وجود نداشته باشد نیروی نظامی 8 سال نمی جنگد تا دانشجویان و آزادیخواهان در صورت ابراز عقیده جایی جز زندان نداشته باشند سپاه و بسیج نجنگیده که احمد باطبی در زندان باقی بماند واکبر محمدی در زندان کشته شود سپاه نجنگیده تا انتخابات آزاد وجود نداشته باشد سپاه نجنگیده تا در صورتیکه تعدادی از زنان این مملکت برای حقوق برابر در یک پارک تجمع کنند یک لشکر به مقابله آنان رود .سپاه نجنگیده تا به بزرگترین نیروی سرکوب ملت تبدیل شود که اگر غیر از این بوده سپاه و بسیج کمتر از دشمن متجاوز عمل نکرده اند و عملآ نه به استقرار حاکمیت ملی که به ادامه استبداد و سرکوب یاری رسانده اند.
هر نیروی نظامی و انتظامی که به جای ایجاد امنیت و آرامش در یک کشور به ابزار حاکمان برای سرکوب و ادامه استبداد و ایجاد رعب و وحشت برای جلوگیری از ابراز عقیده و آزادیخواهی تبدیل شده باشد باید از خود خجالت بکشد چون تفاوتی با دشمن خارجی ندارد و عملآ کشور را به اشغال یک اقلیت که هدفی جز سوء استفاده و تامین منافع نامشروع خود ندارند درآورده است.
بحث در مورد جنگ ایران و عراق و بویژه ادامه آن بعد از آزادسازی خرمشهر و نقش آن در محکم شدن پایه های دیکتاتوری جمهوری اسلامی بسیار است که اگر زمانی فرصت شد در این مورد با دوستان صحبت می کنیم.

ناشناس گفت...

درود وفاجان
اولآ:می خواستم پیشنهادکنم که نظرات خوانندگان رادرموردمسایل مختلف فقط در یک صفحه قرارداده وبمدت یک هفته باقی
بماند.
ثانیآ:باسفرهای اخیرمقامات امریکایی به منطقه وکوتاه نیامدن مقامات ایرانی در مورد غنی سازی امکان و احتمال حمله نظامی راچندبرابرمی شود.وپیام من به مردم ایران اینست که تافرصت ازدست نرفته وزمان باقی ست،کمی به خودبیاییدوبه فکر آزادسازی کشورتان باشید.باهم متحد،منسجم و دارای تشکیلات شوید.مگرشماازمردم تبت کمترید؟ادعاراکناربگذارید،هیچ امداد غیبی به کمک شمانمیاید.آنچه هست دربازوان من وتوست.واگرهم درفکرکمک کشورهای دیگرهستید،بدانیدهیچ گربه ای محظ رضای خداموش نمیگیرد.حال خوددانید. دیگرفرصت سوزی کافیست.مملکت داردازدست می رود،این دیگرشوخی بردارنیست.تاکی ترس،بی تفاوتی،منفعت طلبی؟سی سال گذست.یکی دونسل فداشدوحالاهم کشورتان داردازدست می رودودرشرف تجزیه ونابودی ست.
بدرود